🥀𝒇𝒓𝒆𝒆𝒅𝒐𝒎 𝒐𝒇 𝒇𝒆𝒆𝒍𝒊𝒏𝒈 🥀
Открыть в Telegram
احساس یه ضعف نیست یه سلاحه..! ازادش کن، رهاش کن، بزار قدرت بگیره و پرواز کنه.. https://t.me/HarfChatBot?start=175473dc91a0
Больше400
Подписчики
-224 часа
-57 дней
+3730 день
Архив постов
من ادم اکیپی نبودم، هنوزم اونشکلی نیستم!
اما خب جمع امروز و صحبت ها باعث شد فکر کنم در اکیپ ها واقعا جمع میشن دورهمدیگه و همچین صحبت هایی میکنند!
درحالی که میتونم بگم نه با نغمه دراین باره صحبت میکنم و نه چیزی برای ارائه افکارم در باره این موضوع به دیگران دارم..
مثلا برعکس فلسقه و کتاب و سریال، دنیای ذهنی من هیجوقت اون سمتی نبوده اصلا!!
دنیای بدن زن ها، دنیای پیچیده ای و صدرصد ارزشمند..!
اما هر فرد چقدر بهش فکر میکنه؟
منظورم از بدن زن صرفا بحث زیبایی نیست بلکه بخش درونی و جنسی و ویژگی یک زنه..
مثلا سینه زنان
اندازه هاشون
چربی ها
بخش پسند کردنشون
زایمان یا سزارین
بچه شیر دادن از سینه موجب تغییر سینه میشه و...
به نوعی موجود عجیبی محسوب میشم !
تاحالا به بخش های بدن یک زن ، اونشکلی که امروز اهمیت داده شد، اهمیت ندادم که روش فکر و تمرکز کنم..!
اصلا بحث شرم نیست، اصلا و ابدا!
چون من ندارمش و راحت تر از حتی خانم های دیگه هستم در این زمینه و بدن و صحبت!
اما اینکه بشینم ساعت ها به شکلی حس به بدن زن بنگرم، نه نبوده!
میدونید ..!
امروز موقع صحبت درباره بحث های دخترونه، متوجه شدم که چقدر سالها از این بحث ها دور بودم!
انگار این بحث ها هیجوقت مال من نبودم و یا انگار هیجوقت بهشون فکر نکرده بودم و اولویتم نبودن!
نمیدونم اینکه اولویتم نیستد،درسته؟
امروز درباره خواستگار و بدن زن صحبت کردیم!
شاید چون هیچوقت دغدغه بدنمو نداشتم برام قابل حس نبود این موضوع بین دوستا، اکیپ ها و...
امروز حس کردم چقدر دورم انگار ازشون، از اون بحث ها و صحبت ها!
از بدن یک زن؟
چیزیه که خیلی باید بهش توجه بشه، ولی من هرچقدر به درونم مینگرم میبینم اخرین فکر متصل من میتونه به بدن زن متصل بشه!
یک سری صحبت هارو نمیدونستم امروز باید به شوخی بگیرم یا جدی؟!
یا قضیه چیه؟؟
چقدر عجیبه!!
این جور مواقع کلا ساکتم، هیج حرفی برای گفتن ندارم!
نمیدونم این مشکل جدیه؟
خیلی خوش گذشت، جای همگی خالی باشه😍😭
مهمونی دخترانه با رقص و خوراکی داشتیم((:
عکس گرفتیم، با کلی اهنگ رقصیدیم و قر دادیم🙂↔️
بعدش خواستیم فیلم سینمایی ترسناک ببینیمکه قسمت نبود واقعا یا زیرنویس فیلم اوکی نمیشد یا صدا اوکی نمیشد!
کلا اوکی نبود..
دیگه بیخیالش شدیم،دوباره رقصیدیم و داد زدیم و بالا پایین پریدیم کلییی😈
باهمدیگه نشستیم و لم دادیم وروی بالش ها و چایی و شیرینی خوردیم
بعدش هم نشستیم کلی دخترونه درباره مباحث دخترونه صحبت کنیم🙂↔️😌
بعدش باز کلی عکس گرفتیم باهمدیگه.
رفتیم اتاق و روی تخت نشستیم و از رانندگی و اتفاقات و دعواهای خانوادگی و احساساتمون صحبت کردیم و خاطره تعریف کردیم و قهقه زدیمممم😂🥰
خیلی خوش گذشتتتت((((((:
واقعا بهتر از اون چیزی شد که تصورشو میکردم🫠
1405/5/11
#پایان_روز
