پلاک ۰۱
Открыть в Telegram
🎙بستر رسمی بسیج دانشجویی دانشکده مهندسی برق و کامپیوتر دانشکدگان فنی دانشگاه تهران پیامرسان بله : ♦️https://ble.ir/pelak_01 ارتباط با ادمین : ♦️ @Pelak01_Admin
Больше305
Подписчики
+124 часа
+37 дней
+530 дней
Архив постов
304
🔎 ذرهبین | سومین جلسه از سلسلهجلسات دانشجویی
📌 بررسی نقش دانشجو در جامعه با توجه به بیانات رهبر انقلاب
در سومین نشست از سلسلهجلسات دانشجویی «ذرهبین»، میزبان آقای صادق شهبازی هستیم در این جلسه می خواهیم ضمن بررسی بیانات حضرت آقا به چند سوال بنیادین پاسخ بدیم و به تبیین جایگاه و نقش دانشجویان دانشکده فنی در مواجهه با مسائل و چالشهای پیشروی کشور بپردازیم و نقش خودمان را پیدا کنیم.
👤میهمان برنامه:
آقای صادق شهبازی
نویسنده،پژوهشگرو فعال فرهنگی رسانه ای
🗓️ زمان: شنبه 9 آبانماه، ساعت 16
📍 مکان: دفتر بسیج دانشجویی دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه تهران
🔹 فرصتی برای گفتوگو، پرسشگری و نگاهی دقیقتر به مسائل روز کشور
بسیج دانشجویی دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه تهران
⚡️ با #پلاک_01 همراه باشید...
🌐 تلگرام | بله
304
+5
📸 گزارش تصویری | دومین جلسه از سلسلهجلسات دانشجویی «ذرهبین»
🔎 دومین نشست از سلسلهجلسات دانشجویی «ذرهبین» با حضور دکتر میثم ظهوریان، نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی و نایبرئیس کمیسیون اقتصادی مجلس، برگزار شد.
در این نشست، وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور، چالشهای پیشرو و جایگاه و نقش دانشجویان در تحلیل مسائل کشور و مواجهه با تحولات جاری مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
📍 بسیج دانشجویی دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه تهران
⚡️ با #پلاک_01 همراه باشید...
🌐 تلگرام | بله
304
🔎 ذرهبین | دومین جلسه از سلسلهجلسات دانشجویی
📌 بررسی و تحلیل وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور
در دومین نشست از سلسلهجلسات دانشجویی «ذرهبین»، میزبان دکتر میثم ظهوریان، نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی و نایبرئیس کمیسیون اقتصادی مجلس خواهیم بود تا ضمن بررسی و تحلیل وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور، به تبیین جایگاه و نقش دانشجویان در مواجهه با مسائل و چالشهای پیشروی کشور بپردازیم.
📣 میهمان برنامه:
دکتر میثم ظهوریان
نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی
نایبرئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی
🗓️ زمان: دوشنبه ۴ آبانماه، بعد از اذان مغرب
📍 مکان: دفتر بسیج دانشجویی دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه تهران
🔹 فرصتی برای گفتوگو، پرسشگری و نگاهی دقیقتر به مسائل روز کشور
بسیج دانشجویی دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه تهران
⚡️ با #پلاک_01 همراه باشید...
🌐 تلگرام | بله
304
📜#تحلیل_دانشجویی
✍سیدپارسا یاسینی
ورودی ۱۴۰۴ مهندسی برق
#قسمت_سوم
نقشه راه عقلانی؛ اگر بودجهای هست، چطور باید خرج شود؟
اگر حاکمیت واقعاً قصد دارد چنین بودجهای را در این حوزه هزینه کند، سوزاندن آن در مسیر ساخت مدل پایه 40B از صفر، بیراههترین مسیر ممکن است. مسیر درست شامل چهار گام اساسی است:
گام اول، تمرکز بر Fine-tuning و تکنیکهای RAG به جای ساخت مدل از صفر است. بهجای رقابت از پیش باخته با مدلهای جهانی، باید مدلهای Open-weight قدرتمند دنیا مثل Llama یا Qwen را پایه قرار داد و با روشهای Continual Pre-training، دادههای بومی و ابزارهای Retrieval-Augmented Generation، آنها را برای نیازهای تخصصی مثل بانکداری، نفت، سلامت و حقوق شخصیسازی کرد. این کار با کسری از هزینه مدل اولیه، خروجی بهمراتب بهتری میدهد.
گام دوم، تشکیل ابر پردازشی ملی با الگوبرداری از شبکه آزمایشگاهی نانو است. به جای خرید مجزای کارت گرافیک برای هر اداره، یک پلتفرم یکپارچه ابری ساخته شود تا کلیه سرورهای موجود در کشور تجمیع شوند. محققان و تیمهای نخبه دانشگاهی بر اساس کیفیت پروژه، اعتبار زمان پردازش به صورت GPU Hours را در قالب Grant دریافت کنند.
گام سوم، شکستن انحصار دادههای عمومی است. بزرگترین سوخت هوش مصنوعی، داده است. آرشیوهای اسناد حقوقی، پایاننامهها، اطلاعات ترابری و آمارهای عمومی که سالهاست در سرورهای دولتی بایگانی شدهاند، باید استانداردسازی شده و با حفظ حریم خصوصی در قالب Datasetهای مرجع عمومی آزاد شوند.
گام چهارم، هدایت بودجه به سمت تقاضا به جای عرضه است. دولت بهجای اینکه خود کارفرمای پروژههای کمبازده شود، باید با اختصاص تسهیلات و معافیتهای مالیاتی سنگین، صنایع سنتی را تشویق کند تا مشتری راهکارهای هوش مصنوعی شرکتهای دانشبنیان و نوپا شوند. وقتی بازار شکل بگیرد، شرکتها رشد میکنند، نخبگان در کشور حفظ میشوند و این اکوسیستم روی پای خود میایستد.
نتیجهگیری
مشکل امروز هوش مصنوعی در ایران، کسری بودجه یا حتی ناتوانی مطلق در خرید پردازنده به خاطر تحریم نیست. مقایسه هزینهها با ابعاد بودجههای جاری و فسادهای اقتصادی نشان میدهد که این ارقام برای کشور ناممکن نیست؛ مشکل اینجاست که سیستم تصمیمگیری ما هنوز منطق تبدیل سرمایه به فناوری پایدار را پیدا نکرده است.
تا زمانی که سیاستگذار تصور کند توسعه فناوری معادل بستن قرارداد خرید سرور و حبس آن در سازمانهاست، هر بودجهای که تصویب شود صرفاً نصیب باندهای پروژهتراش خواهد شد و در انتهای مسیر، تعدادی کلاستر خاکخورده و پروژههای خاموش تحویل جامعه میدهد. هوش مصنوعی محتاج همراستاسازی بردارهاست: بازگشایی دادهها، اتصال زیرساختها در قالب یک شبکه ابری مشترک، و گره زدن مهندسی یادگیری عمیق به رگهای واقعی اقتصاد.
⚡️ با #پلاک_01 همراه باشید...
🌐 تلگرام | بله
304
📜#تحلیل_دانشجویی
✍سیدپارسا یاسینی
ورودی ۱۴۰۴ مهندسی برق
#قسمت_سوم
نقشه راه عقلانی؛ اگر بودجهای هست، چطور باید خرج شود؟
اگر حاکمیت واقعاً قصد دارد چنین بودجهای را در این حوزه هزینه کند، سوزاندن آن در مسیر ساخت مدل پایه 40B از صفر، بیراههترین مسیر ممکن است. مسیر درست شامل چهار گام اساسی است:
گام اول، تمرکز بر Fine-tuning و تکنیکهای RAG به جای ساخت مدل از صفر است. بهجای رقابت از پیش باخته با مدلهای جهانی، باید مدلهای Open-weight قدرتمند دنیا مثل Llama یا Qwen را پایه قرار داد و با روشهای Continual Pre-training، دادههای بومی و ابزارهای Retrieval-Augmented Generation، آنها را برای نیازهای تخصصی مثل بانکداری، نفت، سلامت و حقوق شخصیسازی کرد. این کار با کسری از هزینه مدل اولیه، خروجی بهمراتب بهتری میدهد.
گام دوم، تشکیل ابر پردازشی ملی با الگوبرداری از شبکه آزمایشگاهی نانو است. به جای خرید مجزای کارت گرافیک برای هر اداره، یک پلتفرم یکپارچه ابری ساخته شود تا کلیه سرورهای موجود در کشور تجمیع شوند. محققان و تیمهای نخبه دانشگاهی بر اساس کیفیت پروژه، اعتبار زمان پردازش به صورت GPU Hours را در قالب Grant دریافت کنند.
گام سوم، شکستن انحصار دادههای عمومی است. بزرگترین سوخت هوش مصنوعی، داده است. آرشیوهای اسناد حقوقی، پایاننامهها، اطلاعات ترابری و آمارهای عمومی که سالهاست در سرورهای دولتی بایگانی شدهاند، باید استانداردسازی شده و با حفظ حریم خصوصی در قالب Datasetهای مرجع عمومی آزاد شوند.
گام چهارم، هدایت بودجه به سمت تقاضا به جای عرضه است. دولت بهجای اینکه خود کارفرمای پروژههای کمبازده شود، باید با اختصاص تسهیلات و معافیتهای مالیاتی سنگین، صنایع سنتی را تشویق کند تا مشتری راهکارهای هوش مصنوعی شرکتهای دانشبنیان و نوپا شوند. وقتی بازار شکل بگیرد، شرکتها رشد میکنند، نخبگان در کشور حفظ میشوند و این اکوسیستم روی پای خود میایستد.
نتیجهگیری
مشکل امروز هوش مصنوعی در ایران، کسری بودجه یا حتی ناتوانی مطلق در خرید پردازنده به خاطر تحریم نیست. مقایسه هزینهها با ابعاد بودجههای جاری و فسادهای اقتصادی نشان میدهد که این ارقام برای کشور ناممکن نیست؛ مشکل اینجاست که سیستم تصمیمگیری ما هنوز منطق تبدیل سرمایه به فناوری پایدار را پیدا نکرده است.
تا زمانی که سیاستگذار تصور کند توسعه فناوری معادل بستن قرارداد خرید سرور و حبس آن در سازمانهاست، هر بودجهای که تصویب شود صرفاً نصیب باندهای پروژهتراش خواهد شد و در انتهای مسیر، تعدادی کلاستر خاکخورده و پروژههای خاموش تحویل جامعه میدهد. هوش مصنوعی محتاج همراستاسازی بردارهاست: بازگشایی دادهها، اتصال زیرساختها در قالب یک شبکه ابری مشترک، و گره زدن مهندسی یادگیری عمیق به رگهای واقعی اقتصاد.
⚡️ با #پلاک_01 همراه باشید...
🌐 تلگرام | بله
304
+5
📸 گزارش تصویری | سلسلهجلسات دانشجویی «ذرهبین»
🔎 نگاهی به آنچه در نشست بررسی و تحلیل وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور گذشت؛
این نشست با حضور دکتر روحالله ایزدخواه، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، با هدف بررسی مسائل روز کشور و گفتوگو پیرامون چالشهای اقتصادی و سیاسی برگزار شد.
📍 بسیج دانشجویی دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه تهران
⚡️ با #پلاک_01 همراه باشید...
🌐 تلگرام | بله
304
🔎 ذرهبین | سلسلهجلسات دانشجویی
📌 بررسی و تحلیل وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور
در سلسلهجلسات دانشجویی «ذرهبین»، اینبار میزبان دکتر روحالله ایزدخواه، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، خواهیم بود تا به بررسی و تحلیل وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور بپردازیم.
🗣 مهمان برنامه:
دکتر روحالله ایزدخواه
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی
🗓 زمان: چهارشنبه ۲۹ مهرماه، ساعت ۱۴
📍 مکان: دفتر بسیج دانشجویی برق و کامپیوتر دانشگاه تهران
🔹 فرصتی برای گفتوگو، پرسشگری و نگاهی دقیقتر به مسائل روز کشور
بسیج دانشجویی دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه تهران
⚡️ با #پلاک_01 همراه باشید...
🌐 تلگرام | بله
304
📜#جوابیه_تحلیل_دانشجویی
✍حسامالدین امینی
دانشجوی ۱۴۰۲ مهندسی برق
بخش دوم:
فراموش نکنیم که در روزهای نخست پس از طوفان الاقصی، افکار عمومی جهان همراه با رژیم صهیونیستی بود و حماس به عنوان سازمانی تروریستی معرفی میشد (حتی همین امروز نیز رهبران آن در کنار نتانیاهو و گالانت از سوی دادگاه بینالمللی لاهه به ارتکاب جنایت جنگی متهم هستند)؛ اما پس از جنایتهای هولناک و نسلکشی در غزه، ملتهای آزاده جهان به حمایت از فلسطین برخاستند و اکنون این رژیم در انزوای کامل جهانی قرار دارد. بیست سال پیش، هنگام سخنرانی احمدینژاد در سازمان ملل درباره حکومت غاصب و نژادپرست اسرائیل، جمع زیادی سالن را به نشانه اعتراض ترک کردند؛
اما امروز شاهدیم که در کنار وجدانهای بیدار ملتها، نمایندگان دولتها نیز هنگام سخنرانی نخستوزیر جنایتکار این رژیم سالن را ترک میکنند. تمام تلاش هشتادساله آنها برای سفیدشویی اقدامات تروریستیشان در این مدت بر باد رفته و اکنون تنها پشتوانه سیاسی آنان، حمایت ایالات متحده است.
علاوه بر این، نمیتوان هر رخداد دیگری در منطقه ـ مانند سقوط بشار اسد که ریشه در مشکلات داخلی و ساختاری ارتش سوریه داشت ـ را مستقیماً به پای طوفان الاقصی نوشت؛ یا واقعیت مقاومت عراق را کاملاً وارونه جلوه داد، در حالی که مجاهدان عراقی در سختترین روزها کنار ایران ایستادند، همزمان با ایران به مواضع آمریکا حمله کردند و اکنون پس از بیش از ۲۰ سال، نظامیان آمریکا را از کشور خود بیرون راندهاند؛ یا مجاهدتهای رزمندگان حزبالله لبنان را که بهرغم فشارهای سیاسی دولت ناکارآمد جوزف عون، اینگونه در برابر پیشرفتهترین تجهیزات غرب ایستادگی کردهاند، نشانه تضعیف آنان پنداشت.
در مورد زمیر یا هر کدام از سران رژیم صهیونیستی، تعبیری که امام خمینی (ره) در مورد کارتر استفاده کرد صدق میکند؛ که شیر وقتی مقابل دشمن میایستد، غرش میکند که طرف مقابل را بترساند، میترسد و از این جهت چیزی هم از آن طرفش صادر میکند، دمش را هم تکان میدهد که میانجی پیدا کند. آنها به قدری تحت فشارند که تنها با همین نمایشها میکوشند موقعیت خود را حفظ کنند. صهیونیستها استاد جنگ رسانهای هستند و با وجود تمام شکستها، هزینههای طرف مقابل را به گونهای بازنمایی میکنند که دستگاه محاسباتی مخاطب به این نتیجه برسد که «هر کس هزینه بیشتری داده، بازنده است»؛ سپس با بهرهگیری از همان امپراتوری رسانهای، خسارات رقیب را بزرگنمایی و تلفات خود را ناچیز جلوه میدهند.
در پایان، در پاسخ به این ادعا که «بدون برخورداری از ابزارهای مناسب محکوم به شکست خواهیم بود»، باید گفت کسی که این سطح از بازدارندگی، توان موشکی و پهپادی، و به چالش کشیدن هژمونی غرب و کنترل تنگه هرمز را «نداشتن ابزار مناسب» میبیند، احتمالا باید در تعریف خود از ابزارهای قدرت بازنگری کند. در مجموع، به کار بردن تعابیری چون «بیعقلی» یا «صداوسیمای میلی»، پیوند زدن بیدلیل مسائل مختلف به یکدیگر بدون پشتوانه منطقی، و روایت گلچینشده از هزینههای ناگزیرِ مسیر مقاومت بدون سنجش اهداف کلان و پیروزیهای راهبردی عظیم این دوران، بیش از آنکه تحلیل باشد، به سفسطهبافی شباهت دارد.
⚡️ با #پلاک_01 همراه باشید...
🌐 تلگرام | بله
304
📜#جوابیه_تحلیل_دانشجویی
✍حسامالدین امینی
دانشجوی ۱۴۰۲ مهندسی برق
بخش اول:
نخستین گام در تحلیل هر رویداد تاریخی، تعیین معیاری است که با آن شکست و پیروزی را تعریف میکنیم؛ چرا که برای یک تحلیل راهبردی دقیق، باید به جای تمرکز صرف بر خسارات، اهداف کلان دو طرف را مشخص کرد و دید کدامیک به هدفش نزدیکتر شده است. هر دو طرف کاملاً بر اساس آرمانهای ایدئولوژیک پیش میروند: آرمان اسرائیل و آمریکا ایجاد «اسرائیل بزرگ»، بلامنازع کردن هژمونی خود و جلوگیری از شکلگیری هر کشور قدرتمندی در منطقه است؛ آرمان ایران و محور مقاومت نیز اخراج آمریکا و نیروهای نیابتیاش از منطقه است تا غرب آسیا روی آرامش ببیند. در این راستا، رژیم صهیونیستی و آمریکا همواره تلاش کردهاند خود را حامی حقوق بشر و منجی جهان نشان دهند و مخالفانشان را با برچسب ضدیهود و حامی تروریسم خاموش کنند؛ ایران و جبهه مقاومت نیز طی سالیان گذشته با پیشرفتهای چشمگیر در حوزههای نظامی، صنعتی، سیاسی و امنیتی ـ که بررسی ابعاد مختلف آن، خود نوشتاری مستقل میطلبد ـ کوشیدهاند تا جای ممکن با خوی استکباری و وحشیگری آمریکا مقابله کنند و برای هر اقدامی آماده باشند.
طبیعی است که ایستادگی در برابر چنین جبههای و حرکت به سمت چنین آرمان بزرگی، بدون پرداخت هزینههای سنگین ممکن نیست. خطای تحلیلی آنجاست که هزینههای اجتنابناپذیر این مسیر با «شکست راهبردی» اشتباه گرفته شود؛ در حالی که هزینههای پس از عملیات، هرچقدر هم تلخ و سنگین باشند، لزوماً به معنای شکست راهبردی نیستند (همانگونه که شوروی در جنگ جهانی دوم با نزدیک به ۲۷ میلیون کشته بیشترین خسارت را متحمل شد، اما در نهایت متفقین پیروز آن جنگ بودند)؛ بنابراین، حجم خسارات بهتنهایی معیار کافی برای تعیین پیروز میدان نیست و برای بررسی راهبردی باید اهداف اولیه و پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت را مدنظر داشت. اینکه شهادت رهبران مقاومت و غیرنظامیان یا تخریب ساختمانها در غزه به معنای از بین رفتن روحیه و پایان مقاومت تلقی شود، ناشی از نشناختن ماهیت این جریان است؛ چرا که تاریخ نشان داده ساختار مقاومت قائم به شخص نیست و با شهادت فرماندهانش متوقف نمیشود. اینها هزینههایی است که در مسیر یک نبرد تاریخی ناچار به پرداخت آن هستیم، نه نشانه پایان راه.
از سوی دیگر، مطرح کردن این شائبه که شاید سازمان اطلاعات اسرائیل از حمله مطلع بوده و عمداً اجازه داده است عملیات انجام شود، بیشتر به یک شوخی میماند تا تحلیل؛ چرا که همانطور که رهبر شهید فرمودند، این عملیات یک شکست اطلاعاتی و نظامی غیرقابل ترمیم برای رژیم صهیونیستی بود. موساد که به عنوان یکی از قدرتمندترین سرویسهای اطلاعاتی دنیا شناخته میشود، از برنامهریزی برای چنین عملیات پیچیده و گستردهای بیاطلاع مانده بود. رژیمی که در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۱ تنها یک اسیر خود را در ازای ۱۰۲۷ اسیر فلسطینی مبادله کرد (که یکی از آنها شهید یحیی سنوار بود)، چگونه ممکن است عمداً اجازه دهد در یک روز بیش از ۱۲۰۰ کشته و ۲۵۰ اسیر بدهد؟ هیچکس در اسرائیل نمیتواند چنین خواری و خفتی را بپذیرد. حتی اگر به فرض محال بپذیریم که آنها از قصد اجازه دادند چنین اتفاقی بیفتد، این را باید لطف خداوند متعال دانست که به چنین خطای محاسباتی سهمگینی دچار شدند.
حال اگر بر اساس همان معیار «تحقق اهداف راهبردی» به صحنه نگاه کنیم، روشن میشود چه کسی واقعاً شکست خورده است. در زمانی که به فرموده رهبر شهید انقلاب، آمریکا، عناصر صهیونیست و برخی دولتها برای غرب آسیا نقشه کشیده بودند تا مناسبات بینالمللی این منطقه را به نفع رژیم صهیونیستی تغییر دهند و «پیمان ابراهیم» را گسترش دهند، عملیات طوفان الاقصی آن نقشه را باطل کرد؛ اکنون پس از گذشت سه سال، این رژیم منفورترین حکومت روی کره خاکی است و به هیچ عنوان توان احیای اعتبار پیشین خود را ندارد. آمریکا نیز با هزینههای سنگینی که بر مردم خود و جهان تحمیل کرد و شکست نظامیای که متحمل شد، اعتبار و جایگاهش را چه در حوزه سیاسی-اقتصادی و چه در حوزه امنیتی-نظامی از دست داده است؛ دولتی که در جنگ با ایران به هیچیک از اهداف خود دست نیافته، اکنون تنگه هرمز را نیز از دست داده و بدهیاش از ۴۰ تریلیون دلار فراتر رفته است، دیگر مانند گذشته کدخدای جهان دیده نمیشود.
⚡️ با #پلاک_01 همراه باشید...
🌐 تلگرام | بله
304
📜#تحلیل_دانشجویی
✍ناشناس
دانشجوی دانشگاه تهران
عملیات هفت اکتبر؛ حماسه یا شکست بزرگ؟
پس از آغاز عملیات طوفان الاقصی و ورود نزدیک به ۴۰۰۰ مجاهد جهاد اسلامی به سرزمینهای اشغالی و تصرف بخش قابلتوجهی از مناطق اسرائیل، تحولات بزرگی در منطقه رقم خورد.
پس از فتوحات اولیه، اوضاع برای محور مقاومت چندان خوب پیش نرفت. امروز، در آستانه سومین سالگرد هفت اکتبر، تقریباً تمام رهبران محور مقاومت به شهادت رسیدهاند. توان حزبالله در مقایسه با دوران پیش از این عملیات، بهشدت کاهش یافته است؛ سازمانهای جهاد اسلامی و روحیه مقاومت نیز تقریباً در فلسطین از میان رفتهاند. نزدیک به ۸۰ هزار غیرنظامی در نوار غزه به شهادت رسیدهاند، هیچ ساختمان سالمی در غزه باقی نمانده و بخش بزرگی از جمعیت فلسطین مجبور به کوچ اجباری شدهاند.
دولت بشار اسد سرنگون شد. مقاومت عراق عملاً زیرمجموعه ارتش بیغیرت عراق درآمده و جبهه یکپارچه مقاومت به وضعیتی اسفبار دچار شده است! فشارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی بر کشورمان به حداکثر خود رسیدهاند و تا چند هفته دیگر، عملاً تهاجم دیگری به کشور تحمیل خواهد شد.
اما دستاوردهای این عملیات چه بود؟ آیا وضعیت مردم غزه بهتر شد؟ آیا این عملیات باعث تثبیت موقعیت ما در منطقه شد؟ هیچکدام! دستاورد این عملیات، در مجموع، چیزی جز شکست نبود.
حال، یک مسئله اساسی مطرح میشود: آیا سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل، که یکی از قدرتمندترین سازمانهای اطلاعاتی دنیاست، از چنین عملیات گستردهای مطلع نشده بود؟ چطور جبهه داخلی اسرائیل، که حتی ده دقیقه پیش از شلیک موشک اعلام وضعیت حمله میکند، نتوانست تحرکاتی با این ابعاد را شناسایی کند؟ یا شاید هم حمله را شناسایی کرده بود، اما ترجیح داد اجازه دهد عملیات انجام شود؟
عملیات هفت اکتبر به دوران شکوه محور مقاومت پایان داد، اما ما حتی حاضر نیستیم به شکستهای خودمان اعتراف کنیم! زمیر که امروز زبانش درازتر از قدش شده است، تا چند هفته پس از طوفان الاقصی جرئت نداشت در رسانههای اسرائیلی حتی سلام کند و در روزهای نخست عملیات، از حزبالله التماس میکرد که وارد جنگ نشود!
امان از اینکه عدهای نادان، جبهه مقاومت را به کجا رساندند! امروز، در صداوسیمای میلی ما، افرادی که تخصص خاصی جز مجیز گویی ندارند، مراسم هفت اکتبر را جشن میگیرند. البته، این رفتار را میتوان ناشی از بیعقلی آنها دانست؛ هرچند باید گفت که پولهای مفتوهنگفتی میگیرند تا دقیقاً همین کار را انجام دهند. عملیاتی که جز در چند روز نخست، در طول این سه سال برای ایران و شرکایش به کابوسی تمامعیار تبدیل شده و همچون بختکی به جان کشور افتاده است.
هفت اکتبر نشان داد که اگرچه باید در مسیر مبارزه با ظلم حرکت کرد، اما بدون برخورداری از ابزارهای مناسب، محکوم به شکست خواهیم بود.
⚡️ با #پلاک_01 همراه باشید...
🌐 تلگرام | بله
304
📜#تحلیل_دانشجویی
✍سیدپارسا یاسینی
ورودی ۱۴۰۴ مهندسی برق
ادامه قسمت دوم:
دلیل سوم: بحران سرمایه انسانی و فرار مغزها فرض کنیم سختافزار مدرن آماده است و پول هم نقد در حساب وجود دارد. اما چهکسی قرار است این سامانه توزیعشده عظیم را مدیریت کند؟ مهندسانی که توان کار عملیاتی با کلاسترهای چندهزار هستهای یادگیری عمیق را داشته باشند در داخل کشور انگشتشمارند. این افراد به دلیل درآمد ریالی، ناپایداریهای اینترنت، فیلترینگ و فضای اداری بسته، بهسرعت جذب کشورهای حاشیه خلیجفارس یا شرکتهای غربی میشوند. شما با پول میتوانید کارت گرافیک بخرید، اما نمیتوانید متخصص تراز اول را در یک ساختار اداری ناکارآمد به زور نگه دارید.
دلیل چهارم: نبود بازار و غیبت مشتری واقعی یک محصول هوش مصنوعی برای بقا نیازمند مشتری است. پس از پایان آموزش، هزینه سرویسدهی روزانه سرورها باید از محل فروش خدمات به صنایع تأمین شود. صنایع بزرگ کشور مثل نفت، فولاد و خودروسازی به دلیل انحصار و رانت انرژی ارزان، دغدغهای برای کاهش هزینهها از طریق اتوماسیون هوشمند ندارند. کاربران عادی هم با یک ابزار تغییر آیپی ساده به بهترین و بهروزترین مدلهای دنیا دسترسی دارند. وقتی مشتری نباشد، به محض اینکه مدیر مربوطه عوض شود یا ردیف بودجه دولتی قطع گردد، سرورهای پروژه به دلیل هزینههای جاری خاموش میشوند؛ درست مثل سرنوشتی که برای موتورهای جستجوی بومی یا سیستمعاملهای ملی رقم خورد.
درد بیدرمان ساختار اداری: جزیرههای مستقل و دعوای متولیان
یکی از جلوههای بارز این بحران، سندروم پروژههای بحرانزده و تکرار داستان واکسن کروناست. در دوران کرونا، به جای ایجاد یک کنسرسیوم واحد برای ساخت واکسن، دهها نهاد، دانشگاه و سازمان مستقل ردیف بودجه اختصاصی گرفتند و رقابتی فرسایشی برای معرفی دستاورد جزیرهای شکل دادند. این الگو امروز در هوش مصنوعی هم تکرار میشود: هر وزارتخانه پارک فناوری خود را افتتاح میکند، دانشگاهها آزمایشگاه مستقل میزنند و ارگانها طرحهای طبقهبندیشده خود را جلو میبرند.
نمونه دیگر، سرنوشت سازمان ملی هوش مصنوعی است. راهاندازی شتابزده در اواخر یک دولت، بازنگری و جابهجایی اختیارات در دولت بعدی، و دعواهای اداری بر سر ساختمان و تشکیلات نشان میدهد که دعوا پیش از آنکه بر سر دستاورد فناورانه باشد، بر سر تعیین مالکیت و کرسیهای مدیریتی است.
علاوه بر این، انحصار عجیبی بر سرورهای موجود در کشور حاکم است. بر خلاف باور عمومی، کشور از نظر سرور و مراکز محاسبات سنگین دستخالی نیست؛ دانشگاههای برتر و نهادهای حاکمیتی تجهیزات پردازشی قابل توجهی دارند. اما به دلیل نگاه امنیتی و انحصارطلبی سازمانی، این تجهیزات پشت درهای بسته خاک میخورند و بهرهوری پایینی دارند، در حالی که پژوهشگر نخبه برای کارهای ساده باید معطل سرویسهای اشتراکی خارجی بماند.
مقایسه تطبیقی با تجربه موفق ستاد نانو
یکی از معدود مدلهای بومی موفق در توسعه فناوری، تجربه دو دهه گذشته نانوفناوری در ایران است. در مدل نانو، جایگاه فرماندهی در قالب یک ستاد راهبردی واحد با ثبات مدیریتی بلندمدت تعریف شد، در حالی که امروز در هوش مصنوعی دهها شورا، وزارتخانه و ارگان با سیاستهای متناقض تصمیم میگیرند.
در بحث زیرساخت، ستاد نانو شبکه آزمایشگاهی راهبردی راه انداخت تا تجهیزات متعلق به همه باشد و به اشتراک گذاشته شود، در حالی که در هوش مصنوعی سرورها در اتاقهای اختصاصی ارگانها قفل شدهاند. مدل حمایت مالی نانو بر اعطای گرنت آزمایشگاهی به خود محقق متمرکز بود تا خدمات بخرد، اما در هوش مصنوعی تلاش بر این است که پول نقد به ادارات داده شود تا سرور بخرند. در نانو المپیادها و مسابقات دانشجویی به محصولات صنعتی وصل شد، اما در هوش مصنوعی کار به مقالهنویسی محض در دانشگاهها تقلیل یافته است.
البته یک تفاوت ماهوی هم وجود دارد؛ نانو یک فناوری فیزیکی، آزمایشگاهی و درونمرزی بود، اما هوش مصنوعی با شریانهای زنده ارتباطات بینالمللی، اینترنت بدون لایه و جریان داده باز تنفس میکند؛ بستری که در ایران با چالشهای ساختاری فیلترینگ و تحریمهای دولایه روبهروست.
⚡️ با #پلاک_01 همراه باشید...
🌐 تلگرام | بله
304
📜#تحلیل_دانشجویی
✍سیدپارسا یاسینی
ورودی ۱۴۰۴ مهندسی برق
#قسمت_دوم
اما پرسش بنیادی این است: چرا ریختن این پول در این ظرف، فناوری تولید نمیکند؟
چهار دلیل بنیادین: چرا پول نفت نمیتواند فناوری هوش مصنوعی بسازد؟
دلیل اول: طعمه شدن بودجه و پدیده چندپارگی منابع در ساختار اقتصادی و اداری ما، وقتی اعلام میشود چنین بودجهای برای هوش مصنوعی تصویب شده، اولین اتفاقی که میافتد جهش علمی نیست؛ بلکه هجوم سازمانها و پژوهشکدههای مختلف برای تکهتکه کردن این کیک بودجهای است. برای راضی نگه داشتن همه مدعیان، بودجه خرد میشود و به هر دانشگاه، ارگان و وزارتخانه سهمی میرسد. نتیجه این رفتار فاجعه است: به جای یک مرکز داده متمرکز و یکپارچه، دهها اتاق سرور کوچک با تعداد محدودی کارت پردازشی در نهادهای مختلف راه میافتد که روی هیچکدامشان حتی نمیتوان یک مدل کوچک چند میلیارد پارامتری را آموزش داد. بودجه کاملاً خرج میشود، اما عملاً هیچ خروجی ملموسی شکل نمیگیرد.
دلیل دوم: استهلاک فناوری در برابر زمان؛ چیپ مثل میلگرد نیست در پروژههای ساختمانی یا فسادهای رایج ملکی، پول صرف زمین، اسکلت فلزی یا مصالح میشود؛ دارایی فیزیکی میماند و حتی در طول زمان با تورم گرانتر میشود. اما در هوش مصنوعی، از زمان تصویب بودجه تا برگزاری مناقصه، مبادلات صرافی، انتقال محموله و برطرف کردن باگهای شبکه در ایران، حداقل یک تا دو سال زمان تلف میشود. در این فاصله زمانی، غولهای فناوری دنیا معماریهای بهمراتب کارآمدتری معرفی میکنند که با یکدهم آن هزینه، خروجی بهتری میدهد. روزی که روبان پروژه بریده شود، سیستمی رونمایی کردهاید که فناوریاش از نظر بازدهی کاملاً منسوخ شده است. استهلاک در حوزه هوش مصنوعی وابسته به زمان است، نه فرسودگی فیزیکی قطعات.
⚡️ با #پلاک_01 همراه باشید...
🌐 تلگرام | بله
304
🔰 «عهد خون؛ خامنهای، آرمان ما.»
🔻مراسم بزرگداشت رهبر شهید و سالروز عملیات طوفانالاقصی
▫️باحضور:
دکتر سعید جلیلی؛ نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی
به همراه حضور قاری بین المللی، شاعر آئینی
⏰ دوشنبه، ۲۰ مهرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۴
📌 سالن شهید رجببیگی، دانشکده فنی، پردیس مرکزی دانشگاه تهران
@Basijfanni
⚡️ با #پلاک_01 همراه باشید...
🌐 تلگرام | بله
304
#تا_پای_جان_با_وطنم 🇮🇷
این برد، گوشهای از دغدغههای اساتیدِ باوطن دانشگاه ماست؛ نگاهی دقیق به مسائل کلان کشور، از امنیت ملی تا توسعه زیرساختهای استراتژیک. پیوند میانِ تعهدِ انقلابی و تخصصِ علمی همان راهی است که ایران را شکستناپذیر میکند. مسیر ما روشن است ...
⚡️ با #پلاک_01 همراه باشید...
🌐 تلگرام | بله
304
📜#تحلیل_دانشجویی
✍سیدپارسا یاسینی
ورودی ۱۴۰۴ مهندسی برق
#بخش_اول
چرا در هوش مصنوعی لنگ میزنیم؟ واکاوی موانع واقعی توسعه AI در ایران؛ فراتر از کلیشههای مالی و سختافزاری
مقدمه و طرح مسئله
این روزها هر جا صحبتی از هوش مصنوعی میشود، یک پرسش تکراری و آشنا سر باز میکند: چرا با وجود اینهمه رتبه تکرقمی در المپیادها و فارغالتحصیلهای دانشگاههای برتر که خیلی از آنها در شرکتهای بزرگ دنیا هدایت پروژههای روز هوش مصنوعی را در دست دارند، دست خودمان در داخل خالی است؟
در پاسخ به این پرسش، معمولاً یک تحلیل دمدستی و پرطرفدار سریعاً مطرح میشود: اینکه همهچیز لنگِ پول و سختافزار است! استدلال میشود که برای آموزش یک مدل زبانی بومی از صفر در مقیاس 40B پارامتر، نهایتاً به چند ده میلیون دلار یا رقمی در حدود ۱۰ تا ۱۵ هزار میلیارد تومان (۱۰ تا ۱۵ همت) نقدینگی نیاز است؛ رقمی که در مقایسه با فسادهای کلان بانکی، اختلاسها، تبادلات تراستیها یا گردش مالی پروژههای عمرانی کشور، در مقیاس کلان شوخی و پول خرد به حساب میآید. بنابراین نتیجه میگیرند که تنها گره کار، نبود اراده حاکمیتی برای پرداخت این رقم و خرید چند کانتینر چیپ پردازشی است.
روی کاغذ، بخش اول این تحلیل کاملاً درست است؛ حتی با نوسانات ارزی و جهشهای قیمتی در بازار آزاد، تأمین این ارقام در مقیاس درآمدهای ارزی و نفتی کشور غیرممکن نیست. اما اگر کمبود ریال و دلار مانع اصلی نیست، کجای کار میلنگد؟ چرا تزریق همین ارقام در گذشته به پروژههای دیگر نتیجهای نداشته و در هوش مصنوعی هم اگر رخ دهد به بنبست میرسد؟ واقعیت ماجرا این است که در توسعه فناوریهای لبه، مسئله صرفاً موجودی خزانه نیست؛ بلکه پارادوکس فیزیکی حجم داده، نرخ بالای استهلاک دانشی، انزوای فنی و زیرساختی، و بحران حکمرانی نهادی است.
تخمین مهندسی و واقعبینانه هزینهها؛ یک مدل 40B دستبالا چقدر تمام میشود؟
برای اینکه تصویر روشنی از ابعاد فنی و مالی داشته باشیم، باید محاسبات تئوریک را با واقعیتهای میدانی و ریسکهای عملیاتی در ایران تطبیق داد.
محاسبات تئوریک نشان میدهد که برای آموزش پایدار یک مدل استاندارد 40B پارامتری در طول چند ماه، حداقل به توانی در حدود ۵۱۲ شتابدهنده پرچمدار نیاز است. اما در محیط عملیاتی، هیچ تیمی کلاستر را دقیقاً برابر با حداقل نیاز نمیچیند. در یک مقیاس بزرگ، سوختن یک کارت، قطعی کابل یا اشکال در یک نود میتواند کل فرآیند آموزش را متوقف کند. بنابراین با احتساب حاشیه امنیت و نودهای جایگزین یا همان Redundancy، به کلاستری با حداقل ۶۴۰ تا ۷۶۸ شتابدهنده پرچمدار نظیر NVIDIA H200 یا نسل Blackwell مثل B200 نیاز خواهد بود.
تهیه چنین کلاستری فقط خرید سرور نیست. گلوگاه اصلی در آموزش موازی یا Distributed Training، تأمین سوئیچهای گرانقیمت شبکه با توپولوژیهای پیچیدهای نظیر Fat-Tree بر بستر InfiniBand Quantum-2 و حافظههای ذخیرهسازی فوقسریع NVMe است. تهیه این ادوات شبکه اختصاصی به دلیل کنترلهای صادراتی سختگیرانه، حتی از خود کارتهای گرافیک هم پرهزینهتر و پیچیدهتر است. در بازار غیررسمی و با احتساب ریسک قاچاق، هزینههای تراستیها و واسطهها، راهاندازی این بخش سختافزاری دستبالا بین ۵۰ تا ۶۰ میلیون دلار هزینه دارد.
علاوه بر این، راهاندازی دیتاسنتر با تأمین برق صنعتی مگاواتی پایدار، زیرساختهای خنککاری مایع یا همان Liquid Cooling، ژنراتورهای اضطراری، دستمزد تیم ارشد مهندسی سیستمهای توزیعشده و فریمورکهای مقیاسپذیر، بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون دلار دیگر بودجه میطلبد.
نکته مهمتر، انزوای فنی ناشی از تحریم است. کلاسترهای انویدیا در ایران فاقد هرگونه پشتیبانی رسمی سازمانی، گارانتی سختافزاری و دسترسی مستقیم به بهروزرسانیهای نرمافزاری و عیبیابی مستقیم هستند؛ موضوعی که ریسک توقف پروژه و تحمیل هزینههای پیشبینینشده را بهشدت بالا میبرد. با در نظر گرفتن این موارد و هزینههای جاری سرویسدهی روزانه و استنتاج در سال اول، کل پروژه دستبالا به حدود ۷۰ تا ۸۵ میلیون دلار بودجه نیاز دارد که با نرخهای روز ارز در بازار آزاد، معادل رقمی در حدود ۱۸ تا ۲۲ همت خواهد بود.
این رقم در مقایسه با ابعاد اقتصاد کشور و پروندههای سنگین فساد، ناممکن نیست؛ اما پرسش کلیدی اینجاست: چرا حتی با صرف این هزینه، ساخت یک مدل پایه از صفر عملاً به بنبست میرسد؟
🏷 با #پلاک_01 همراه باشید...
🌐 تلگرام | بله
