آبیِ مطلق
Открыть в Telegram
430
Подписчики
-424 часа
-117 дней
-1130 дней
Архив постов
430
Let your sorrow flow in me
بگذار غم تو در من جاری شود
and take away my blood and bones
و خون و استخوانم را بردار
430
بیهوده بازی را جدی گرفته ای
وگرنه برای خون فرقی نمیکند
که از رگ های من و تو بگذرد
یا از جوب های خیابان
430
If our grave was watered by the rain
اگه سنگ قبر ما آب داده میشد توسط بارون
Would roses bloom?
ممکن بود که رزها شکوفه بزنن؟
430
And I’m sorry I left, but it was for the best
من متاسفم که رفتم، ولی این بهترین کار بود
Though it never felt right
اگر چه هرگز درست به نظر نیومد
