ru
Feedback
Digestive🍪

Digestive🍪

Открыть в Telegram

من نه اونقدر خوبم که میبینی، نه اونقدر بدم که فکر میکنی، اینجا ویترین زندگی من رو میبینی، نه واقعیتش رو 👩🏻‍⚕️کانال ویزیت آنلاین فیزیوتراپی: @ptclinic 🖇️تبلیغات: @digestive_ads 🪿راه ارتباطی: @dailymachbot

Больше
3 399
Подписчики
+824 часа
-177 дней
+5730 дней
Архив постов
عزیزان! هر سوالی، ابهامی در مورد کارنامه تون داشتین میتونید از طریق بات ارسال کنید، ما با کمال میل کمکتون میکنیم تا این مسیر راحت تر بشه براتون💜✨ @mohammadrazieebot

خوشگلا، من اطلاعات خاصی راجع به رشته‌ها ندارم ولی هزاران سوال راجع بهش ازم پرسیدین این چند روز😂 ولی آقای رضیئی که باهاش همکاری میکردم کاملا مورد تایید هست و علمش رو داره و به سوالاتتون جواب میده، میتونین ازش کمک بگیرین❤️

هیچی دیگه، حالا باید بشینم برا مشکی‌ام گریه کنم

مشکی یکی از گربه‌های کوچه‌مونه که من بهش غذا میدادم و باهام دوست بود.

بچه‌ها مشکی مُرده😞 فک کنم ماشین زده بهش چون خونی بود💔

من اصلا کارش رو تایید نمیکنم، از اولش غلط رفته، چه این که تنهایی رفته دختره رو گرفته، چه کلا انتخاب این دختره (چون من از نزدیک دیدمش اینجوری بودم که ewww)، چه الان این مظلوم بازیاش، ولی میخوام بگم پسری که دختری رو بخواد این شکلیه، حالا هی بشینید که پسرا بذارنتون تو آب نمک، بیاید از من بپرسید بنظرت دوسم داره؟ دوست پسرم بهم زنگ نمیزنه میگه وقت ندارم عادیه؟ نه عزیزم عادی نیست.

و خلاصه خواستم بهتون بگم که یه پسر اگه واقعا بخوادتون، هررررکاری برای به دست اوردن و داشتن و برگشتنتون میکنه، تو روی همه وایمیسه و تنها میشه و سختی میکشه و همه چیزو از دست میده تا فقط شما رو به دست بیاره.

بعد فکر نکنین پسرعمه‌م از این پسر اسکل مسکلاست، نه اتفاقا بچه زرنگه، یکم تریپ لاتی داره از اینا که خیابون میتونه ببنده، قد و هیکل و قیافه خوبم داره، پول داره، ولی عشق دختره دیوونه‌ش کرده

و واقعا هم همه‌ کاری داره میکنه، اون روز که ما رفته بودیم بندر خونه‌شون، پسرعمه‌م با گریه داستانش رو تعریف کرد، و میگفت من این وسط دلم فقط برا این میسوزه که زنم با من پایه نبود، وگرنه دنیا رو بهم میریختم براش، حالا هرچی ام خانواده‌هامون میخواستن سنگ بندازن

و قسمت غم‌انگیز ماجرا میدونین کجاست؟ اینجایی که پسرعمه‌م کرمی نمیریزه و اذیتی نمیکنه، با این که میتونه، ولی هنوز امید داره که دختره برگرده بهش

پسرعمه‌م هنوز داره ماهی دو‌تا سکه میده به دختره و دختره چون کرم داره حق طلاقش هم نمیگیره، همینجوری این بدبخت‌و لنگ در هوا نگه داشته

و دست از پا درازتر رسما از اون شهر بیرونش میکنن، دختره مهریه‌ش رو میذاره اجرا، دادگاه ماشین پسرعمه‌م رو توقیف میکنه، و هزار تا بلای دیگه

بعد چون مثلا یه حقی هم موقع عقد گرفته بودن که برای زندگی حتما باید شهر دختر بمونن، پسرعمه‌م‌ نمیتونسته بگه که اره زنمه حقش‌و‌ دارم میخوام ببرمش و فلان

بعد دیگه مامانه هی زیر گوش دخترش خونده که اره این معلوم نیست داره چی کار میکنه که اینقد به تو باج میده و داره گولت میزنه و از اینجور حرفا، مهریه‌ت رو بذار اجرا، همه حق و حقوقم که داری کاری نمیتونه بکنه، دیگه نمیذاریم بیاد پیشت و میگیم بره شهر خودشون

و یجوری حسادت و دخالت میکرده که این زن و شوهر یک شب با هم تنها نخوابیدن و مامانه وسطشون میخوابیده!!!

دیگه اونموقعا عمه اینام یکم داشتن با پسرعمه‌م راه میومدن و از لحاظ مالی حمایتش میکردن، اینم خیلی پسر لارجیه، هیییی برا دختره کادو و طلا میخریده، خرید میبردش، برا هر مناسبتی کادوهای خوب میخریده و ... مامانه گفته وا تو چرا باید اینقد برا دختر من خرج کنی؟ چه گهی داری میخوری و فلان

مامان دختره هی سنگ میندازه وسط رابطه‌شون و اذیتشون میکنه، هی دخالت میکنه و بدجنس بازی در میاره، شاید براتون سوال بشه که خب چرا؟ مگه مرض داره؟ که باید بگم آره مرض داره، چون مامان بابای دختره با هم رابطه خوبی نداشتن و مامانه پر از عقده و کمبود بوده و وقتی میدیده دامادش اینقد برا دخترش به در و دیوار میزنه و همه کاری میکنه و تو روی همه وایساده، حسودیش میشه😍 و تو روی پسرعمه‌م بهش میگه تو یه جای کارت میلنگه که اینقد به دختر من باج میدی!!!

خلاصه چند ماه خیلی سختی رو میگذرونه و کاش سختیش فقط از سمت خانواده خودش بود، کم کم دختره و خانواده‌ش هم بازی در میارن و اذیتش میکنن

بعد از این که پسرعمه‌م تک و تنها میره دختره رو میگیره، وقتی خانواده‌ش میفهمن یجورایی طردش میکنن و میگن ما هیچ حمایتی ازت نمیکنیم و بقیه راه رو هم خودت تنهایی برو، و با این که باباش خیلی پولداره و تو بندر گاراژ داره و شونصد تا کارگر زیر دستش داره، ولی پسرعمه‌م جمع میکنه میره گرگان پیش زنش و برای یه نفر دیگه کار میکنه.

شاید براتون سوال بشه که خب مامان بابای خودش هیچی، مامان بابای دختره چی؟ که باید بگم اونام مخالف بودن ولی پسرعمه‌م اینقد دختره رو میخواسته که با هزار ترفند راضیشون میکنه و خانواده دختره هزار تا شرط براش میذارن و تمااام حق و حقوق رو کامل برا دخترشون میگیرن و مهریه سنگین و ... پسرعمه‌م هم با کمال میل قبول میکنه.