ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

Digestive🍪

Digestive🍪

Открыть в Telegram

من نه اونقدر خوبم که میبینی، نه اونقدر بدم که فکر میکنی، اینجا ویترین زندگی من رو میبینی، نه واقعیتش رو 👩🏻‍⚕️کانال ویزیت آنلاین فیزیوتراپی: @ptclinic 🖇️تبلیغات: @digestive_ads

Больше
3 464
Подписчики
+624 часа
+767 дней
+4030 дней
Архив постов
فقط مامانم که آخرش میگه: "فک کنم شیرت بدمزه‌ست" یعنی مادر ایرانی تحت هر شرایطی حس ناکافی بودن میده

چرا تو انلاین‌شاپ هیچکدومتون اسپری داو نیست؟! 🥲 اگه دارین برام بفرستین بخرم ازتون @DailymachBot

Видеосообщение01:00

photo content

بچه‌ها اگه من به زودی حامله شدم علتش رو بدونین:
بچه‌ها اگه من به زودی حامله شدم علتش رو بدونین:

من و نهال کوچولو بهتون شب بخیر میگیم✨🍼🍓
من و نهال کوچولو بهتون شب بخیر میگیم✨🍼🍓

خلاصه که این تجربه رو گفتم شاید به دردتون بخوره، حالا چه برای زایمان چه خدای نکرده هر مشکل دیگه‌ای اگه مسیرتون به مراکز درمانی خصوصی خورد، اگه دیدین یه کاری یا نسخه‌ای یکم بوی پول و گول و فلان میده شک کنین و زود قبول نکنین، متاسفانه اینجور مسائل توی جامعه پزشکی زیاده

نمیدونم نظریه محبوبیه یا نه، ولی به نظرم پزشک باوجدان با سواد معمولی خیلی بهتر از پزشک باسواد ولی بی‌وجدانه، اون پزشک کم‌سواد ولی با وجدانه نهایتا میگه فلان چیز رو نمیدونم، ولی اون باسواد بی‌وجدانه میدونه ولی اول به فکر منفعت و سود و اون درصدیه که به خودش میرسه.

خلاصه که بازم بهمون ثابت شد این چیزا و مکانای چسی صرفا واسه چسی و ادا هستن، و وجدان کادر درمان از هرچیزی مهم‌تره

بعد حالا امروز صبح مثلا مسئول شکایات اومدن برای رسیدگی و بررسی، ما اولش آروم شروع کردیم تعریف کنیم چی شده، زنه فکر کرد دور از جون با خر طرفه، هی سعی کرد توجیه کنه و حتی تلاش به دلجویی یا معذرت‌خواهی هم نمیکرد، بعد که اینجوری کرد مام عصبی شدیم دیگه و مادرشوهر خواهرم قشنگ رید بهش شست پهنش کرد😂

و گفت در اسرع وقت که سرم خلوت شد یه پست از این موضوعات میسازم توی پیجم🤣

خواهرم گفت حالا من پزشکم درسش رو خوندم خودم تمام این بخشا رو رفتم، متخصص آشنا داشتم، تونستم گول اینا رو نخورم، ولی یکی که پزشک نیست و اطلاعاتی نداره خب قطعا سریع قبول میکنه بچه بستری شه و پولشم هرجور باشه میده در صورتی که اصلا نیاز نبوده، این وجدانه واقعا؟!

و حالا این سرپرستاره ول نمیکرد، هی میرفت میومد میگفت خیلییی خطرناکه‌هاااااا، بچتون به مشکل میخوره‌هااااا، خواهرمم میگفت من خودم پزشکم میدونم چیزی نیست و نمیخوام بچه‌م رو سه روز جدا کنم از خودم، و به اون دوستش هم زنگ زد سریع خودش رو رسوند و از نزدیک بچه رو معاینه کرد گفت نه هیچیش نیست و نیاز به بستری نیست، خواهرمم گفت با رضایت خودم میگم که نمیخوام بستری شه، این پرستاره هم یجووورییی برا ما رفت تو قیافه که نگو

اینجا ما شصتمون تیر کشید که آها قضیه مالی شد دیگه، خواهرم یه دوست صمیمی داره که اتند اطفاله و استاد دانشگاه تهران، سریع زنگ زد به اون ازش پرسید و دوستش گفت اصلا با توجه به چیزایی که میگی امکان نداره همچین مشکلی داشته باشه و یکم ناله تو بچه طبیعیه، بعد یه ماما اونجا بود اومد بچه رو تقریبا یک ربع بغل کرد، تکون داد، همه کار کرد، گفت من توی این یک ربع هیچ علائمی ندیدم ازش و نرماله کاملا، بعد سرپرستاره با این ماماعه دعوا کرد گفت تو چرا دخالت میکنی؟ دکترش گفته باید بستری شه باید بستری شه.

شب پزشک اومد بچه رو معاینه کرد، و واااقعااا یه معاینه ۲-۳ دقیقه‌ای سرسری کرد، و گفت بچه یکم ریه‌ش درگیره باید حداقل سه روز بره NICU بستری بشه تا ببینیم خوب میشه یا نه، و سر پرستاره هم هی میگفت وااااییی این داره ناله میکنه و خیلییی خطرناکهههه باید فورا اکسیژن بگیره و بستری شه و فلان... نیر خودش اولش یکم شک کرد، و ما همه نگران شدیم و ترسیدیم، تا نوید رفت پایین پذیرش فرم پر کنه، اومد گفت میگن ورودی NICU صد تومنه و هرشب بستری ۷۰ میلیون، یعنی حداقل ۳۱۰ میلیون حالا جدا از داروها و بقیه مخارج و...

خواهرم تو بیمارستان نیکان غرب رفت (اگه دقت کرده باشین اکثر بلاگرا واسه چسی میرن اونجا زایمان میکنن ولی خب خواهر من قصدش راحتی و کیفیت بهتر زایمانش بود) خود زایمان و دکترش که خیلی خوب بودن، ولی بعد از زایمان خواهرم رو بردن بخش معمولی در صورتی که vip رزرو کرده بودن، گفتن فعلا اینجا بمون تا اتاق خالی و ضدعفونی بشه، ساعت ۱۲ تحویل میدیم، خواهر من همچنان توی همون بخش معمولی و شلوغ موند تا ساعت ۴:۳۰، تازه رفتن توی اتاق و دیزاین انجام دادن و ... مهموناشونم از ساعت سه توی لابی منتظر نشسته بودن چون اتاق رو تحویل نداده بودن، این از این.

خب بچه‌ها بیاین تجربه زایمان در بیمارستان‌های چسی رو براتون بگم (انگار خودم زاییدم)

Видеосообщение00:27

بابام‌و رسوندم بیمارستان، پیاده که شد این آدامس‌و داد بهم گفت این جایزه‌ت
بابام‌و رسوندم بیمارستان، پیاده که شد این آدامس‌و داد بهم گفت این جایزه‌ت