ru
Feedback
گروه هنری آسو🌞✨

گروه هنری آسو🌞✨

Открыть в Telegram

مثل خورشید بتاب به آرزوهات🥹❤️ چنل رضایت و هنراتون✨ https://t.me/artaso3232 ناشناس ما: t.me/HidenChat_Bot?start=6067872754 @aso_95writ ارتباط بیا سبز بشیم جوونه بزنیم از درون قلم🌱✨

Больше
302
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
شغل مورد علاقتون یا شغل در حال حاضرتون چیه؟! یه جمله دربارش بنویسید . #تمرین_خانه

سابقه نویسندگی دارین؟!
Anonymous voting

#نکته_نویسندگی🗒 بسیاری از نویسندگان به اشتباه گمان می‌کنند داستان باید آینه‌ی واقعیت باشد. اما در واقع داستان باید، مانند یک غربال، واقعیت را از صافی بگذراند تا فقط عصاره‌ی واقعیت به خواننده ارائه شود. دین کونتز 🍂📻||

خب پس اول معرفی کلاس نویسندگی رو میذاریم🫠🩵

راجب این تصویر بنویسید🥺
راجب این تصویر بنویسید🥺

نویسندگی یا شعر؟!
Anonymous voting

کلاس ویراستاری دیگه ظرفیت نداره نویسندگی و شعر جدید ۵ نفر هرکدوم ظرفیت دارن خط تحریری با خودکار نداره پادکست نداره [رمان نویسی ۴ نفر ظرفیت داره و پایانش کتابتون برای چاپ امادست 🌱]

راستی بچه ها یه خبر براتون دارم😍❤️✨ من بعد برای شرکت کننده های کلاسامون یه ازمون اخر ترم برگزار میکنیم 🐣❤️

هامون - خسرو شکیبایی من می‌دونم نباید خسته شد؛ می‌دونم نباید بُرید؛ می‌دونم زندگی ادامه داره؛فقط دلم می‌خواست یه وقتایی، یه جایی، یه گوشه ای وایسم بگم خسته ام و یکی بفهمه چی میگم! نه که فقط بشنوه ها، بفهمه! شاید من این همه برای تو گوش بودم برایت سنگ صبور بودم تا یک روز تو بگویی حال نوبت من است. -

بی روی خوش تو زنده بودن، مرگ است به نام زندگانی! مولانا

ظهر بخیر 🥹❤️
ظهر بخیر 🥹❤️

راستی برنده چالش دیروزم مشخص شد😭❤️ به زودی رونمایی میکنیم😌🌱

فراخوان

photo content

کلاس خط تحریری یک نفر دیگه ظرفیت داره 🌼☺️

این هنرجوی شعرمم کلاسشون تموم شد:) هنرجوها رو راهی میکنیم به مسیر خودشون❤️ یه روزی بشه بیینم شاعر نویسنده ویراستار یا خطاط شد
این هنرجوی شعرمم کلاسشون تموم شد:) هنرجوها رو راهی میکنیم به مسیر خودشون❤️ یه روزی بشه بیینم شاعر نویسنده ویراستار یا خطاط شدن:)🩵

بیکار نباشین اولین نفر هنرجوی خودم اینو جواب داد😒😂شمام یه خودی نشون بدین دیگه😌
بیکار نباشین اولین نفر هنرجوی خودم اینو جواب داد😒😂شمام یه خودی نشون بدین دیگه😌

•• #دیالوگ •• - حتی وقتایی که حالِ خودم خیلی بد بود، بغض گلوم‌ رو می‌گرفت، حتی وقتایی که از اضطراب شدید چندین بار می‌رفتم دستشویی، همون وقت‌هایی که اگه یکی بغلم می‌کرد بغضم می ترکید؛ دقیقا همون وقت‌ها، اگه یکی از آدم‌ها حالش خوب نبود هرجور می‌شد خودم‌و بهش می‌رسوندم و سعی می‌کردم حالش رو بهتر کنم. ولی به خودم اومدم دیدم تو حال بدیام هیچ کس نیست. حتی هیچ کس نمی‌پرسه خوبی. شاید خوب نباشم. 🍂📻

از دوستان خوبم🩷