CodeCrafters
Открыть в Telegram
Software Engineer and IT Group: https://t.me/code_crafters_chat Github: https://github.com/CodeCrafters-ir Site: https://codecrafters.ir
Больше710
Подписчики
Нет данных24 часа
-37 дней
-830 дней
Архив постов
710
گویا پست بالا اندکی از دوستان منتقدش بودن
بخوام از منظر عشق و فلسفه براتون بگم میتونم راجب موارد خیلی زیادی براتون صحبت کنم، از افلاطون، شوپنهاور، بودریار، فروید، بوبن، یونگ، بوکوفسکی و بسیاری دیگر از نویسندگان و متفکران مختلف دیگر
اما حقیقتا اون چیزی که برای من بیشتر اهمیت داشت در میان تمام این متفکران، دیدگاه دکتر فرانکل هستش، بنیان گذار معنادرمانی، رویکردی جدید در جهان روان درمانی که در قرن معاصر به انسانهای زیادی کمک کرد تا زندگی بهتر و سالمتری حداقل از بعد روانی داشته باشند که خب بالطبع من هم یکی از آنها هستم.
سالهای زیادی از زندگیم رو درگیر هیچانگاری مطلقی بودم که به تمام جنبههای زندگیم احاطه و تسلط داشت، بدون اغراق بهتون بگم که با خودکشی مبارزه میکردم. روزهای سختی از لحاظ روانی سپری میکردم و حالتها و افکار بشدت ناخوشایندی از طیف وسیعی از دغدغههای مختلف شخصی و اجتماعی رو داشتم تا اینکه شروع به خوندن کتاب انسان در جستجوی معنا کردم و اولین سوال ازم پرسیده شد، چرا در همین لحظه و اکنون خودکشی نمیکنی؟ و من هیچ جوابی در قبالش نداشتم، و تنها یک چیز رو مطمئن بودم اینکه برای زندگیم مبارزه میکردم بدون هیچ دلیلی
شروع کردم به ادامه خوندن کتاب و موارد بسیار زیادی رو مورد بررسی قرار میده، در طی مطالعه تک تک بخشهای کتاب متوجه یک موضوع نیمه پنهان شده بودم عشق فرانکل به همسرش که از بخشهای مختلفی تشکیل شده بود اما سه قسمت اصلی داشت که بیشتر به چشم میخورد گویا (صمیمیت، تعهد و شور) که فرانکل نسبت به همسرش داشت و گویا عناصر اصلی یک عشق واقعی هستند و این عشق بود که معنادرکانی رو خلق کرد و برای کمک به جامعه انسانی بوجود آورد و تنها یک نیروی در وجود فرانکل وجود داشت که منجر شد در وضعیتی که داشت دوام بیاره، مبارزه کنه برای زندگیش و بعد از آزادیش معنادرمانی رو خلق کنه و چیزی نبود بجز عشق به همسرش و این چیزی بود که در طول کتاب مانند یک تیغ برنده شروع میکنه به پیکرتراشی افکارت
فرانکل عشق رو فراتر از خود میبینه و معتقد هستش که عشق در سه لایه بوجود میاد و شکل میگیره که در عمیقترین لایه اون که بعد روحانی هستش، عشق منجر میشه که شما به پنهان ترین شخصیتهای طرف مقابلتون پی ببرید و بدون پرده اونهارو ببینید و لمس کنید، بدون اینکه حتی سخنی راجبش داشته باشید، و به شکل عجیبی شما تبدیل میشید به فرد طرف مقابلتون و صفات فردیش رو خواهید گرفت و در تمام بخشهای زندگیتون جریان پیدا میکنه و اگه چنین اتفاقی رخ نده با قطعیت میتونید بگید که یا هنوز به اون لایه عمیق از عشق نرسیدید یا کلا عاشق نیستید، درگیر خود فراموشی میشید اینجاست که دیگه تمام اون احساسات ناخوشایند از بین میره و به معنویت از طرف مقابلتون میرسید که در اون حال هیچ زشتی از طرف مقابلتون نمیبینید نه بیرونی و نه درونی، این شمایید و یکتا بودن طرف مقابل شما در عشقتون
این رو هم فراموش نکنید که انتظار داشته باشید یکنفر از دور بیاد و بدون سلام به اون بعد روحانی برسه بلکه این لازمه گذشت زمان و شناخت و ارتباط دو طرفه هستش و عبور از دو بعد قبلی که یکی جنسی و دیگری روانی هستش
710
ولنتاین مبارک
هر انسانی سوا از ماهیت و هویتش لایق عشق و محبت و دوست داشته شدن هستش
امیدوارم عشق و دلدادگی را حتی برای بکبار هم سده در زندگیتون تجربه کنید
#موقت
710
خروجی زحمات یکی دیگه از بچه در گروه منتوری و آموزشیمون بصورت فایل
موضوع اون هم مهمترین توزیعهای آماری در کتابخانه معروف numpy است
@code_crafters
710
امروز به شکل کاملا اتفاقی با ینفر هم صحبت شدم و چند دقیقه راجب یکسری موضوعات معمولی صحبت کردیم، به شکل خیلی اجتماعی و عامیانه (بگذریم اینکه چه اتفاقی افتاد که یکدفعه ترغیب شدم با فردی که اولین بار دیدمش و غریبه بود شروع کردم به ارتباط گرفتن و شروع این ارتباط از طرف من بود)
در طی کلامی که باهاش داشتم، درون این آدم شاید به معنای واقعی یک بهشت رو دیدم، انسانی که محبتش از دور قابل لمس بود و همین محبت باعث شده بود که هم زیبایی خاصی ازش جلوه داده بشه که حتی روی ظاهرش هم تاثیر گذار بود، بدون اغراق میتونم هزار و یک صفت خوب راجبش بگم
از محبت و مهربانی درونیش گرفته، تا خونگرمی و دوست داشتنی بودنش، که منجر میشد ناخودآگاه قسمتهایی از روان انسانها رو تحریک کنه که بخوان عطوفت درونی این انسان رو هرجور شده براش جبران کنن و در قبال محبتش توام محبت کنی بدون ذرهای چشم داشت ازش
در یک کلام بهتون بگم محبتش بقدری فوران میکرد که در کنار این آدم محبت شما هم رشد میکرد
نمیدونم شاید غریبهترین آدم در طول زندگی من برای همیشه باقی بمونه
#موقت
710
یه دوربین دستت بگیر برو تو خیابون با این وضعیت کشور از تورم، فساد، رانت، تحریم، فرار مغزها، پیری جمعیت، اعدام، دزدی، اختلاس، ناامنی فکری و شغلی، بی ارزش شدن پول و ...
یک مستند راز بقا میتونی ضبط کنی و جایزه جهانی بابتش بگیری
باور کنید که انسانهای اولیه وضعیت زندگیشون از الان ما بهتر بود
710
یه گروه منتوری داریم که بچهها داخل اون سعی میکنن دانش خودشون رو ارتقا بدن بصورت خود یادگیرنده منتها با نظارت روزانه بر عملکرد خروجی نفرات (تنبیه و تشویق)
این فایل رو یکی از بچههای گروه که تنبیه شد تهیه کرده
#free
@code_crafters
710
تو حوزه تک ما چند نوع تفکر داریم
تفکر ایده پرداز
تفکر استارتاپی
تفکر کسب و کاری
اولی میاد یک طرح رو با فلوهای چند صد صفحهای مطرح میکنه و ترسیم
دومی میاد میگه همین رو با ترکیب چندتا موضوع ساده و دم دستی میتونیم پیاده سازیش کنیم
سومی میاد و میگه خب این رو چجوری اقتصادیش کنیم الان
از بین این سه حقیقتا سومی از همه مهمتر هستش و نیازه که دیر یا زود شماهم خودتون رو با این شیوه تفکر وفق بدید
بی صبرانه منتظرم که پروژه به خروجی برسه و بیام راجبش بیشتر براتون حرف بزنم و بهتون بگم که در حوزه تک چقدر راحت میشه به میلیاردها تومن پول رسید
سعی کنید خودتون رو ارتقا بدید نه از این جهت که در سیستمهای انترپرایز کار کنید اینکه با آدمهایی آشنا میشید که میتونن نقطه عطفی در حوزه کاری شما باشند
#free
@code_crafters
710
برنامه ریزی چندسطحی
اسکرام برنامه ریزی را در چندسطح مختلف از کلان به جزئ انجام میدهد و این کار را بازههای زمانی متعددی انجام میدهد. ابتدا نگاه کلی به آن انداخته و در بخشهای بعدی هرکدام را با جزییات بررسی میکنیم
نگاه کلی
بالاترین سطح برنامه ریزی استراتژیک هست که نقش مهمی در موفقیت سازمان دارد. اسکرام بطور رسمی فقط برنامه ریزی اسپرینت و روزانه دارد اما در کنارش برنامه ریزی سبد محصول، محصول و انتشار را نیز بررسی میکنیم تصویر اول در کامنت
در این تصویر پنج سطح مختلف از برنامه ریزی میبینیم که شامل افق برنامه ریزی، شرکتکنندگان، نقطه تمرکز، اقلام قابل تحویل می باشد برای مثال یک جدول برنامه ریزی برای وبسایت رسمی اسکرام که هدف آن ترویج اسمرام بود را در تصویر دوم در کامنت میبینید
برنامهریزی سبد محصول
برنامه ریزی سبد محصول یا مدیریت سبد محصول فعالیتی است که طی آن تعیین میکنیم روی چه محصولاتی، با چه ترتیبی و چه مدت باید کار کنیم. برنامه ریزی سبد محصول کلانتر از محصول است در برنامه ریزی سبد محصول با مجموعهای از محصولات سروکار داریم. یکی از ورودیهای آن ایده محصولی است که چشم انداز آن به تازگی در برنامهریزی محصول تدوین شده است.
برنامه ریزی محصول (ترسیم چشم انداز)
هدف از آن فهمیدن ماهیت محصول بالقوه و تهیه برنامهای کلی برای ساخت آن است. که با تدوین چشم انداز آغاز و با تهیه بکلاگ کلانی از محصول و در اغلب موارد نقشه راه محصول ادامه پیدا میکند
چشم انداز: توصیفی شفاف از حوزههایی است که برای ذینفعان با ارزش است بکلاگ کلان محصول: بعد از توصیف چشم انداز نوبت به ایجاد بک لاگ کلان محصول میرسد که شامل اپیکها میباشد. برای مثال در ساخت وبسایت اسکرام شامل موارد زیر میشود: - بعنوان مربی اسکرام میخواهم زمان و مکان برگذاری دورهها را در وبسایت اعلام کنم تا به اطلاع عموم برسد - به عنوان یک دانشجو میخواهم اطلاعات همه دورههای عمومی اسکرام را ببینم تا کلاسی را پیدا کنم که با شرایطم مطالقت داشته باشد اگر محصول از قبل وجود داشته باشد برخی اقلام بکلاگ مشخص است در غیر این صورت باید بخشی از نیازمندیها را کمینه کنیم نقشه راه: سپس نوبت به تهیه نقشه راه یا همان نقشه راه انتشار میرسیم که بیانگر ماهیت تدریجی ساخت و تحویل در طول زمان و عوامل مهم و تاثیرگذار در هر یک از انتشارها است. امروزه بسیاری از سازمانها رویکرد استقرار پیوسته دارند یعنی به محض آماده شدن یک ویژگی آن را استقرار میدهند در این نوع نیازی به ترسیم نقشه راه نیست. اما ابزار مناسبی برای سازمان در موارد زیر است: - بررسی و انتخاب مجموعه بزرگتری از ویژگیها - شناسایی قیدها و محدودیتهایی که باعث میشوند برخی از ویژگیها بصورت همزمان توسعه یابند - تعیین زمان مناسب برای انتشار ویژگیهادر پایان برنامه ریزی محصول باید سه مقدار زیر وجود داشته باشد: - چشم انداز محصول - بکلاگ محصول به همراه داستانهای کاربر برآورده شده - نقشه راه محصول برنامه ریزی انتشار هدف از آن ایجاد توازن بین محدوده، تاریخ انتشار و بودجه در تحویل تدریجی محصول است. که این برنامه ریزی بعد از ترسیم چشم انداز و قبل از شروع اولین اسپرینت هر انتشار انجام شود. یکی از راههای ساده کشیدن خط بر روی بک لاگ هستش که انتشارها رو از هم جدا کرد. هر انتشار باید بعد زمان داشته باشد که با اسپرینت نمایش میدهیم هر انتشار ممکن است در چند اسپرینت تمام شود. تصویر سوم در کامنت برنامهریزی اسپرینت در ابتدای هر اسپرینت انجام میشود و طی آن در مورد اقلامی از بکلاگ محصول که در اسپرینت انجام خواهد شد توافق میشود. یکی از خروجیهای آن بکلاگ اسپرینت است. تیم در برنامه ریزی اسپرینت، سطح بعدی از برنامه ریزی تفصیلی را بر اساس رویکرد «بهموقع» انجام میدهد برنامهریزی روزانه جزییترین سطح برنامهریزی تیم در جلسات روزانه اسکرام است که هر نفر موارد زیر را توضیح میدهد: - از جلسه روز قبل تا کنون چکاری انجام داده است - چکارهایی را برای امروز برنامه ریزی کرده است - با چه مشکلات و موانعی روبهرو است این موحب میشود که تیم برای برنامه ریزی روی منابع آماده شود. برای مثال یکنفر میگوید امروز تا ظهر روی رویه دیتابیس کار میکند و اتمام میشود این موجب میشود نفر دیگر مطلع شود که از بعدازظهر میتواند روی منطق تجاری کار کند. تصویر چهارم در کامنت در بخشهای بعدی هر سطح از برنامه ریزی را با جزئیات بیشتر و جداگانه بررسی خواهیم کرد #scrum @code_crafters
710
۷- با هدف یادگیری سریع، برنامه ریزی کنید و در صورت لزوم مسیر را تغییر دهید
کاری انجام دهیم، سریع یادمیگیریم، درصورت نیاز تغییر مسیر میدهیم، هیچ پیش بنی زودهنگامی نمیتواند جایگزین این رویکرد شود. منظور ما نسبت به تغییر مسیر واقعنگر بودن نسبت به اموختههایمان است جهت تغییر مسیر دادن. تعریف تغییر مسیر: اصلاح ساختیافتهی مسیر حرکت به منظور سنجش فرضیات بنیادی جدید درباره محصول، استراتژی و موتور رشد و توسعه هدف ما حرکت سریع و اقتصادی در حلقه یادگیری است. پس بنابراین طرحها باید بگونهای سازماندهی شوند که یادگیری یکی از اهداف اصلی باشد. با دریافت سریع بازخورد میتوان تعیین کرد که آیا طرحها ما را در مسیر درست رشد و ترقی پیش میبرند یا خیر#scrum @code_crafters
710
اصول برنامه ریزی اسکرام
در اسکرام برنامه ریزی در سطوح مختلفی از جزییات و در مقاطع زمانی متعددی انجام میشود. بخش عمده برنامه ریزی بجای زودهنگام و در ابتدا، بموقع و در زمان مناسب انجام میشود.
بیایید یکبار آنچه را که قبلا درباره برنامه ریزی خواندیم مرور کنیم و در بخشهای بعدی به تشریح بهتر از برنامه ریزی های سبد محصول، محصول و انتشار بپردازیم
نگاه کلی
انچه قبلا راجب اصول کلیدی اسکرام گفته شد
۱-نمیتوان در ابتدا طرحهایی درست و کامل تهیه کرد
در رویکرد سنتی برای تولید محصول یک طرح تفصیلی با این عنوان که پوششی جامع برآنچه لازم است صورت میگیردد بدون چنین طرحی نمیدانیم قرار است بکجا رسیده و نمیتوانیم افراد را در گروههای چند تیمی هماهنگ کنیم، این درست است. در اسکرام معتقدیم که نمیتوان در ابتدا همهی کارها را به درستی انجام داد. به همین خاطر سعی نمیکنیم همه فرآوردهها را در ابتدا و زودهنگام تهیه کنیم. اما جهت ایجاد تعادل بین برنامه ریزی زودهنگام و بهموقع، بخشی از فرآوردههای برنامه ریزی را در ابتدا تولید میکنیم۲- برنامه ریزی زودهنگام اگر بدون افراط باشد میتواند مفید باشد
هیچگاه نمیتوانید یک طرح تفصیلی کامل و با جزییات برای محصول بنویسید. اینکار جز اتلاف وقت و ضرف هزینه نیست. در طی اجرای پروژه شما با حالتها و اتفاقات غیرقابل پیش بینی روبرو هستید که باید سریع خود را با آن تطبیق دهید. شما باید بین پیش بینی زودهنگام و تطبیق بموقع تعادل برقرار کنید۳- انتخابهای برنامه ریزی را تا اخرین لحظه مسئولیت پذیری باز نگهدارید
از این اصل برای برنامه ریزی زودهنگام و برنامه ریزی بموقع استفاده کنید. توقف برنامه ریزی بر اساس رویکرد بهموقع تا زمانیکه اطلاعات کاملتری در اختیار داشته باشیم و آن را در بهترین شکل انجام دهیم۴- به تطبیق و برنامهریزی مجدد بیش از پایبندی به طرح توجه کنید
تایید بیش از حد بر طرح اولیه و توجه ناکافی به برنامه ریزی مستمر، یکی از مسائل رایج در توسعه محصول است. اگر زمان زیادی را در ابتدا جهت ایجاد طرح اولیه جامع صرف کنیم، در هنگام نیاز به تغییر، کمتر انعطاف پذیر بوده و سعی در اجرای طرح خود میکنیم. در حالیکه اگر به باور اسکرام در ابتدا نمیتوان یک طرح جامع را برنامه ریزی کرد و در صورت نیاز به تغییرات و برنامه ریزی مجدد نسبت به طرح اولیه ارزش بیشتری قائل میشویم. اعتقاد بیش از به طرح اولیه در هنگامیکه پروژه انحراف میشود موجب میشود تا کمتر به اشتباه بودن طرح مشکوک شویم. هرچند در اسکرام به برنامه ریزی اولیه معتقدیم اما اگر بدانید در هنگام تدوین طرحهای زودهنگام، اطلاعات کمی درباره محصول وجود دارد، آنگاه چنین باوری خردمندانه است. طرح زودهنگام، جهالت و بی دانشی ما در ابتدای کار را با ظرافت خاصی پنهان میکند. در اسکرام همانگونه که فرضیات را زود به زود اعتبارسنجی میکنیم، برنامه ریزی را هم زود به زود انجام میدهیم. از یادگیری معتبر برای تهیه طرحهای بهتر و مفیدتر استفاده میکنیم. اگر اشکالی در طرح وجود داشته باشد نگران نیستیم چون میدانیم بزودی آن را با طرح دقیقتری جایگزین خواهیم کرد. و چون از اسپرینتهای کوتاه استفاده میکنیم اگر اشتباهی در طرح باشد نیز میدانیم که زمان زیادی را هدر ندادهایم. در اسکرام برنامه ریزی را در چند سطح از جزییات انجام میدهیم۵- موجودی برنامهریزی را درست مدیریت کنی
در پستهای قبلی به موضوع مهمی با عنوان مدیریت کار در جریان اشاره کردیم. باید باور داشته باشیم هنگام اسجاد تعادل بین برنامه ریزی ژودهنگام و برنامه ریزی بموق، تولید انبوهی از مستندات در برنامه ریزی پیشبینانه اعتبارسنجی نشده کار بیهودهای است. به یک نمودار گانت بزرگ توجه کنید که در طول توسعه محصول و ارزیابی فرضیات اولیه با کسب دانش جدید از سوی دیگر به این نتیجه میرسیم که طرح اولیه اشتباه بوده است. و اکنون باید بپذیریم طرح دور ریخته و اتلاف ناشی از دور ریختن و تهیه طرح جدید را بپذیریم. اینکار سه نوع اتلاف ایجاد میکند: ۱- کار بیهودهای که صرف تهیه طرحی شده است که حالا باید دور ریختن شود ۲- کار قابل توجهی که احتمالا صرف به روزرسانی طرح شده است ۳-فرصتهایی که میتوانست صرف فعالیتهای ارزشمندتری شود یا توجه به وجود چنین ریسکهای در ارائه طرحی برای آینده خیلی دور تنها دلیل ما پاسخ به سوالاتی از قبیل زمان تحویل پروژه و تعداد نیروهای مورد نیاز است۶-طرفدار انتشارات زود به زود و کوچکتر باشید
اسکرام طرفدار انتشارات کوچکتر و زود به زود است زیرا این شیوه باعث میشود بازخوردها سریعتر دریافت شده و بازگشت سرمایه محصول نیز بهبود یابد#scrum @code_crafters
710
نیان
نام یک فرشته ایرانی که قربانی آزار جنسی شد
جناب دادستان آذربایجان غربی، نماینده مدعیالعموم مردم ایران در قوه قضاییه، یک ملت در انتظار اجرای عدالت با صدور حکم اشد مجازات برای تمامی متهمان این پرونده، وظیفه خود را در قبال مردم ایران بدون کم و کاست اجرا کنید
هرگونه ارتباط جنسی با اختلاف سنی بیشتر از ۵ سال، تجاوز جنسی و کودک آزاری جنسی محسوب میشود، این یک قانون جهانی و پذیرفته شده در ایران نیز میباشد#ایران_سرزمین_فرشتگان 💔💔💔 #موقت
710
یمدته دارم روی یک پروژه سنگین کار میکنم
قراره با مجموعهای از پروژههای open source یک پلتفرم سازمانی و enterprise رو با تجمیع انواع سرویسها و پروژهها جهت نمونه اولیه بالا بیاریم و به نمایش جهت جذب سرمایه گذاری هندل کنیم
فعلا نمیتونم راجبش بهتون بگم برخلاف اصول اخلاقی هست ولی منتها بعد اینکه جذب سرمایه شد و یا حتی شکست خورد ذره ذره راجب اون پروژههای open source پست میزارم
حجم کانتینرها خیلی بالا رفته بود، حدود شصت کانتینر شده بود که مدیریت و مانیتور اونها داخل سرور و با bash خیلی سخت شده بود برام
به پیشنهاد یکی از دوستان (جا داره اینجا ازش تشکر کنم) یک کانتیر بالا آوردم portainer
یک پلتفرم تحت وب که میتونی باهاش کانتینرهات رو راحت مدیریت و مانیتورینگ کنی و تسلط یکپارچه قوی و خوبی از وضعیت موتور داکر هم داشته باشی رابط کاربری ساده و شیکی داره و بعنوان یک ابزار کمک دست بشدت مناسب هست
با دستور زیر رانش کنید
sudo docker run -d -p 9000:9000 --name portainer_ce --restart always -v /var/run/docker.sock:/var/run/docker.sock -v portainer_data:/data docker.arvancloud.ir/portainer/portainer-ce:latest
در اولین درخواست پیوستن بهش ازتون نام کاربری و پسورد میخواد جهت یوزر ادمین حتما حتما یک نام و پسورد سخت انتخاب کنید چون میتونه براتون دردسرساز بشه اگه کوتاهی کنید
#free
#docker
@code_crafters710
آدمها وارد زندگی ما نمیشن
بلکه ما از همان دوران کودکی انتخاب میکنیم چه کسانی رو در آینده ملاقات کنیم
جملهای از یونگ هستش که اخیرا ذهنم رو مشغول کرده به خودش
هر چقدر عمیقتر بهش فکر میکنم میزان ترسناک بودن این جمله بیشتر میشه
ما بر اساس مشکلات روانی که داریم از بین انسانهایی که در اطرافمان هستند انتخاب میکنیم با چه کسانی باشیم یا شاید سادهتر بگم بر اساس میزان سلامت روان خود انتخاب میکنیم با چه کسانی ارتباط بگیریم و چکاری با آنها صورت بدهیم
شاید این جمله که اطرافیان شما آیینه تمام قد از شما هستند یک واقعیت باشد بهتره بگیم هر یک از اطرافیان شما یک نماد از بخشی از روان شما هستند (یکبار دیگه جمله رو بخونید تا به عمق فاجعه آن پی ببرید در واقع این روان شماست که اجازه میده شما از دیگران آسیب ببینید)
شاید برخی از شما بگید اطرافیان من آدمهای خوب و سالم و تندرستی هستند اگه با این تفکر برخورد کردید بهتره از خود بپرسید چقدر در خصوص سلامت روان خود مطمئن هستید
اما مسئله مورد طرح شاید این باشد، پس ما در مقابل آسیبها بی دفاع هستیم؟ پس چارهای جز پذیرش آسیب دیدن نداریم؟
تنها چیزی که به شما کمک خواهد کرد در این خصوص شناخت خود و آگاهی از خویشتن است، بدون شناخت خود ما یک سیبل برای اطرافیانمان هستیم نه بیشتر (تفکر انتقادی همان سپریست که نیاز دارید)
#موقت
710
مدیران پروژه
نقش مدیران پروژه چیست؟ آیا این نقش در سازمانهای اسکرامی وجود دارد؟
مسیولیتهای مدیر پروژه در تیم اسکرام
استاد اسکرام با مدیر پروژه متفاوت است، کار هر دوی آنها رفع موانع است اما استاد در نقش خدمتگزار قرار دارد. وظایف ان بر اساس جدول تصویر اول در کامنت است. در صورت نبود مدیر پروژه وظایف آن مطابق جدول تصویر دوم در کامنت است
مدیر پروژه میتواند بر اساس میل و توانایی یکی از نقشهای اسکرام را بگیرد، اگر انها بتوانند عادت فرماندهی و کنترل را کنار بگذارند استادان اسکرام ممتازی میشوند. همانطور که در جداول میبینید مالک بیشترین وظایف مدیریت پروژه را برعهده دارد اگر مدیر پروژه دانش کافی در دامنه مساله داشته باشد میتواند نقش مالک را بگیرد و بندرت اگر دانش فنی داشته باشد میتواند عضو تیم توسعه باشد
حفظ نقش مدیر پروژه
در سازمانهایی که بر روی محصولات بزرگ و لجستیکی کار میکنند حضور مدیر پروژه جهت ایحاد هماهنگی مفید است. هرچند که بهتر است تیمها خود آن را انجام دهند چون حضور یکنفر برای اینکار موجب میشود که تیم از مسئولیت خود در این بخش سر باز بزند. در سازمانهای بزرگ با استفاده از اسکرام اسکرامها هماهنگی صورت میگیرد و ارتباطات داخل خوشه توسط تیم انجام میشود اما مابین خوشهای به درستی صورت نمیگیرد مدیر پروژه بعنوان یک خدمتگزار در اینجا مفید است و همچنین جهت ارتباط بین بخش اسکرامی و غیر اسکرامی سازمان، یا ارتباط با بخش بیرون از سازمان. جهت از حفظ مدیر پروژه نگه داشتن نقش او نیست بلکه کسب اطمینان از فهم درست وابستگیهای موجود بین حوزهها و شکل گیری ارتباط درست بین تیمهاست به گونهای که هر تیم بتواند کارش را با سایر تیمها به بهترین شکل ممکن هماهنگ کند. تصویر سوم در کامنت
#scrum
@code_crafters
710
-رهبری در حوزه وظیفهای مدیران وظیفهای، رهبری حوزه عملکردی را برعهده دارند. انها به اعضا نمیگویند کار چگونه انجام دهند این منحر به تضعیف تیم خودسازمانده میشود. منتها کار اعضای خود را بازنگری کرده و در تدوین برنامه عملکردی آنها متفکر قضیه است. مدیران وظیفهای خود افراد ماهر و با تجربه در حوزه وظیفهای خودشان هستند. رهبری حوزه را برعهده گرفته تا اطمینان حاصل شود نتایج بارارزش و منسجمی خلق شوند. برای مثال مدیر تضمین کیفیت برای خودکارسازی آزمونها به افراد حوزه خود که عضو تیمهای اسکرام مختلفی هستند میخواهد که در انتخاب ابزار همکاری کنند -حفظ یکپارچگی تیم مبنای اصلی سنجش ارزش در چابکی است(تیم به عنوان واحد ظرفیت جایگزین افراد میشود) مدیران باید فعالانه در حفظ یکپارچگی تیم تلاش کنند (نباید افراد را در میانه اسپرینت برای انجام کاری از تیم خارج کنند یا بیجهت افراد را وادار بکار در چند تیم کنند) در پایان کار توسعه، مدیران باید کل تیم را یکجا به کار بعدی منتقل کنند -همسو سازی و تطبیق محیط برای دستیابی به مزایای اسکرام تمام زنحیره از تامین کنندهها تا مشتریان باید چابکی را بپذیرند و این کار با ترویج ارزشهای چابکی، رفع موانع سازمانی، همسو کردن گروههای داخلی و شرکای تجاری انجام میشود -ترویج ارزشهای چابک مدیران باید ارزشها و اصول چابکی را بپذیرند. آنها را بفهمند و باور داشته باشند(پذیرش سختیها و دشواریهای آن)و دیگران را ترغیب به این کار کنند. -رفع موانع سازمانی مدیران باید پا به پای استاد برای رفع موانع سازمانی تلاش کنند. گاها برخی از موانع محیطی است و استاد بدون کمک مدیران نمیتواند آنها را رفع کند -همسو کردن گروههای داخلی اگر در سازمان بخشی اسکرام را پذیرفته و بخشی دیگر نپذیرفته باشد نمیتوان از تمام مزایای اسکرام استفاده کرد و بهره برد. برای مثال واحد توسعه اسکرام را پذیرفته، اما واحد منابع انسانی نیرو با مهارت تی شکل استخدام نمیکند یا گروه استقرار بر پایه ارزش مستقر کردن بخش توسعه بر مبنای اسکرام پیش نمیرود. در این مواقع مدیران باید کل سازمان را در نظر داشته باشند و همه را با اصول چابک همسو کند -همسو کردن شرکای تجاری مدیران باید به سازمان کمک کنند تا رویکرد چابکتری را در حوزه مدیریت تامین کنندگان و برونسپاری در پیش بگیرد. اگر شیوه مشارکت به سبک سنتی باشد (قراردادهای سنگین و طولانی) نمیتوان از پتانسیل اسکرام بهره برد. مدیران باید بیشتر از شیوه چابکی در روابط تجاری بهره ببرند. برای مثال بجای قرارداد تحویل و دریافت پروژه، تیم اسکرام از قبل آماده شده سازمان را اجاره کنند. -مدیریت جریان خلق ارزش در محیط اسکرامی مدیران مسئول تعیین مسیرهای استراتژیک و کسب اطمینان از تخصیص اقتصادی منابع سازمان برای رسیدن به اهداف استراتژیک هستند. جریان خلق ارزش با تکیه بر دیدگاه سیستمی، مدیریت امور اقتصادی، اندازه گیری و گزارش دهی مدیریت میشود -اتخاذ دیدگاه سیستمی جهت مدیریت موثر خلق ارزش، مدیران باید دیدگاه سیستمی داشته باشند.یک چالش اصلی عدم دیدگاه سیستمی مدیران است که علاقه دارند روی حوزه یا روی زمینه مورد علاقه خود تمرکز کنند که موجب میشود از تمام مزایای اسکرام بهره نگیرند، مدیران باید دیدگاه کل نگر داشته باشند -مدیریت امور اقتصادی از مدیران انتظار میرود در قبال منابع مالی امین و قابل اعتماد باشند.مدیران ارشد در اسکرام کماکان مسیولیت سود و زیان را برعهده دارند. مدیران وظیفهای نیز در قبال چگونگی مصرف منابع مالی تحت اختیارشان مسئول هستند. از مدیران انتظار میرود بر امور اقتصادی در سطوح بالاتر سازمان نظارت کنند که در قالب مشارکت آنها در مدیریت سبد محصول و حاکمیت شرکتی نمود پیدا میکند.در هنگام مدیریت سبد محصول تعیین کنند که سرمایه گذاری روی کدام یک از فعالیتهای توسعه و به چه مقدار انجام شود و ترتیبشان.مدیران مدام بازخوردهای آنی را مبتنی بر توسعه تکراری و تدریجی بازنگری میکنند و نسبت به آن عکس العمل نشان میدهند و اگر فعالیتی صرفه اقتصادی نداشته باشد آن را متوقف میکنند -پایش معیارها و گزارشها گزارشهای زیادی جهت بررسی به دست مدیران میرسد این فرصتیست که فقط معیارهایی که به جریان خلق ارزش کمک میکنند گرداوری و گزارش شوند.چند نمونه از این گزارشها: ۱- تمرکز بر کارهای نیمه تمام تا افراد بیکار. اندازه گیری تعداد توقف جریان کار بجای موفقیت در مشغول نگهداشتن کارمندان.اگر زمان چرخه(زمان شروع و خاتمه کار)در حال افزایش باشد درباره دلایل ان تحقیق کنید ۲-اندازه گیری پیشرفت با داراییهایی که کار میکنند و اعتبارسنجی شدهاند اما چشم از تاثیرگذاری زمان و محدوده و بودجه و کیفیفت برندارید ۳-ایجاد سازوکاری جهت دریافت سریع بازخوردها.تعیین معیارهایی که موحب اندازه کیری سرعت تکمیل حلقه یادگیری باشد#scrum @code_crafters
710
مدیران
مرور
یکی از ترسهای مانع اجرای اسکرام از دست دادن کنترل مدیریتی است، اسکرام به مدیریت اشاره نکرده اما این به این معنا نیست که سیستم مدیریتی در آن وجود ندارد. در هر سازمان اسکرامی مدیران کماکان مسئولیتهای مهمی برعهده دارند. مدیران وظیفه ساماندهی و پرورش تیمها، هماهنگی و تطبیق با محیط بیرونی و مدیریت جریان ایجاد ارزش را برعهده دارند. تصویر اول در کامنت
ساماندهی تیمها
مدیران با فرآیندی که شامل تعیین مرزهای، تعیین اهداف شفاف، شکل دادن تیمها، تغییر ترکیب و توانمندسازی آنها تیم ها را سازماندهی میکنند
-تعیین مرزها تیم خودسازمانده میداند که بدون مدیر چگونه مسئولیت خود را زیر نظر مدیران انجام دهد. اما بندرت پیش میآید در خصوص تولید چه محصولی تصمیم بگیرد، این برعهده مدیران است و تیم در مرزی محدود فعالیت و خودسازمانده است. برای مثال سازمانی که سیستم حسابداری انجام میدهد مدیران تعیین میکنند چه نوع برنامهای باشد و برای تعیین مرزها یکی از دو گزینه را انتخاب میکنند: تیم توسعه محصول را به تیم استقرار تحویل میدهد تا بعد از اسپرینت مستقر شود یا تیم استقرار ان را بعنوان بخشی از اسپرینت انجام دهد -تعیین اهداف شفاف مدیران تعیین کننده اهداف تیم هستند که موجب میشود تیم انگیزه و جهت بگیرد. مالک مسئول تعریف دقیقتر آن است -تشکیل تیم مدیران تعیین میکنند چه کسی عضو تیم باشد و ترکیب تیم را مشخص میکنند تیم تنها مشارکت میکند در مصاحبه با نفر جدید اما تصمیم نهایی را مدیران متناسب با نیازها و محدودیتهای کسب و کار میگیرن. مدیران وظیفهای نمایندگی بخشهای مختلف فنی یا گروههای تخصصی را برعهده دارند و به کمک همدیگر، اعضای تیمهای چندتخصصی را انتخاب میکنند که ساختار تی شکل دارند. تصویر دوم در کامنت -تغییر ترکیب تیم اگر مدیران به این نتیجه برسند که با تغییر ترکیب تیم شرایط و کارایی تیم یا سازمان بهتر میشود موظفند که ترکیب را تغیرر دهند. برای مثال فرد ناسازگار در تیم ابتدا گروه سعی میکنند او را بهتر کنند در غیر اینصورت استاد این تلاش را میکند و در غیر این صورت مدیری که فرد به او مستقیم گزارش میدهد را مطلع میکنند و او با هماهنگی منابع انسانی سعی در بهبود او با توجیه بچیا جابجایی انجام میدهند در غیر این صورت سازمان را ترک میکند. استاد و اعضا توان عزل و نصب ندارند اما در آن مشارکت میکنند. مورد دیگر فردی با توانایی بالاست که برای انتقال دانش خود بین تیمهای مختلف جابجا میشود در این خصوص مدیران باید دقت کنند چون جابجایی روی هردو تیم تاثیر میگذارد -تفویض اختیار مدیران برای حفظ خودسازماندهی تیم برخی اختیارات مدیریتی را با تعیین سطح اختیارات به آنها میسپارد که در هفت سطح میباشد تصویر سوم در کامنت، مدیران بعد از سپردن اختیارات به تیم اجازه ندارند خلاف آن تصمیم بگیرند. مدیران باید کمک کنند که اعضای تیم به یکدیگر اعتماد کنند. لذا نیازمند مشخص کردن محدوده مناسب فعالیتی استکه منجر به اعتماد بین اعضا میشود. از سوی دیگر چون تیمها مدیری ندارند که آنها را موظف به انجام کار کنند، باید به اعضا کمک کنند تا اخمیت انجام تعهدات خود را داشته باشندپرورش تیم بعد از تشکیل تیم مدیران باید روی به افراد انگیزه و انرژی بدهند بر روی توسعه تواناییها و شایستگیهای انها کار کنند، تیم را در حوزه وظیفهای رهبری و یکپارچگی و انسجام آن را حفظ کنند
-انرژی دادن به افراد مدیران باید مدام به دنبال راههایی برای افزایش انگیزه افراد باشند تا کارها بصورت فوق العاده انجام گیرند. در سایه مدیریت درست، مدیران میتوانند بر انکیزه درونی افراد تاثیر مثبتی بگذارند. در مقابل مدیران وظیفهای از قدیم عادت دارند که کارها را شکسته و به افراد زیردست جهت انجام در حد وظیفه بسپارند این کار در اسکرام به دلیل از بین بردن پایههای خودسازماندهی و زیرسوال بردن توانایی تیم در ایجاد ارزش، انرژی اعضای تیم را کاهش میدهد -توسعه شایستگی در اسکرام افراد تیم مدام گزارش به مدیران وظیفهای ارائه میدهند که استاد و مالک نیستند. و مدیران با بازخورد مستمر خود به آنها در نقش مربیگری و دستیابی آنان به اهداف شغلی نقش فعالی دارند. مدیران محیطی ایجاد میکنند که افراد در آن مدام در حال یادگیری و افزایش مهارت هستند. مدیران خیلی شفاف باید بیان کنند که یادگیری مورد تشویق و از اولیتهای افزاد و تیم و سازمان است. در سازمانها بازخورد معمولا بصورت سالیانه صورت میگیرد که این خلاف ذات اسکرام و بسیار مضر است، بازخورد باید در پایان هر حلقه یادگیری (پایان هر اسپرینت) یعنی زمانی که اعضا به آنها گزارش میدهند مناسب و هماهنگ باشد#scrum @code_crafters
