ru
Feedback
710
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 день
Архив постов
وضعیت فعلی کشور: کردستان تو صف بنزین سیستان تو صف آب تهران تو صف کار نخبگان تو صف سفارت تاجران تو صف تحریم نفتکش‌ها تو صف محاصره مسئولین مملکت تو صف ترور #موقت

Application نباید به IP مستقیم Podها وابسته باشد. ❌ بد:
10.42.0.17
✅ بهتر:
postgres.default.svc.cluster.local
ساختار:
Application
     │
     ▼
   DNS
     │
     ▼
 Service
     │
     ▼
EndpointSlice
     │
     ▼
Backend Pods
در Kubernetes معمولاً CoreDNS وظیفه DNS Discovery را انجام می‌دهد. 9️⃣ Self-Awareness / Downward API گاهی Application باید بداند خودش چه مشخصاتی دارد. مثلاً:
من چه Podی هستم؟
IP من چیست؟
روی چه Nodeای هستم؟
Namespace من چیست؟
با Downward API:
Kubernetes
     │
     ▼
Downward API
     │
     ▼
Application
مثلاً:
env:
  - name: POD_NAME
    valueFrom:
      fieldRef:
        fieldPath: metadata.name

  - name: POD_IP
    valueFrom:
      fieldRef:
        fieldPath: status.podIP
Application:
POD_NAME=api-7f89d
POD_IP=10.42.1.20
📌 تفاوت مهم:
Service Discovery
→ دیگران را پیدا می‌کنم

Downward API
→ خودم را می‌شناسم
🔟 Job / Work Queue Pattern برای کارهایی که باید یک‌بار یا تعداد مشخصی اجرا شوند، به‌جای Deployment از Job استفاده می‌کنیم. مثلاً:
Job
 │
 ├── Worker
 ├── Worker
 └── Worker
مثال:
Process 10,000 images
می‌توانیم کار را بین Workerها تقسیم کنیم. برای کارهای دوره‌ای:
CronJob
استفاده می‌کنیم.
CronJob
   │
   ├── Job 01
   ├── Job 02
   └── Job 03
1️⃣1️⃣ Controller / Operator Pattern یکی از قدرتمندترین Patternهای Kubernetes. به‌جای اینکه انسان دائماً وضعیت سیستم را مدیریت کند، یک Controller وضعیت مطلوب را تعریف و حفظ می‌کند. مثلاً:
Desired State
      │
      ▼
 Controller
      │
      ▼
Kubernetes API
      │
      ▼
Actual State
Operatorها همین ایده را برای Applicationهای پیچیده‌تر به کار می‌برند. مثلاً یک PostgreSQL Operator می‌تواند:
Primary Failure
      ↓
Detect
      ↓
Promote Replica
      ↓
Update Service
      ↓
New Primary
را مدیریت کند. 1️⃣2️⃣ External Service Pattern اگر Database خارج Kubernetes باشد، لازم نیست Application مستقیماً IP آن را Hardcode کند. می‌توانیم یک Service بدون Selector داشته باشیم:
Application
     │
     ▼
postgres Service
     │
     ▼
EndpointSlice
     │
     ▼
10.10.20.30:5432
     │
     ▼
External PostgreSQL
در این حالت Application فقط می‌داند:
postgres:5432
و محل واقعی Database از Application پنهان می‌ماند. 🧠 جمع‌بندی اگر بخواهیم Patternها را خیلی خلاصه کنیم:
Sidecar
→ قابلیت جانبی کنار Application

Adapter
→ تبدیل Interface / Format

Ambassador
→ ارتباط با سرویس خارجی به نمایندگی از Application

Init Container
→ آماده‌سازی قبل از Application

Leader Election
→ انتخاب یک Instance به‌عنوان Leader

Singleton
→ فقط یک Instance فعال

StatefulSet
→ Identity و Storage پایدار

Service Discovery
→ پیدا کردن سرویس‌ها

Downward API
→ شناخت خود Pod

Job / CronJob
→ اجرای کارهای Batch

Controller / Operator
→ حفظ وضعیت مطلوب به‌صورت خودکار

External Service
→ دسترسی به سرویس خارج Kubernetes
⭐ یک نکته مهم این Patternها لزوماً جایگزین یکدیگر نیستند و حتی می‌توانند با هم ترکیب شوند. مثلاً:
Pod
├── Application
├── Envoy Sidecar
└── Adapter Sidecar
       │
       ▼
Service
       │
       ▼
EndpointSlice
       │
       ▼
External Service
قدرت واقعی Kubernetes دقیقاً از همین ترکیب Patternها به وجود می‌آید.

🧩 Kubernetes Design Patterns که باید بشناسید وقتی با Kubernetes کار می‌کنیم، فقط Deployment و Service مهم نیستند. Kubernetes یک‌سری Pattern دارد که برای حل مسائل رایج در معماری و اجرای Applicationها استفاده می‌شوند. در این پست چند Pattern مهم را با مثال مرور می‌کنیم 👇 1️⃣ Sidecar Pattern در این الگو یک Container جانبی کنار Container اصلی و در همان Pod اجرا می‌شود.
Pod
┌──────────────────────────┐
│                          │
│  Application             │
│       │                  │
│       ▼                  │
│  Sidecar                 │
│                          │
└──────────────────────────┘
مثال Application لاگ تولید می‌کند و Sidecar مسئول ارسال آن به Loki است:
App
 │
 │ logs
 ▼
Shared Volume
 │
 ▼
Fluent Bit
 │
 ▼
Loki
کاربردها: Log Collection Proxy Service Mesh Monitoring Security Agent 📌 نکته: Sidecar یک Deployment Pattern است؛ یعنی می‌گوید Container جانبی کجا قرار گرفته است. 2️⃣ Adapter Pattern Adapter برای تبدیل Interface یا Format استفاده می‌شود. فرض کنید Application متریک‌ها را با فرمت اختصاصی خودش تولید می‌کند:
requests=100
errors=5
ولی Monitoring شما Prometheus Format می‌خواهد.
Application
     │
     ▼
  Adapter
     │
     ▼
Prometheus Format
     │
     ▼
Prometheus
Application را تغییر نمی‌دهیم؛ Adapter خروجی آن را به چیزی که سیستم مقصد انتظار دارد تبدیل می‌کند. کاربردها: تبدیل Metrics تبدیل Logs تبدیل Protocol تبدیل API Format 📌 Adapter می‌تواند خودش به‌صورت یک Sidecar Container پیاده‌سازی شود. 3️⃣ Ambassador Pattern Ambassador به نمایندگی از Application با یک سرویس خارجی ارتباط برقرار می‌کند. مثلاً Application باید به Redis خارج از Kubernetes وصل شود:
Pod
┌──────────────────────────┐
│                          │
│ Application              │
│      │                   │
│      ▼                   │
│ Ambassador               │
│                          │
└──────┼───────────────────┘
       │
       ▼
External Redis
Application فقط می‌داند:
localhost:6379
ولی Ambassador می‌داند Redis واقعی کجاست:
10.10.20.30:6379
Ambassador می‌تواند مسئول مواردی مثل: TLS Authentication Retry Connection Pooling Routing باشد. 📌 تفاوت با Adapter:
Adapter     → تبدیل Interface
Ambassador  → ارتباط با سرویس خارجی
4️⃣ Init Container Pattern گاهی قبل از اجرای Application باید کاری انجام شود. در اینجا از Init Container استفاده می‌کنیم:
Init Container
      ↓
Main Container
مثلاً:
Migration
   ↓
Django
یا:
Download Config
      ↓
Application
Init Container باید با موفقیت تمام شود تا Container اصلی اجرا شود. 5️⃣ Leader Election Pattern گاهی چند Replica داریم ولی فقط یکی باید Leader باشد. مثلاً:
Pod-1
Pod-2
Pod-3
ولی فقط:
Pod-2 = Leader
کار اصلی را انجام می‌دهد.
Leader Election
             │
      ┌──────┼──────┐
      ▼      ▼      ▼
    Pod-1  Pod-2  Pod-3
            ★
          Leader
اگر Pod-2 از بین برود:
Pod-1
Pod-3
یکی از آن‌ها Leader می‌شود. کاربرد: Celery Beat Scheduler Controllerها Workerهای Singleton Jobs حساس به Duplicate Execution 6️⃣ Singleton Pattern گاهی از یک Application فقط باید یک Instance فعال داشته باشیم. مثلاً:
Celery Beat
نمی‌خواهیم:
Beat-1
Beat-2
Beat-3
همزمان Taskها را Schedule کنند. می‌توانیم:
Replica = 1
قرار دهیم. اما ⚠️ این به‌تنهایی HA واقعی نیست. اگر Pod بمیرد، Kubernetes آن را دوباره می‌سازد؛ ولی برای جلوگیری از اجرای همزمان چند Instance، در سیستم‌های حساس معمولاً Leader Election یا Distributed Lock راه مطمئن‌تری است. 7️⃣ Stateful Pattern برای Applicationهایی که Identity پایدار یا Storage مخصوص هر Instance دارند، از StatefulSet استفاده می‌کنیم. مثلاً:
postgres-0
postgres-1
postgres-2
برخلاف Deployment، این Podها Identity پایدار دارند. همراه با:
Headless Service
می‌توانیم DNS پایدار داشته باشیم:
postgres-0.postgres
postgres-1.postgres
postgres-2.postgres
کاربرد: PostgreSQL Kafka ZooKeeper Elasticsearch بعضی سیستم‌های Distributed ⚠️ StatefulSet به‌تنهایی به معنی Database HA نیست. 8️⃣ Service Discovery Pattern

Thought of the day from Stoic philosopher Seneca: *Associate with those who will make a better man of you. Welcome those whom you yourself can improve* #موقت

این کتاب کوبرنتیز رو حتما بخونید، سبکه و خیلی سریع مفاهیم کلی کوبرنتیز رو بهتون انتقال میده @code_crafters
این کتاب کوبرنتیز رو حتما بخونید، سبکه و خیلی سریع مفاهیم کلی کوبرنتیز رو بهتون انتقال میده @code_crafters

## Semantic Search و Vector Databaseها در متن‌های قبلی درباره‌ی Embedding صحبت کردیم و با چند تکنیک برای افزایش Performance و دقت جستجو آشنا شدیم. اما یک سؤال مهم وجود دارد: آیا دقت بالاتر در Search الزاماً به معنی کیفیت بالاتر پاسخ است؟ لزوماً نه. در Semantic Search ما به دنبال معنا هستیم، اما وقتی Query کاربر پیچیده‌تر می‌شود، صرفاً پیدا کردن نزدیک‌ترین Embeddingها نمی‌تواند کیفیت پاسخ را تضمین کند. برای مثال ممکن است یک Query به چند مفهوم مختلف اشاره کند و یک Vector Search ساده، اسناد مرتبط با هر مفهوم را پیدا کند، اما نتواند بهترین ترکیب از اطلاعات را برای پاسخ نهایی در اختیار LLM قرار دهد. اینجاست که صرفاً بهینه‌سازی Embedding یا Vector Search دیگر کافی نیست و باید سراغ الگوهای پیشرفته‌تر برویم. دو مورد مهم: Hybrid Search ترکیب Semantic/Vector Search و Keyword Search برای اینکه هم مفهوم Query و هم کلمات و عبارات دقیق آن را در نظر بگیریم. Reranking بعد از اینکه چندین Document اولیه را با Search پیدا کردیم، یک مرحله‌ی دوم برای رتبه‌بندی مجدد آن‌ها انجام می‌دهیم تا مرتبط‌ترین Documents در بالاترین رتبه قرار بگیرند. در نتیجه Pipeline ما می‌تواند چیزی شبیه این باشد: Query → Vector Search + Keyword Search → Hybrid Search → Reranking → Context → LLM اما بحث فقط Search نیست. وقتی با داده‌های حجیم، Big Data و داده‌های چندوجهی (Multimodal) مثل Text، Image، Audio و Video سروکار داریم، انتخاب Storage و Data Architecture نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اینجاست که ابزارهایی مانند LanceDB مطرح می‌شوند. LanceDB یک Vector Database/AI Data Platform مبتنی بر Lance است که برای Workloadهای AI و داده‌های Embedding طراحی شده و قابلیت‌هایی مانند: * Semantic / Vector Search * Hybrid Search * Metadata Filtering * مدیریت داده‌های Multimodal * کار با حجم بالای داده * و استفاده از Storageهایی مانند Local Filesystem و Object Storageهایی مثل S3 را فراهم می‌کند. البته این به معنی آن نیست که PostgreSQL، Chroma یا Elasticsearch در حجم بالا دیگر قابل استفاده نیستند. هرکدام برای Workload و معماری خاصی مناسب هستند. بنابراین مسئله اصلی دیگر فقط این نیست که: «چطور Search را دقیق‌تر کنیم؟» بلکه سؤال مهم‌تر این است: «چطور یک Retrieval Architecture طراحی کنیم که بتواند اطلاعات درست را از بین حجم زیادی از داده، با توجه به معنا، Keyword، Metadata و Context پیدا کند؟» و این دقیقاً جایی است که مفاهیمی مثل: Embedding → Semantic Search → Hybrid Search → Reranking → Context Optimization → RAG در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

خبریه باز نت مملکت کار نمیکنه؟؟؟ اگه خبریه به ماهم بگید، بدونیم ماکه مثه بعضیا به دولت و کشور متخاصم نگفتیم عاشقتون هستیم، من رو اخراج نکنید، وکیل گرون قیمت هم نگرفتیم نگفتیم که معصومه هم فقط مترجم بوده نه بیشتر #موقت

معماری retrieval: خب راجب مدل‌های نهفته (embedding model) صحبت کردیم و راجب خود embedd و vector store هم آشنا شدیم داستان بعدی ما از چه قراره اینکه ما میخوایم داده‌های زیاد و سنگین رو داخل vector store ذخیره کنیم برای اینکار ما دو شیوه کلی داریم granular (دانه ریز) و coarse (دانه درشت) دانه ریز یعنی ما سند و متن بزرگ رو به به چند متن کوچکتر بشکنیم و ذخیره کنیم دانه درشت یعنی کل متن رو یکجا ذخیره کنیم  اما هر کدوم مشکلات و مزایای خودشون رو دارن تو حالت دانه ریز دقت بالاست ولی جواب جامع نیست تو حالت دانه درشت دقت پایین ولی جواب جامع هستش بهترین رویکرد ترکیب هر دو هستش بعلاوه اینکه ذخیره متون بزرگ در vector store خودش ضعف‌های زیادی هم داره راهکار چیه؟؟؟ ما دانه درشت رو در بیرون از vector store ذخیره میکنیم و یک شماره ارجاع براش در نظر میگیریم و در vector store دانه ریز رو ذخیره میکنیم همراه شماره ارجاع، به این روش parentdocument گفته میشه یعنی جستجوی مفهومی برای دقت بیشتر به vector store میدیم شماره ارجاع رو بر میداریم و کتن اصلی رو برمیگردونیم که تو این حالت هم دقت داریم و هم جامعیت آیا میتونیم کاری کنیم تا جواب یکسری سوالات نامفهوم (کاربری که پرامپت خوب بلد نیست) بنویس رو هم بدیم، از یک رویکرد باحال استفاده میکنیم، خودمون یکسری متن کوتاه تولید میکنیم از روی متن برش خورده (دانه ریز) و اونم در vector store ذخیره میکنیم که به این روش multi vector retrieval گفته میشه اگه نیاز داشته باشیم یک سیستم فیلترینگ هم داشته باشیم(متن بزرگ ما شامل چند بخش مختلف و متفاوت باشد مثلا در یک کتاب ما چندین فصل و موضوع متفاوت داریم) با استفاده از meta data میتونیم این رو هم هندل کنیم یعنی تو بخش متادیتامون برای هر متن دانه ریز یکسری تگ ذخیره میکنیم برای مثال -فصل سوم -لانگ‌چین، با استفاده از meta data میتونیم این رو هم هندل کنیم یک نکته vector store بسیار متفاوت از ذخیره سازهای گرافی هستش (دیتابیس‌هایی که روابط بزرگ و پیچیده رو نشون میدن، هر نود یک آبجکت و هر یال ارتباط اون آبجکت با سایر آبجکت‌های موجود رو نشون میده) برای داشتن چیزی حدودی شبیه گراف هم در همین بخش metadata میتونیم یکسری روابط بین امبدینگ هارو هم مشخص کنیم برای مثال تو‌متادیتا یه همچین چیزی ذخیره میکنیم relate:{"ai engineering", "hands on"} @code_crafters

وضعیت مملکت جوریه که تو‌ مذاکرات، حکومت از آمریکا فقط پول میخواد 😐😐😐😐 همینحوری وضعیت پیش بره باید موشکارو هم بفروشیم

فرض کنید جمله‌ی زیر را داریم: «من گرسنه هستم.» این جمله برای انسان کاملاً قابل فهم است، اما کامپیوتر در ابتدا آن را فقط به‌عنوان یک رشته (String) از کاراکترها می‌بیند و هیچ درکی از مفهوم آن ندارد. برای اینکه کامپیوتر بتواند مفهوم متن را درک کند، از یک Embedding Model استفاده می‌کنیم. این مدل متن را به یک لیست از اعداد تبدیل می‌کند؛ برای مثال:
[0.1, 1.0, -0.75]
به این لیست از اعداد Vector (بردار) گفته می‌شود. این بردار در واقع مختصات متن در یک فضای n بعدی است؛ یعنی هر عدد یکی از ابعاد این فضا را نشان می‌دهد و مجموع این اعداد مشخص می‌کند که متن در چه موقعیتی از فضای معنایی قرار گرفته است. حالا جمله‌ی دیگری را در نظر بگیرید: «من غذا می‌خواهم.» برای انسان، مفهوم این جمله به «من گرسنه هستم» نزدیک است، اما کامپیوتر هنوز این موضوع را نمی‌داند. بنابراین این جمله نیز توسط همان Embedding Model به یک بردار تبدیل می‌شود؛ مثلاً:
[0.1, 1.2, -0.65]
اکنون کامپیوتر این دو بردار را با هم مقایسه می‌کند. اگر فاصله‌ی آن‌ها کم باشد (یا شباهت آن‌ها زیاد باشد)، نتیجه می‌گیرد که این دو متن از نظر معنایی به یکدیگر نزدیک هستند، حتی اگر دقیقاً از کلمات یکسانی استفاده نکرده باشند. اگر هزاران یا میلیون‌ها متن را به همین روش به بردار تبدیل کنیم، مجموعه‌ای از بردارها خواهیم داشت که می‌توان آن‌ها را به‌صورت یک ماتریس در نظر گرفت؛ ماتریسی که هر سطر آن بردار مربوط به یک متن است. از آنجا که این بردارها معمولاً صدها یا هزاران بعد دارند، به این محیط فضای چندبعدی (Vector Space) گفته می‌شود. برای ذخیره و جستجوی سریع این حجم از بردارها از Vector Store یا Vector Database استفاده می‌کنیم. این سیستم‌ها با استفاده از الگوریتم‌های جستجوی شباهت، نزدیک‌ترین بردارها را در میان میلیون‌ها بردار با سرعت بالا پیدا می‌کنند. در این فرآیند، Embedding Model وظیفه‌ی تبدیل متن به بردار را بر عهده دارد و خروجی آن Embedding نامیده می‌شود. سپس این بردارها در یک Vector Store ذخیره می‌شوند تا بتوان بر اساس شباهت معنایی بین آن‌ها جستجو انجام داد. @code_crafters

مملکت یجوری بی صاحب شده، که مفتخوری مثه خرازی میاد جلوی دوربین و میگه بریزید تو خیابونا و زنان رو قتل عام کنید و بکشید واقعا برام سوال شده، مملکت انقدر بی‌صاحاب شده که هرناکسی بیاد، از تریبون خود حکومت استفاده کنه و دستور تشکیل داعش رو داخل خاک ایران بده و خودش رو ابوبکر بغدادی بدونه؟؟؟

بچه ها واسه اکانت gpt , Gemini با یه قیمت خیلی پایین روی جیمیل خودتون فعال میکنه @Ss13730

پنجاه سال گفتن موشک موشک موشک الان پوشک کرده و رفتن زیر زمین قیمت گوشی من تو کمتر از یکسال از ۱۵ میلیون رسیده به ۶۰ میلیون اسم این دوره از زندگی رو باید بزارید دوران حکومت موش و پوش که درس عبرت بشه برای تاریخ #موقت

گفتیم که مهندسی هوش مصنوعی یعنی افزودن هوش مصنوعی به محصول تمرکز ما بر روی LLMs هستش یکی از این مباحث که گفتیم RAG هستش، یعنی پایگاه دانش سازمانی ایجاد کنیم که به پاسخ کاربران جوابگو باشد برای اینکار ما نیاز به vector store داریم، که به چند شکل کتابخونه و دیتابیس و موتور وجود دارند کتابخونه‌ها ثابت هستند، در مقابل تغییر مقاوم و خب سریع تر هستند، نمونه اون FAISS متعلق به شرکت فیسبوک می باشد که بشدت رقابت رو سخت کرده elasticsearch موتور جستجو Pgvectore اکستنشن پستگرس Mongodb atlas اکستنشن مونگو و دیتابیس هم مانند chromadb که ساختار معنایی داره بیشتر این ابزارها بر پایه knn, ann و tf/idf کار میکنن، در نهایت ما similaity search میخوایم به هرحال بسته به پروژه و بزرگی سازمان و نیاز شما ابزار مناسب رو انتخاب میکنید هدف ما ساختن یک vector store هستش که تبدیل به پایگاه دانش سازمان شده و بخش Q&A سازمان و محصول رو راه اندازی کنیم یک موضوع رو از من به یاد داشته باشید، مهمتر از ابزار و پرامپت مناسب و مدل خوب، معماری که شما می‌چینید و پیاده سازی میکنید بشدت مهمتر است، در داخل کتاب‌های آموزشی این حوزه تمرکز اصلی کتاب‌ها بر روی معماری هستش و مابقی موضوعات بیشتر به چشم ابزار دیده میشه @code_crafters

در بحث ai engineering هدف ما افزودن راهکارهای هوش مصنوعی به محصول هستش هر مدلی از هرجایی به هر شکلی منتها تمرکز فعلی ما و بازار بر روی مدل‌های LLM هم هستش (و من هم فعلا دارم راجب این موضوع میخونم در این خصوص متن میزارم براتون) بیشتر کار ما در بخش LLM مربوط به چند موضوع پر طرفدار میشه Summarization Search engine Q&A RAG شاید از خودتون بپرسید که خب این مباحث کم هستش، درست کمه اما سنگین هستند برای مثال شما هنگام طراحی باید گاردریل طراحی کنی تا از سواستفاده توسط کاربران جلوگیری کنید، شما نیاز به semantic search دارید که وابسته به دیتابیس‌های گرافی هستش، شما نیاز به پرامپت نویسی دارید متناسب با سازمان و محصول، درک کردن چند کتابخانه و پلتفرم برای طراحی سریعتر و بهتر و کلی موضوعات ریز و درشت دیگه از جمله طراحی معماری پاسخگو به سازمان و استفاده از هوش شخصی برای کارای اضافه کتابخونه‌های معروف و پر استفاده شامل Langchain, langgraph, langsmith هستند برای دوستان پایتون کار pydantic ai وجود داره و نباید از مجموعه hugging face هم غافل شد @code_crafters

تو ارتباط گرفتن با آدما یا به شما یه ارزشی میدن و چیزی بهتون اضافه میکنن یا از شما چیزی کم میکنن و بی ارزشتون میکنن ببینید طرف مقابلتون چیزی به شما یاد میده؟؟؟ یا یه کار کوچیک یا بزرگ (حتی پر ریسک) قراره با شما انجام بده؟؟؟ بهتون کتاب معرفی میکنه جهت خوندن (چه در زمینه تخصصی چه مطالعه آزاد)؟؟؟ در غیر این صورت اون آدم تو کمترین حالت ممکنه داره زمان و وقت شما رو بی ارزش میکنه، چون خودش آدم بی ارزشی هستش شما اگه نیاز به حرف زدن هم داریم نیاز به تفریح دارید نیاز به بیرون رفتن دارید نیاز به وقت گذروندن دارید با کسی انجامش بدین که بهتون یه ارزشی اضافه کنه باور کنید آدم چرت بودن، درب و داغون بودن خیلی راحته تا یک آدم ارزش آفرین شدن #موقت

مهندس هوش مصنوعی یا AI engineering مهندسی هوش مصنوعی در واقع زیر مجموعه، مهندس نرم افزار هستش، هدف ما ایجاد یک محصول هوش مصنوعی نیست، بلکه افزودن هوش مصنوعی به محصولاتی هستش که داریم می‌سازیم دقیقا شما با معماری و طراحی، روتینگ، پیاده سازی، تست و بررسی، اجرای نهایی و تکرار این چرخه روبرو هستین، یعنی دقیقا فرآیند همون چیزی هستش که در مهندسی نرم افزار داریم دقت کنید که مهندسی هوش مصنوعی با مهمدس هوش مصنوعی متفاوت هستش مهندسی هوش مصنوعی در واقع هوش مصنوعی رو به محصول سازمان اضافه میکنه مهندس هوش مصنوعی در واقع محصول هوش مصنوعی میسازه مهندسی هوش مصنوعی در زیر شاخه مهندس نرم افزار قرار میگیره و با prompt engineering متفاوت هستش، پرامپت نویسی یک تکنیک کار کردن با LLM ها هستش و در مهندسی هوش مصنوعی نیز پایه اولیه و نقطه شروع محسوب میشه در بازار گاها AI engineer رو با AI engineering یکی میدونن و میبینن، دلیلش هم بابت این هستش که نگاه بازار به موضوع کسب و کاری هستش (سخت نگیرید) @code_crafters

چندسال پیش با یک سریالی آشنا شدم به اسم «مرگ،عشق،ربات‌ها» دوره ظهور چت‌بات‌های هوشمند بود راجب دو بخش از این سریال براتون بگم تو یکی از اپیزودهاش که یک صحنه آخرالزمانی بود انتهای داستان وقتی رییس اصلی رو نشون داد یک گربه بود که این جمله رو گفت «چیه فکر میکردی ایلان ماسکه؟؟؟» تو مقاله اخیر اکونومیست انگار هوش مصنوعی رو چسبوندن به ایلان ماسک، سرمایه گذاری بزرگی انجام داده و راجب افکار پیچیده و بزرگی صحبت کرد که گویا هوش مصنوعی و ربات‌ها به زودی قراره به شکل گسترده‌ای در زندگی ما حضور داشته باشند(در یکی از اتفاقات اخیر که یک ربات رو به صورت آزمایشی در یک کارخونه تست کردن اتفاق جالبی افتاد، قرار بود این ربات یک آزمایش هشت ساعته پشت سر بگذرونه، اما ربات به مدت ۲۰۰ ساعت بدون کوچکترین وقفه‌ای کار کرد و هیچ ضریب خطایی از خودش نشون نداد) در داخل یکی دیگه از اپیزودها رییس جمهور ایلات متحده دیگه انسان نبود، بلکه یک هسته هوش مصنوعی بود که جهان رو کنترل میکرد، عامل‌های هوشمند به زودی پیچیدگی تفکر اونها به بزرگی ذهن انسان خواهد رسید و خیلی زودتر از مغز انسان هم پیشی خواهد گرفت، این میتونه عوامل مثبت و منفی داشته باشه، در خصوص عوامل منفیش منجر به بی معنایی در انسان میشه که ممکن هست آمار جنایت افزایش پیدا کنه، دو کشور مطرح در زمینه عامل‌های هوشمند یکی آمریکا و دیگری چین هستش، آینده و کنترل جهانی در دست این دو کشور خواهد افتاد و مابقی کشورها از قدرت جهانی بعنوان رقیب حذف خواهند شد (سرمایه گذاری در زمینه هوش مصنوعی امروزه به یک الزام بزرگ تبدیل شده و هر کشوری در این زمینه کوتاهی کنه با عواقب آن روبرو خواهد شد) شرکت انودیا در یک همایش از یک ربات هوشمند رونمایی کرد که دو هسته هوشمند برای پردازش روی آن نصب بود، ربات بصورت خام فعال شد و در لحظه در حال یادگیری در محیط و ارتباط گرفتن با انسان بود، ربات در کمتر از چند دقیقه به واکنش احساسی دست پیدا کرد یک واقعیت به زودی هوش مصنوعی فراگیرتر و توانمندتر خواهد شد، شروع به یادگیری هوش مصنوعی ضروری هستش و خیلی بدبینانه بهش نگاه کنم منجر میشه کمی دیرتر بیکار بشید پیگیر اخبار هوش مصنوعی باشید @code_crafters

تو نسخه قبلی مقاله اکونومیست یه تحقیقی انجام دادن در خصوص انتخاب همسر بین جوانان که نتیجه اون جالب بود تعداد دخترهایی که میخوان با یک مرد بالاتر از خودشون ازدواج کنن روز به روز بیشتر میشه در حالیکه زه همون اندازه تعداد پسرهایی که دنبال دخترهای سازگار میگردن بیشتر میشه گویا قراره سن ازدواج دخترایی که انتظارات زیادی دارن بالاتر بره و تنهایی بیشتری رو متحمل بشن و پسرها مجردی رو زمانی ترک میکنن که دختر سازگار پیدا کنن #موقت