ru
Feedback
چای ‌لب سوز.

چای ‌لب سوز.

Открыть в Telegram
5 072
Подписчики
Нет данных24 часа
-117 дней
-3330 дней
Архив постов
«اگه چیزی حالت را خوب میکند، راجبش به هیچکس چیزی نگو.»

«می‌دانی که ،خیلی چیزها هست که ما را نمی‌کُشد، ‏اما برای ابد ضعیف‌مان می‌کند.»

دلم میخواد یک نقطه‌ی پر از آرامش برای خودم داشته باشم، می‌تواند خانه باشد، اتاق باشد، «هر‌چیزی بجز آدم‌ها»،فقط بدانم هر اتفاقی که برایم افتاد وقتی برمیگردم به آن نقطه آرامم کند.

photo content
+8

حرف رو باید زد قربونت بمونه تو دل میپوسه، گند برش میداره.

«دلم میخواد یک روز که خونه‌ی خودم رو داشتم، پشت خونه‌ام یه باغ چای داشته باشم.»

«شوقی برای تمام کردن و رسیدن نمانده و چند وقتی هست که همه‌چیز در من ناتمام می‌ماند،و وانمود میکنم به ظاهر همه چیز خوب است.»
«شوقی برای تمام کردن و رسیدن نمانده و چند وقتی هست که همه‌چیز در من ناتمام می‌ماند،و وانمود میکنم به ظاهر همه چیز خوب است.»

«دیاری داشتن یعنی تنها نبودن،یعنی دانستن اینکه در آدم ها، در گیاهان، در خاک، چیزی از تو هست که حتی وقتی که آنجا نیستی چشم به راه تو می ماند.»

هایده پلی میکنم و خونه زنده میشه.

«یعنی یه قصه تا چقدر میل داره که مارو دنبال سر درازش بکشونه و ولمون نکنه؟.»

رسیدم خونه، گرم، چایی دم کردم، لباسارو انداختم تو ماشین،دراز کشیدم رو تختم تا توت‌فرنگی بخورم و انیمیشن تکراری ببینم.

کاش میشد مثل قلعه‌ی هاول، یه در دیگه رو به دنیای دیگه باز میکردم و دستِ امید و دلیل های زندگیمو میگرفتم و از این جو دورشون میکردم.

+5

خانه‌ی محبوبم باش با دیوارهایی از مرمرِ پریده رنگ و درخت‌های نارنج.

«زندگی سنگینه،بعد یکدفعه بارون می‌باره و فکر می‌کنی اشکالی نداره، بذار این بار روی شونه‌های کوچکم بمونه،هیچ اشکالی نداره.»

وقتی میرنجی حس اولش و آخرش فقط آسیب دیدن روح و بدن خودته، نگو اینجوری نیست که من میبینم لرزش صدات موقع اضطراب ،حتی سرد شدن دستات،اشک ریختنت سر هر چیز کوچیک،تنگی نفس، نباش اینجوری نمیگم نرنج قول بده کمتر برنجی ، «بمونیم کنار هم بودن خیلی مهمه حتی تو این موقعیتا.»

امشب ،بارون، چای با بیسکوییت،حرف‌های ناتمام ، گرمی چای تو دستات.

photo content

چای ‌لب سوز. - Статистика и аналитика Telegram-канала @ohayoll