ru
Feedback
چای ‌لب سوز.

چای ‌لب سوز.

Открыть в Telegram
5 072
Подписчики
Нет данных24 часа
-117 дней
-3330 дней
Архив постов
«بد به دلت راه نده باباجان.»

‏«من همیشه به اونایکه حساس نیستن حسادت میکنم، هیچی رو جدی نمی‌گیرن، وحشت نمی‌کنن، میدونن چطور نادیده بگیرن، وقتشون رو با فکر کردن بیش از حد تلف نمی‌کنن، دلبستگی ندارن، من به این آدمها حسودیم میشه.»

«من اشک‌های تو را هنگام غمگین بودنت بوسیده‌ام؛ پس کنار من خودت باش، حتی غمگین و خسته.»
«من اشک‌های تو را هنگام غمگین بودنت بوسیده‌ام؛ پس کنار من خودت باش، حتی غمگین و خسته.»

«بارون، سفر، جاده‌ طولانی در تاریکی شب، حرکت و صدای برف‌پاکن، دست روی فرمون، نگاه و لبخند عمیق، دل پر از عشق، بخار چایی و موزیک بی‌‌‌کلام.»

+2
₊ ࣪𓏲✿#Music [ @Ohayoll ⁺ ⟡

«چشم باش و اخمِ دلتنگ مارو ببین.»

«مشتی! چجوریه که آدم شب‌ها پر از تصمیم‌های مهم و حس‌های خوب میشه، ولی صبحش سایه ناامیدی و کرختی باز روی ذهنش سنگینی میکنه؟»

«به حرکت در میایم تا حرکت رو جشن بگیریم. همینه، تمام زندگی همین حرکت و جنب و جوشه. و بله، ارزش جشن گرفتن هم داره.»

+5

«گاهی وقتا، آدم برای کسی می‌مونه، نه برای جایی.»

برای خودم نوشتم؛ «اشکالی نداره اگه دیدی تمام روز رو زیر پتو به خودت می‌پیچی و یه مدت طولانی هیچ‌کاری ازت برنمیاد، چون قراره تا روزی که آروم بشی، از تمام اون زخم‌ها عبور کنی، عشق رو تو بغلت بگیری تا بفهمی چجوری از خودت محافظت کنی. هیچ‌ اشکالی نداره، اتفاق عجیبی نیفتاده، ذره‌ای غمگینت نکنه، همین برات کافی باشه.»

«شجاع نیستما، فقط خستم، خسته.»

«با خودت میگی که باید بهتر از این‌ها رو تجربه کنی. برای خودت دوباره پناهگاه و مختصات می‌سازی. برای خودت یه زندگی درونی رو مرور میکنی که هیچکس نمیدونه کشف کردنش تا چه اندازه می‌تونه عمیق و اصیل و بی‌نهایت باشه. سر از آب بیرون میاری، انگار که ساعت‌ها نفس حبس کرده باشی.چیزی دوباره جون میگیره.»

photo content
+8

«صبور بودن با وجود رنج، عذاب، پریشان‌حالی؛ با وجود خورشید که روی زخم‌ها می‌تابید. هیچ‌کاری نمی‌کردی، جز تلاش مداوم برای دوام آوردن. آیا دوام آورده بودی؟ ‏آیا دوام آورده‌ای؟»

‏«حرف‌زدن‌های عمیق شبونه.»

photo content

«احساس می‌کنم در آستانه‌ی یک پوست‌اندازی و دگرگونی اساسی‌ام، اما این روزها هنوز پوست قدیمی‌ام رو دارم که کامل نیفتاده از تنم.»