826
Подписчики
Нет данных24 часа
-287 дней
-12130 дней
Архив постов
826
خیلی دلم گرفته بود مثل همیشه زدم بیرون، توی خیابونای ساکت و بیروح نشسته بودم رو جدول غرق فکر بودم یهو یه پسر بچه با اسپری مشکی اومد کنار پام یه قلب کشید
بهم گفت میدونی تو شبیه این قلبی با بغض خندیدم گفتم واقعا گفت اره مشکیه ولی هنوز قشنگه
باورم نمیشه اون پسر فقط ده سالش بود
826
یه یاداوری کنم که سه اردیبهشت روز کتاب و گل رز هست
بعد منی که هم کتاب دوس دارم هم گل رز هیچکس نیست برام بگیره)):
