فرزندِ خَلَفِ استاد اسپلینتر
Открыть в Telegram
He/They (Yes I'm non-binary) Obsessed with cinema, super long nails, soft metal music, piercings, languages and queerness. Struggling with sensory issues, dysphoria and life in general. To contact me: @SashaKazemi @SashaNBBot
БольшеИран195 733Категория не указана
74
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
Things aren't always what they seem. Our fears can play tricks on us, making us afraid to change course, afraid to move on. But usually hidden behind our fears are second chances waiting to be seized. Second chances at life. At glory. At family. At love.
🎥The Flash
Repost from الکترون آزاد
همچین موقعیتهایی در وهلهٔ اول نباید پیش میاومدن که حالا بابت کنترل خشمت، اندازهٔ صدتا ماینر انرژی مصرف کنی و بعد هم همه بگن آفرین فلانی چقدر روی رفتارش کنترل داره. حتی اگه خشمت رو بیرون بریزی، باز هم فایده نداره. چون اونم به هرحال اثر مخربش رو میذاره. حرفم اینه که این همه انرژی و پتانسیل و توان احساسی میتونست خرج چیزهای بهتری بشه، نه اینکه صرف تقلای مداوم برای جانور وحشی بودن یا نبودن بشه.
citizen_soldier_live_again_official_lyric_video_qt9p1qzgwd0_eb.mp33.34 MB
There's one immutable truth about life: It is often more cruel than it is fair. It rarely provides an opportunity for any of us to find closure.
🎥Arrow
Repost from ALWAYS
تو با این امید ادامهش میدی که هنوز تورو نکشته. ولی خب ماهیتش اینطوریه. ناگهانی نه، اما به مرور؛ هرروز یه تیکه از روشناییت رو میدزده تا روزی که وسط تاریکی نه راه پس داری و نه راه پیش.
من میدونم هنوز بزرگ نشدهم و خیلی چیزا رو باید یاد بگیرم، ولی کاش والدینم میپذیرفتن که دیگه بچه هم نیستم.
Repost from الکترون آزاد
پیش خودت خیال میکنی که با به تعویق انداختن، فاجعه رو از خودت دور میکنی. غافل از اینکه فاجعه در همین لحظه داره رخ میده. همین اکنونها و لحظههایی که به فراموشی سپردی و به هوای یک سرخوشی گذرا که تو رو از درک فاجعه دور نگه میداره، تکههای وجودت رو در گذشته و آینده پخش کردی.
متنفرم از اینکه زندگیم فقط یه بُعد داشته باشه. از اینکه به جای انجام چند تا کار، به دست آوردن تجربههای متفاوت و ساختن شخصیتم، مجبور بشم برای مدت طولانی روی یه چیز ثابت و حوصلهسربر تمرکز کنم.
Ages ago, I lost my will to be something more. To be different and to be able to sacrifice for a cause.
I have been lost for so long, but no more.
