𝗎𝗇𝗄𝗇𝗈𝗐𝗇
Открыть в Telegram
529
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
529
وقتی فاتحه خوانِ مزارِ قاصدکهایِ بینشان
بادهایِ توفان زا باشند
باید همهیِ رویاها را به توالیِ بیوقفهیِ سکوت سپرد
و آهسته از میانِ کوچه ها گذر کرد و رفت
آنروز که این جماعتِ عجیب
بیهیچ دغدغهای ترانه های کودکی را دفن میکردند
کسی به یاد نیاورد
که اولین گناهِ آدمی
فراموش کردنِ چند واژهی ساده بود
میترسم خلقتِ آدمی هم
بعدها یک شکستِ عاشقانه
در کتابِ خاطراتِ مخدوشِ زمان تلقی شود.
529
تنها که میماند، سخت افسرده بود و میخواست کسی را صدا کند تا همدمش باشد اما از پیش میدانست که با دیگران حالش از این که بود، بدتر میشد ...
منسوب به تولستوی
