187
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-830 дней
Архив постов
187
برای آبی چشم هایت مینویسم
برای غرق شدن در دریای چشم هایت
برای دنیایی که زیبایی اش در چشمانت جای گرفته
برای زیبایی ات که حتی ماه شب را نیز از پای درآورده است
برای جنگل موهای به رنگ شبت وقتی که باد در میانشان به رقص در می آید
برای رقص پرنده ها در میان صدای دلنشینت
برای صدای بوسیدنی ات
برای کاپیتان قصه ها
که کشتی زندگی را به سوی خوشبختی ها هدایت میکند
برای ملکه ی قدرتمندی که معنی نامش را به زیبایی بجا آورده است
برای جوشش امید و جوانه زدن شکوفه های صورتی از میان صدای سازهایت
برای به صدا درآمدن نبض زندگی به وقت نوازش دست هایت بر روی کلاویه های پیانو
برای بوی سیگار و آغشته به تلخی تنت
برای تو مینویسم
برای قاصدک آرزوها که تمامی آرزوهایش را برآورده میکند
برای شعر هایم به وقت نوشتن از تو
برای بی قراری واژه ها در توصیف زیبایی بی پایانت
من از خود چیزی برای گفتن ندارم
جز گل های سرخ در دستانم
و نوشته های بداهه ام
که میخواهم آنها را تقدیمت کنم.
زیبای من ،
برای ادامه ی روزهای زندگی برایت آرزو میکنم
خنده بر روی لب هایت جا خوش کند
غم ها تو را فراموش کنند
و هر روز صبح که از خواب بیدار میشوی یک قدم بیشتر به آرزوهایت نزدیکتر شوی...
187
ملتیجوریسرشونتوکونماسانگارمابهعمومیبودن
مادرشونونامعلومبودنپدرشونکاریداریم
187
I don't wanna look like this, fuck!
I don't wanna feel like this, fuck!
Wish I didn't miss her so, much
Knew that this would happen, fuck love!
Break a mirror, yeah, fucking break a mirror
Glass shatter, gums bleed, off the fucking Everclear
Eyes red, mind race, fucking wish that you were here
I was really fucking hoping it'd be different this year, uh
