جنگلِ سکوت
Открыть в Telegram
@Rock_m_bot گفتی:《به روزگاران مهری نشسته》گفتم:《بیرون نمیتوان کرد حتی به روزگاران》
Больше159
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-1030 дней
Архив постов
159
تو نمیخوای بیای تا باهم اینا رو تجربه کنیم؟
هرجا میرم جای خالی تورو حس میکنم
به هر چیز نگاه میکنم میتوانم خاطره هایی رو که قرار بود باهم بسازیم و هنوز نساختیم رو به یاد بیاورم ،بیا عزیزم بیا
159
منتظر ماندم گفتم آفتاب که برود در پس شب تاریک همچون ماه خواهی آمد
منتظر ماندم گفتم باران که قطع شود چون رنگین کمان خواهی آمد
منتظر ماندم گفتم قاصدک را که فوت کنم همراه باد خواهی آمد
منتظر ماندم منتظر ماندم شاید با اولین برف بیایی منتظر ماندم هنوز هم منتظر ماندم اما خبری از آمدن نیست همه رفتند و تو نیامدی
159
عزیزم کی پس تو یه همچین آشپزخونه ای باهم آشپزی کنیم ؟ کی میای تا کنارم زندگی کنی؟ کی پس روی یه تخت بخوابیم؟ کی پس موقع آشپزی از پشت بغلم میکنی؟
