جنگلِ سکوت
Открыть в Telegram
@Rock_m_bot گفتی:《به روزگاران مهری نشسته》گفتم:《بیرون نمیتوان کرد حتی به روزگاران》
Больше159
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-1030 дней
Архив постов
159
من یه بار یادمه تو بچگی داشتم بازی میکردم با پسر عمم یه شیشه رفت تو پام از این و رفت از اون ور در اومد
159
ببین من درد تو زندگیم فقط دوجا بهم فشار آورده تا حد گریه یکی پریوده یکی یه بدن درد بود قشنگ داشت منو میکرد جز اون بقیه درد ها به پشممه
