ru
Feedback
تکست تلخ

تکست تلخ

Открыть в Telegram

♡﷽♡ #چقـــدر سخــــــــــت است #همـرنگ جمـــاعت شدن... #وقتـــۓ جمـــاعت خـــودش #هـــــــزار رنــــــــگ استـــــ.. .C᭄‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🥀⍣❥᭄⚘ ⊰

Больше
885
Подписчики
Нет данных24 часа
-87 дней
-2330 дней
Архив постов
برای آخرین بار نگاه می‌کنی و برای اولین بار می‌بینی که چقدر نمی‌ارزید. ☠🎃👻

گل‌ها وقت پژمردن به سمت ساقه‌شان خم می‌شوند؛ میدانی... این واقعیت تنهایی‌ست 🎃👻☠

👻🎃👹

Erfan Tahmasbi - Bi Vafa.mp310.31 MB

👽🎃👻

جانا دلم زِ درد فراق تو کم نسوخت ... آخر چه شد که هیچ دلَت بر دلم نسوخت ؟ 👻🎃👽

تنهایی من بسیار بسیار حس خوبی دارد ،فقط اگر شیرین تر از آن باشی تو را خواهم داشت. 💀🎃👻

کاروانی رد نشد تا یوسفی پیدا شود یک نفر باید زلیخا را بیاندازد به چاه آدمیزادست و عشق و دل به هر کاری زدن آدم است و سیب خوردن ، آدم است و اشتباه #حامد_عسگری 👻🎃💀

قشنگه گوش بدین

💃💃💃 💀🎃👻

چه دلنشین است روزی که با لبخند شروع شود ... پنجره‌ی دلت را رو به خوشبختی باز کن ! عشق را به قلبت دعوت کن و نفس بکش هوای مهربانی را ...

photo content

دچار شدم، بی آنکه بدانم عاشق شدم، بی آنکه بخواهم من کجا، عشق کجا.. 👻🎃💀

💀🎃👻

.یه چیزی تو بغل‌کردن هست که کافکا تو نامه‌‌ای می‌نویسه: «بغلم کن ملینا بغلم کن که حرف زدن کافی نیست...» نزار قبانی  میگه: مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا می‌میرم و فردا چطور؟ جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشته‌ام! 🎃👻💀

کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچ کس به خانه اش نمی رسد گروس_عبدالملکیان 👻🎃

هرجایی از زندگی ات... وقتی به من نیاز داشتی گوشیِ تلفنت را بردار به من زنگ بزن و از کارها و دلتنگی هایت بگو؛ نگران نباش مکالمه مان که تمام شود من میشوم همان غریبه یِ از صد پشت غریبه تر تو هم بمان همان نامهربانِ زیباتر. مگر من از همه ی این دنیا جز حالِ دلِ خوبت چه میخواهم.

من تو را در شعرهای عاشقی گم کرده ام خویش را بازیچه ی دستان مردم کرده ام ای فدای موج گیسوی بلندت هرچه هست من خودم را غرق دریای تلاطم کرده ام ای که گندمزار دارد چشمهای عاشقت نذر چشمانت هزاران شاخه گندم کرده ام چون که می دانم شبی از راه می آیی عزیز بر تمام نامرادیها تبسم کرده ام بس که از جام لبت سرمست می کردی مرا نیستی من رو به سوی باده و خم کرده ام نیست غیر از چشم تو در خاطرم زیرا که من روز و شب نقش دو چشمت را تجسم کرده ام ای که چون خورشید روشن میکنی شبهای من من تورا سلطان صدها ماه و انجم کرده ام #