ru
Feedback
درخت‌نشین

درخت‌نشین

Открыть в Telegram

گذرگاه پیره جادوگری کلاغ بر دوش که با دایناسور شخصی خویش تردد می‌کرد. در پی نجات ستارگان. این‌جا، برای من آیندست. @GrandmotherWillow_bot https://t.me/harfmanrobot?start=5502300261

Больше
Иран232 375Категория не указана
Buy Ad
183
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-1230 дней
Архив постов
Repost from سلندیوم
من معمولا با ذوق با آن‌ها صحبت می‌کنم. آن‌ها چه کسانی هستند؟ کسانی که معمولا در چت خصوصی با آن‌ها صحبت می‌کنم یا آهنگ ارسال می‌کنم یا درمورد چیزهایی که از من پرسیده اند نظر می‌دهم. و حال، آن‌ها آنقدر با بی ذوقی و با بی‌میلی جوابم را می‌دهند که دلم ‌می‌خواهد دیگر حتی یه کلمه‌ از حرف‌ها و وقتم را صرفشان نکنم. یک مقدار حال خوب به دیگران ارزانی ببخشید. همیشه که نباید حال بدتان به ما سرایت کند.

دلم که تنگ می‌شه می‌رم نامه‌های جویس برای همسرش، نورا، رو می‌خونم. برعکس بقیه نویسنده‌هایی که با معشوقه‌هاشون نامه‌نگاری کردند و اغلب نثرهای ادبی خیلی عاشقانه‌ با صناعات پیچیده‌ و گاهی خودنمایانه دارن، نامه‌های جویس در عین زیبایی ادبی خیلی ساده و بی‌تکلفه. جویس عاشق زنی می‌شه که توی نامه‌هاش غلط املایی داشته ولی هرگز هنرش رو به رخ معشوقه‌ش نمی‌کشه. حتی در مقابل‌ نورا نویسنده نبوده، توصیفات ساده‌ای داشته و جملات عاشقانه و فلسفی نمی‌نوشته و فقط هر چیزی توی دلش بوده رو به صادقانه‌ترین شکل ممکن و با استیصال کامل بیان می‌کرده. انگار نه انگار این جویس بوده، غول ادبی قرن بیستم، بزرگ‌ترین مدرنیست تاریخ، رمان‌نویس استثنایی (و بقیه القابی که منتقدان ادبی بهش دادن.) برای نورا فقط جیمز بوده. یا حتی شاید کمتر، فقط یک سنگ‌ریزه. یک‌ جا می‌نویسه: «همه این هیاهوها و چرب‌زبانی‌های پیرامونم کوچکترین احساسی در من برنینگیخت... عشق من، چیز دیگری بود که بهش فکر می‌کردم: به کسی فکر می‌کردم که مرا در دستش مثل سنگ‌ریزه‌ای نگه داشته بود، کسی که هنوز از عشق و همنشینی‌اش، اسرار زندگی را می‌آموزم. به تو فکر می‌کردم عزیزترین. تو برای من بیش از این جهانی.» – جیمز جویس و نورا بارناکل، آن جور که از شواهد پیداست، تا آخر عمر عاشقانه با هم زندگی می‌کنند.

درسته سگ سیاه افسردگی نرفت، اما صورتی شد. @Treesarefriends

آدمای مهربون همون کسایی‌اند که نامهربونی دیدند و این چرخه رو شکستند.

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ منم در اصل یه دوایتم در قالب مایکل اسکات

من در اصل یه مایکل اسکاتم اما در ظاهر کرید.

چقدر که با این آهنگ زندگی کردم صبح‌ها، من! از

photo content
+1

9-ugly_kid_joe-cat_s_in_the_cradle_(zvukoff.ru).mp35.54 MB

photo content

دستاورد امروز، ستاره‌های کاغذی و ابرای قل‌قلی.
دستاورد امروز، ستاره‌های کاغذی و ابرای قل‌قلی.

و بمب در مدرسه افتاد می‌خواستیم کمک بگیریم می‌خواستیم نام کودکان‌مان را صدا کنیم اما الفبا آتش گرفته بود در جهنم چطور آدم‌ها با هم حرف می‌زنند؟! در سرزمین من آوازها به کجا کوچ می‌کنند؟ رقص‌ها کجا پنهان می‌شوند؟ شعرها کجا می‌میرند؟ و او او که از پشت میله‌ها آب می‌خواهد، می‌خواهد دندانش را قورت دهد آی زندگی! این‌ها نفس کشیدن نیست نفس کشیدن نیست نفس کشیدن نیست ما از مرگ خالی وُ پُر می‌شویم جنگ‌ها روشن‌اند و ماشین آتش‌نشانی نمی‌تواند جنایت را خاموش کند نگاه کن! دختر پنج ساله‌ام سوخته و اسمش مثل پوست یک آب‌نبات در مشتم مچاله شده غریبگی نکن نکن غریبگی پسرم! این‌جا خاورمیانه است و هر کجای خاک را بکَنی دوستی، عزیزی، برادری بیرون می‌زند گروس عبدالملکیان

Repost from قنات🕊️
چقدر خداحافظی خوبه بچه‌ها. خداحافظی کنید. از هرکی و هر ارتباطی که می‌خواید ترکش کنید. دلایلتون رو توضیح بدید و محترمانه جدا شید. برای روان آدم مقابلتون که قطعا روزی به هرنحوی دوستش داشتید ارزش قائل بشید و خوب خداحافظی کنید. بی‌خداحافظی رفتن یا بدخداحافظی کردن آدم‌ها رو مریض می‌کنه. برای آدم‌های اطرافتون زخم به‌جا نذارید.

این کتابم، زرد و رنجور و شکنندس، و من این‌طور کتاب‌ها که گذر زندگی رو می‌شه صفحه‌ به صفحه درشون دنبال کرد رو خیلی دوست دارم، به قول آنه چیز‌های شکسته واقعا زیبان. حتی آدما، اون‌ها که تبر زندگی درخت‌شون رو شکسته اما خشک نشدن و دوباره جوونه زدن، روح‌های بزرگ غمگین.

نیما یوشیج
+1
نیما یوشیج

من یک قلبِ رقیق هستم به‌همراه دست و پا.
من یک قلبِ رقیق هستم به‌همراه دست و پا.

11 Barf.mp311.14 MB

+1
بله، نیستم.

اونجا اهمیت محیط رو می‌فهمی که می‌بینی یه گروه از آدما چقدر شوق زنده بودن رو در تو بیدار می‌کنن و تو رو توی مسیر بهتر شدن قرار می‌دن و زندگیت رو سبز می‌کنن.

به زیر آواز زدن چه فعل عجیبی.