ru
Feedback
399
Подписчики
Нет данных24 часа
-67 дней
-430 дней
Архив постов
Repost from back from beyond.
"Moonlight made a ghostly path for me, and shadows, eerie and fantastic, lurked behind the trees. " - Daphné du Maurier, My C
"Moonlight made a ghostly path for me, and shadows, eerie and fantastic, lurked behind the trees. " - Daphné du Maurier, My Cousin Rachel (via calines)

عه چه آسمون نقاشی ماننده

Repost from N/a
منێکی نامۆ
منێکی نامۆ

Repost from N/a

Repost from halley's comet
photo content

Repost from N/a
photo content
+1

photo content

photo content

photo content

photo content

از اونجایی که ۱۱ تا پرایوت شیر زدید باید چنلتون پابلیک باشه

:‌ ازدحـام در گـذشـتـه، حـال، آیـنـده
بعد از خود از آدمیان اطرافم چه دوست و چه بدخواه بیزاری دارم. کاری می‌کنند نفرت را عزیز بشمارم و آن را در رفتار و گفتار با من جزئی از حقوقشان می‌دانند. [نمی‌دانم چرا چیزی متعلق به من نیست.] بیش از اینکه خشابی از نبود گلوله‌ها دلگیر باشد من تنها و محزون مانده‌ام. احوالم نه رنگی دارند و نه صدایی. تماما نامرئی‌اند و اگر هم خودی نشان می‌دادند کسی تلاشی برای نیمچه نگاهی نمی‌کرد. از غم‌های بسیاری که در آینده گریبانم را خفت می‌کنند نشانی ندارم اما اغراق نباشد، قدر نیمی از وسعت قلب مادرم احساس تنهایی دارم و این برای کشتن نیمی از مردم دنیا کافی‌ست. [بسیار سریع و غم‌انگیز.] آیا بارها یادآور شدن تنهایی‌ام قرار است مرا از آن رها سازد یا تنهاترم کند؟ ــ جمله‌ای کم عمر از آدمی سنگی شنیدم که آب روانی نبود اما برای آتش قلیان کرده از احساسم حکم باد را داشت. به سرعت اتفاق افتاد و تنها دست سرد و جملهٔ گرمش به یاد مانده: می‌خواهی بمانم؟ ــ آیا غصهٔ چشمانم قابل دیدن نیست که نمی‌اندیشید چرا آدم هنگام صرف غذایش تنها به آن خیره شده؟ یا در همراهی خندیدن جمعی بی‌حرکت و ساکت مانده؟ باید ارزش خود را در چه زمانی یافت؟ کنار همراهانمان یا خلوت گران؟ هر چه بیشتر در جمع آدمیزادهای انسان‌نما بمانم بیشتر دفتر همراهم را خط خطی می‌کنم. [کلمات سنگین و عواطف زود گذر] هر چه هست نوجوانی را بر باد داده. -ساعت یازده و سی دقیقه در زندان- یکم می - ۱۹۴۸

Repost from К
photo content

The best

photo content

photo content