𝑳𝒐𝒆𝒚
Открыть в Telegram
دیاول صحبت میکنه🦕 ناشناس: @Chanbaek2991_bot جواب چالشها: https://t.me/Diavel1992
Больше448
Подписчики
Нет данных24 часа
-37 дней
-1430 дней
Архив постов
448
+1
برای سرگرمی نشستم این فیلم رو نگاه کردم. از اونجایی که به نقشمنفیها، قاتلها و آدمای روانی علاقه بیشتری دارم، از نظرم فیلم قشنگی بود.
قدرت بازیگری این مرد تحسینبرانگیزه واقعا. هرچند دختره هم خیلی قشنگ نقشش رو بازی کرد.
در طول فیلم دلم میخواست بدونم پسره دقیقا چه گذشتهای داره اما به این موضوع پرداخته نمیشه :(
خلاصه که فیلم جالب و هیجانانگیزی بود. اگه از این مدل فیلمها خوشتون میاد از دستش ندین.
#معرفی_فیلم
#movie
#midnight
448
یک هفته است که خبری ازت ندارم؛ یه هفته شده که نیستی. نه تنها در کنار من، در کنار هیچکس نیستی. ولی دل من بیشتر از همه برات تنگ شده. کاش بیای و کنار بقیه باشی. کاش باشی. مهم نیست که پیش من نیستی، من به از دور دیدنت هم راضیم هیون.
اما تو الان با تکتک آدما قهر کردی و رفتی. نه تنها آدما بلکه حتی گلهاتم تنها گذاشتی. تو که خیلی دوسشون داشتی. با خودت نگفتی بعد من غمگین و پژمرده میشن. گلهات خیلی دلتنگتن بکهیون. منم همینطور. لطفا برگرد!
پارک چانیول _ ۲۶ مه ۱۹۹۳
⃤نامههای سوخته درآتش
448
دلم انیگما میخواد.
فکرم درگیره و توی این مدته تنها چیزی که باعث میشه واسه چند لحظه هم که شده خیلی چیزا یادم بره زمانیه که انیگما میخونم:)
#Enigma
448
Repost from Blues ☽̶☾
+1
هیچ وقت برات آهنگی نخوندم.
اون موقعها صدای خوبی نداشتم، حتی از بلند حرف زدن هم میترسیدم. تو اما فرق داشتی روی سقف ماشین مینشستی و برای بقیه گیتار میزدی.
خیلی هم کوک نبود ولی با همون ساز ناکوک میزدی و صدات حواس همه رو از انگشتهای نابلدت پرت می کرد.
نمیدونم کی اولین بار گفت که تو فوقالعادهای ولی بعدش همه شبیه یه زمزمه تکرارش کردن و ما رسیدیم به روزهایی که اونقدر فوقالعاده بودی که من فقط میتونستم یک قدم عقبتر ازت راه بیام. من هیچ وقت برات آهنگی نخوندم، حتی بعدها که صدام خیلی بهتر شد، حتی بعدترهاش که بهتر از تو گیتار میزدم و حتی بعدترهایی که اندازه تو فوق العاده شدم اما این بار برات میخونم.
یه آهنگ ساختم. وقتی چهارمین فنجون قهوه هم سرد شد ساختمش وقتی برای آماده کردن فنجون پنجم دیر شده بود و باید زودتر از خونه بیرون میزدم.
برای تو نیست، برای ماست. همون مایی که نقطه خورد و به سر رسید و ما بدون هم به خونه رسیدیم.
برای این نوشتم شاید اینبار که زنگ زدی و پرسیدی واو پسر این خیلی عالی بود برای کی نوشتی به جای خنده بگم برای بکهیون.
برای تو میخونم، برای تویی که قرار تا مدت طولانی قهوهی اول صبحم باشی.
