فِـلامیـنـگو🦩Flamingo
Открыть в Telegram
2 293
Подписчики
Нет данных24 часа
-247 дней
-11030 дней
Архив постов
Repost from N/a
یه حس مثل اینکه شاید الان لحظه خوبی باشه ولی استرس و غمی که گذشت یادت نره!
انگار زور اون اتفاقات بدی که گوشه ذهن حک شده از حال خوب الان بیشتره
منم همینطور...
نمیدونم چی دچارم شده که اینطوری حس میکنم. وسط لحظات خوب یهو یه اتفاق بد یادم میاد، یه چیزی که نمیذاره خوب اون لحظه رو لمس کنم، با تمام وجود یادشون میوفتم و غصهمو میخورم. احتمالا اون وسطا یه اضطراب و تپش قلبی هم تجربه کنم. “شبیه شکستن لیوانهای سینی چای وسط یه مهمونی بزرگ”
Repost from بَهار نارِنج🍃
بله درسته "راهی جز ادامه نیست". دیروز داشتم به ماهی جان راجع به نگرانیها و دغدغههام میگفتم، بهم حرفی زد که دلم میخواد بنویسمش که یادم بمونه. گفت "اگر آدم تمام امید و حس موفقیتش رو فقط به نتیجههای بزرگ و دور گره بزنه، وسط راه فرسوده میشه. من بیشتر سعی میکنم روی این تمرکز کنم که آیا هنوز دارم توی مسیری حرکت میکنم که برام معنا داره یا نه".
تولدت مبارک نیکوی زیبا و ارام💕
امیدوارم که سالهای پیش روت سرشار از امید، موفقیت، آرامش و سلامتی باشه.
