آرمــون
Открыть в Telegram
210
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
210
با یکی از بچه ها گروهمو جابه جا کردم و قرار شد نیم ساعت دیگه برم زایشگاه
که یوقت با تایم اردو تداخل نخوره
حالا دختره زنگ زده میگه چون گروه شما تاریخ مشخص نداره خودم میرم((((:
210
+1
امروز رفتم پیش ملیکا
بعد ۳ ماه بالاخره از مشهد برگشت
برام سوغاتی آورده بود💖
بعد نشستیم چای کارامل خوردیم
بچه ها هرجا پیدا کردین بهم بگین بخرم😭خیلی خوشوم اومد ، مخصوصا اون پروانه ها که به تی بگ وصله
210
دوست مامانم از شمال سوغاتی زیتون پرورده برامون آورده
فهمیدم هرچی زیتون پرورده تا الان خورده بودم آشغال بودن آشغااال
وای خیلی خوشمزسسس
دلم میخواد کلشو یجا بخورم😭برای صدمین بار لعنت به رژیم
210
بعدم کم کم بقیه بیدار شدن و صبحانه کلپچ زدن بر بدن
منم یه کوچولوو خوردم و اینجوری بودم که گور بابای رژیم
