Developer Advocate
Открыть в Telegram
1 035
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
-130 дней
Архив постов
1 035
🎯 Disaster Recovery در ابر برای اپلیکیشنهای .NET: مهندسی RTO/RPO
در طراحی استراتژی Disaster Recovery (DR) برای اپلیکیشنهای cloud-native .NET، موفقیت یعنی توانایی پاسخ سریع و جامع به حادثه، با حداقل اختلال و از دسترفتن داده. برای این منظور دو متریک کلیدی باید بهینه شوند:
- RTO (Recovery Time Objective): حداکثر زمان مجاز برای بازیابی سرویس.
- RPO (Recovery Point Objective): آخرین نقطه زمانی قابل قبول برای از دسترفتن داده.
برای بازطراحی DR در فضای ابری (مثلاً Azure یا AWS)، باید کد، معماری دیتابیس و استراتژیهای زیرساخت خود را مناسب RTO/RPO هدف خود سفارشی کنید.
1. State Management و دیتای حساس:
با استفاده از managed services مثل Azure SQL Database with geo-replication یا Cosmos DB with multi-region writes، RPO را تقریباً به صفر نزدیک کنید. با این رویکرد، در صورت failover، تنها چند ثانیه داده از دست میرود.
2. Infrastructure as Code (IaC):
ابزارهایی مانند Terraform یا ARM Templates اجازه automation کامل برای recovery میدهند. Scenario تست:
// راهاندازی مجدد وباپلیکیشن و دیتابیس با ARM Template
await azure.Deployments.Define("dr-redeploy")
.WithExistingResourceGroup("production-rg")
.WithTemplate(File.ReadAllText("dr-arm-template.json"))
.WithParameters("{ ... }")
.WithMode(DeploymentMode.Complete)
.CreateAsync();
3. Application-Level Resiliency:
در لایه اپلیکیشن، پترنهایی مانند Circuit Breaker، Retry Policies (با Polly) و health check متمرکز زیرساخت را پیادهسازی کنید تا RTO کوتاه شود.
services.AddHttpClient("MyAPI")
.AddTransientHttpErrorPolicy(policy =>
policy.WaitAndRetryAsync(5, retryAttempt => TimeSpan.FromSeconds(Math.Pow(2, retryAttempt))));
4. Chaos Engineering برای اطمینان:
سناریوهای failover و قطع سرویس کلود را به طور خودکار شبیهسازی و تست کنید؛ مثلا با استفاده از Azure Chaos Studio.
5. DR Runbook Automation:
برای زمان disaster، playbook اجرایی داشته باشید؛ مثل Switch DNS، failover دیتابیس، راهاندازی سرویسهای ضروری و اعمال کانفیگهای post-recovery.
بهیاد داشته باشید: RTO/RPO صرفاً عدد روی کاغذ نیست؛ زیرساخت، کد و تیم باید آماده تستهای بازیابی واقعی باشند.
مطالعهٔ بیشتر:
Designing Cloud-Native Disaster Recovery for Applications in Azure (Microsoft Docs)
Cloud Computing (Azure/AWS/GCP) & Serverless
@DeveloperAdvocate 🥑1 035
در دنیای مدرن #ASPNetCore، مهمترین اصل امنیت، پایبندی به «پیشفرضهای امن» (Secure Defaults) است. مایکروسافت با طراحی Kestrel و زیرسیستمهایی مانند Data Protection و Anti-Forgery، بسیاری از حملات رایج را به صورت پیشفرض دفع میکند—اما اینکه این پیشفرضها را دقیق بفهمید و بهینهسازی کنید، تفاوت معماری امن و ناامن را رقم میزند.
🔐 Kestrel:
بهصورت پیشفرض فقط روی localhost لیسن میکند، و پروتکلهای SSL/TLS قویتر نسخههای ضعیف (مثلاً SSL3 یا TLS 1.0) را رد میکند. اگر نیاز به expose روی public دارید، مطمئن شوید که تنها پروتکلهای امن و Cipher Suiteهای قوی مجاز شدهاند:
// توصیهشده: فقط TLS1.2 و بالاتر
webBuilder.ConfigureKestrel(serverOptions =>
{
serverOptions.ConfigureHttpsDefaults(listenOptions =>
{
listenOptions.SslProtocols = SslProtocols.Tls12 | SslProtocols.Tls13;
listenOptions.OnAuthenticate = (context, authOptions) =>
{
// custom server certificate validation (اختیاری)
};
});
});
🔑 Data Protection APIs:
به طور خودکار کلیدها را رمزگذاری و چرخش میدهد. اما برای محیط Production، حتماً کلیدها را Persist کنید—مثلاً روی فایلسیستم یا Azure Key Vault—تا با هر ریاستارت کلیدها از دست نروند.
// ذخیره کلیدها روی فایلسیستم با حفاظت سختافزاری
services.AddDataProtection()
.PersistKeysToFileSystem(new DirectoryInfo("/secure-keys"))
.ProtectKeysWithDpapiNG();
🛡️ Anti-Forgery:
در ASP.NET Core، فقط برای درخواستهای state-changing (POST, PUT, DELETE و غیره) چک میشود، و با کوکی HttpOnly و SameSite=Lax امنیت را تضمین میکند. اگر از API یا SPA استفاده میکنید و کوکی CSRF Token را نیاز دارید:
services.AddAntiforgery(options =>
{
options.HeaderName = "X-XSRF-TOKEN";
// کوکی با حفاظتهای بیشتر
options.Cookie.SecurePolicy = CookieSecurePolicy.Always;
options.Cookie.SameSite = SameSiteMode.Strict;
});
در عین قدرت پیشفرضها، همیشه پیکربندیها را متناسب با نیازهای امنیتی سازمانتان بررسی و سختگیرانهتر کنید.
مطالعه عمیقتر درباره Secure Defaults در ASP.NET Core را به این مقاله از Microsoft Docs پیشنهاد میکنم:
https://learn.microsoft.com/en-us/aspnet/core/security/overview?view=aspnetcore-8.0
Application Security (AppSec)
@DeveloperAdvocate 🥑1 035
در دنیای توسعه نرمافزار حرفهای، BDD (توسعه مبتنی بر رفتار) ابزاری برای نزدیکتر کردن تیمهای توسعه، تست و کسبوکار است. در اکوسیستم .NET، استفاده از SpecFlow به عنوان یک bridge بین domain language و کد، قدرت زیادی به تیمها میدهد تا سناریوهای قابل فهم (و اتوماسیونپذیر) بنویسند.
یک سناریو ساده به زبان Gherkin:
Feature: Calculator
Scenario: Add two numbers
Given the first number is 50
And the second number is 70
When the numbers are added
Then the result should be 120
هر خط مستقیماً به کد C# مرتبط میشود:
[Binding]
public class CalculatorSteps
{
private int _first, _second, _result;
[Given(@"the first number is (\d+)")]
public void GivenTheFirstNumberIs(int n) => _first = n;
[Given(@"the second number is (\d+)")]
public void GivenTheSecondNumberIs(int n) => _second = n;
[When(@"the numbers are added")]
public void WhenTheNumbersAreAdded() => _result = _first + _second;
[Then(@"the result should be (\d+)")]
public void ThenTheResultShouldBe(int expected) => _result.Should().Be(expected);
}
چرا این approach برای تیمهای پیشرفته مهم است؟
۱. تفکیک Concernها: تیم تست میتواند سناریوها را با domain language بنویسد، همزمان با پیادهسازی تستها توسط توسعهدهنده.
۲. Documentation زنده: فایلهای feature عملاً مستنداتی هستند که با اجرا عینی میشوند؛ دیگر documentation به سبک سنتی هیچوقت up-to-date نمیماند.
۳. پشتیبانی از تستهای end-to-end، یکپارچهسازی و Acceptance Test: SpecFlow با ترکیب ابزاری مثل Selenium و RestSharp میتواند کاملاً end-to-end automation را پوشش دهد.
نکته کلیدی: توجه داشته باشید که توسعهی کد تست مطابق سناریوهای business باید خارج از لایه implementation باشد؛ باید mapping اتفاق بیفتد، نه mixing.
برای مطالعه عمیقتر و نکات معماری پیشرفتهتر، این مقاله از Martin Fowler توصیه میشود:
https://martinfowler.com/articles/ubiquitous-language.html
Testing & Quality Assurance (.NET)
@DeveloperAdvocate 🥑1 035
🔒 اصول کدنویسی امن در #NET: دوری از آسیبپذیریهای رایج
در توسعه نرمافزارهای Enterprise با .NET، حتی کوچکترین غفلت امنیتی میتواند فاجعه بیافریند. برخی از آسیبپذیریهای پرتکرار و راهکارهای عملی برای جلوگیری از آنها:
1⃣ دسترسی مستقیم به دادهها (SQL Injection): حتی با Entity Framework هم به دام اجرای دستورات ناامن نیفتید. هرگز مقادیر ورودی را به صورت مستقیم به Query نچسبانید.
// خطرناک: آسیبپذیر در برابر SQL Injection
context.Database.ExecuteSqlRaw($"DELETE FROM Users WHERE Name = '{userInput}'");
// امن: استفاده از پارامتر
context.Database.ExecuteSqlRaw("DELETE FROM Users WHERE Name = {0}", userInput);
2⃣ XSS و ایمنی لایه نمایش: در Razor Pages/MVC از HTML-encoding اتوماتیک استفاده کنید و هیچوقت از @Html.Raw(userInput) مگر در شرایط خاص و کنترلشده بهره نبرید.
3⃣ ولیدیشن سمت سرور: حتی اگر Frontend همه پردازشها را انجام میدهد، جدا ولیدیشن سمت سرور فراموش نشود. از DataAnnotations یا FluentValidation برای سنجش داده استفاده کنید.
4⃣ مدیریت دسترسی (Authorization): فقط روی Authorize کنترلر یا اکشن اکتفا نکنید؛ سطح دسترسی را تا Business Logic پلکانبندی کنید؛ به خصوص در عملیاتهایی مثل Data Export یا Data Deletion.
5⃣ حفاظت دادههای حساس: هرگز اطلاعات حساس (توکنها، کلیدها، پسوردها) را Hardcode نکنید. از Secret Manager یا Azure Key Vault بهره بگیرید.
6⃣ Logging ایمن: هیچوقت اطلاعات کاربر (رمز، Token) را لاگ نکنید. فریمورکهایی مثل Serilog امکان Redact کردن کلیدواژهها را دارند.
مطلب مرجع از Microsoft Docs (Secure Coding Guidelines for .NET):
https://learn.microsoft.com/en-us/dotnet/standard/security/coding-guidelines
🧠 امنیت، یکبار هزینه و همیشه آسودگی خاطر!
Application Security (AppSec)
@DeveloperAdvocate 🥑1 035
در مواجهه با بدهی فنی (Technical Debt)، اغلب چالش اصلی نه شناسایی مشکل است، بلکه انتقال صحیح تأثیرات آن به ذینفعان تجاری است. برای موفقیت در این مسیر، باید «زبان مشترک» میان فناوری و کسبوکار را بسازید.
🔹 تبدیل بدهی فنی به سناریوهای تجاری: تنها گفتن اینکه "ریفکتور نیاز است" یا "مدولاریتی کافی نیست" کافی نیست. بهتر است پیام خود را به سناریوهای ملموس تبدیل کنید: مثلاً تأخیر در ارائه یک فیچر مهم، افزایش زمان ورود به بازار، یا ریسک اختلال در سرویسهای حساس.
🔹 اندازهگیری تأثیر با شاخصهای ملموس: اگر منطق یک بخش legacy باعث کاهش سرعت دلیوری شده باشد، با داده نشان دهید: مثلاً «مدت زمان توسعه هر فیچر جدید در این ماژول ۲ برابر میانگین پروژه است». با استفاده از متریکهایی چون Lead Time یا Mean Time to Recovery میتوانید اثربخشی بدهی فنی را به عدد تبدیل کنید.
🔹 کد نمونه: ارزیابی زمان تغییر (Change Lead Time)
در مثال زیر با پایش تایماستمپهای commit و deploy، میتوانید Lead Time را برای هر فیچر محاسبه کنید:
var changeRequests = new List<(DateTime commitTime, DateTime deployTime)>
{
(new DateTime(2024, 5, 1, 10, 0, 0), new DateTime(2024, 5, 3, 17, 30, 0)),
(new DateTime(2024, 5, 4, 9, 45, 0), new DateTime(2024, 5, 5, 15, 0, 0)),
// سایر درخواستها
};
var averageLeadTime = TimeSpan.FromTicks(
(long)changeRequests.Average(r => (r.deployTime - r.commitTime).Ticks)
);
Console.WriteLine($"Average Lead Time: {averageLeadTime.TotalHours} hours");
🔹 راهکار: با شفافسازی اثرات کسبوکاری، میتوانید به جای درخواست منابع برای «کار فنی»، مطالبه کاهش هزینه فرصت یا افزایش سهم بازار کنید—که زبان تصمیمگیری مدیریت است.
مطالعه تکمیلی (Martin Fowler):
https://martinfowler.com/bliki/TechnicalDebtQuadrant.html
Technical Leadership & Mentoring
@DeveloperAdvocate 🥑1 035
فرهنگ کیفیت و «شکوفایی پیوسته» چطور در تیمهای مهندسی جان میگیرد؟ پاسخ فقط در داشتن ابزار خوب (نظیر unit test یا CI/CD) نیست، بلکه در رنج وسیعی از الگوهای رفتاری ریشه دارد.
۱️⃣ Code Review ساختارمند و هوشمند: بازبینی کد صرفاً پیدا کردن باگ نیست؛ گفتوگوی تخصصی درباره design، الگوهای تستپذیری و حتی naming هم هست. سعی کنید code reviewها را با checklistهای هدفمند و short feedback loops انجام دهید.
۲️⃣ بازخورد و یادگیری مستمر: به جای سرزنش، خطاها را ثبت و تحلیل کنید. از ابزارهایی مثل SonarQube یا .NET Analyzers استفاده کنید تا issues پیوسته شناسایی شوند و روند اصلاحشان شفاف باشد.
۳️⃣ کدهای انسانمحور، کمتر از ساختارهای شلوغ: مثلا با پیروی از اصل Single Responsibility هر کلاس را فقط برای یک هدف قرار دهید. این باعث خوانایی و تستپذیری بهتر میشود:
public interface IOrderValidator
{
bool IsValid(Order order);
}
public class OrderValidator : IOrderValidator
{
public bool IsValid(Order order)
{
// منطق اعتبارسنجی
return /*...*/;
}
}
۴️⃣ تعهد تیمی به Refactor مستمر: همانقدر که فیچر اضافه میکنیم، بدهی تکنیکال را نیز در سبد اسپرینت قرار دهیم. مثلا هر Story با برآوردی برای «ارتقاء کیفیت کد» همراه باشد.
۵️⃣ خودکارسازی و رویههای کیفی: ابزارهای CI/CD را طوری تنظیم کنید که عبور از pipeline بدون تست واحد و Code Coverage حداقلی ممکن نباشد.
۶️⃣ ذهنیت رشد: جلسات اشتراک دانش (Tech Talk/Lightning Talk/Book Club) راهاندازی کنید. دانش تولیدشده باید در ویکی تیم مستندسازی و سادهیابی شود.
منبع برای مطالعه بیشتر (Martin Fowler):
https://martinfowler.com/articles/continuousIntegration.html
#Quality #ContinuousImprovement #Architecture
Technical Leadership & Mentoring
@DeveloperAdvocate 🥑1 035
🔹 الگوی Sidecar در Kubernetes: افزایش قابلیتهای میکروسرویس با کانتینرهای جانبی
در معماری میکروسرویس، گاهی لازم است ماژولهایی مانند لاگگیری، مانیتورینگ، امنیت یا Service Discovery را به هر سرویس اضافه کنیم، بدون اینکه کد سرویس را تغییر دهیم. الگوی «Sidecar» راهحلی مدرن در Kubernetes است: کانتینری جانبی کنار سرویس اصلی که مسئول وظایف Auxiliary است.
به عنوان مثال، فرض کنید یک میکروسرویس .NET برای پردازش سفارشات داریم و میخواهیم لاگهای ساختارمندی را به Elastic Stack ارسال کنیم. بهجای افزودن کد لاگینگ به هر سرویس، یک کانتینر Fluent Bit بهعنوان Sidecar راهاندازی میکنیم تا لاگهای دایرکتوری خاص را جمعآوری و ارسال کند—همهچیز بدون مداخله در کد اصلی.
نمونه تعریف یک Pod با Sidecar برای لاگگیری:
apiVersion: v1
kind: Pod
metadata:
name: orders-with-logging
spec:
containers:
- name: orders-service
image: myrepo/orders:latest
volumeMounts:
- name: logs
mountPath: /app/logs
- name: log-shipper
image: fluent/fluent-bit:latest
volumeMounts:
- name: logs
mountPath: /fluent-bit/logs
volumes:
- name: logs
emptyDir: {}
در اینجا، هر دو کانتینر روی یک Volume مشترک لاگها کار میکنند، بدون هیچ Coupling بین تیمهای مختلف.
🔥 نکات مهم:
- Sidecarها باید stateless و مستقل باشند.
- نسخهبندی و Deployment جداگانه را رعایت کنید و هماهنگی Lifecycle کانتینرها را در Pod در نظر بگیرید.
- برای امنیت، میتوانید یک Envoy یا OPA را بهعنوان Sidecar برای Policy Enforcement قرار دهید.
- در پروژههای حیاتی، Healthcheck و Monitoring برای هر Sidecar اجباراً تعریف شود.
برای درک بهتر و کاربردهای پیشرفتهتر الگوی Sidecar، این مقاله Martin Fowler را از دست ندهید:
https://martinfowler.com/articles/patterns-of-distributed-systems/sidecar.html
Microservices Patterns (Advanced)
@DeveloperAdvocate 🥑1 035
در اکوسیستم داتنت و دنیای فناوری که هر روز با موجی از اطلاعات جدید مواجهیم، کلید اصلی «ماندن در لبه تکنولوژی» نه در خواندن همهچیز، بلکه در فیلتر کردن هوشمندانه و مصرف مؤثر اطلاعات است. برای اینکه در بین این حجم عظیم، موارد ارزشمند و نوآور را پیدا کنید، چند راهکار عمیق و عملی را به اشتراک میگذارم:
۱. ساختن Feed اختصاصی با RSS: کانالها، وبلاگها و ریپازیتوریهایی که ارزش واقعی تولید میکنند (مانند devblogs.microsoft.com یا بلاگ مارتین فاولر) را پیدا و مستقیماً به فیدخوان (مثلاً Feedly) اضافه کنید. بعد با استفاده از keyword filtering یا جستجوی regex، فقط مباحث مرتبط (مثلاً ".NET 8", "Mediator pattern") را پیگیری کنید. برای مثال، این regex میتواند فقط پستهایی با عبارت C# و Blazor را نشان دهد:
^(?=.*\bC#\b)(?=.*\bBlazor\b).*
۲. اتوماتسازی غربالگری محتوا: با NDepend یا Roslyn Analyzer و حتی ابزارهای custom C# با قدرت LINQ to XML، میتوانید Release Noteها یا changelogهای پروژههای GitHub را به طور خودکار پایش و موارد مهم را طبقهبندی کنید:
var doc = XDocument.Load("changelog.xml");
var majorFeatures = doc.Root
.Elements("release")
.Where(r => (string)r.Attribute("version") == "8.0.0")
.Elements("feature")
.Select(f => f.Value)
.ToList();
۳. برنامهریزی و زمانبندی Consumption: به جای بررسی لحظهای اخبار، بازههای زمانی مشخص (مثلاً هفتهای دو ساعت) برای خواندن و آزمایش مباحث جدید تنظیم کنید. اینکار ذهن را از کانتکستسوئیچهای مکرر آزاد نگه میدارد.
۴. پیادهسازی فناوری جدید در Sandbox: همیشه ۱۰٪ از زمان بهبود فنی خود را برای پیادهسازی یک POC کوچک صرف کنید. بعد از خواندن درباره یک Feature جدید (مثلاً NativeAOT)، یک solution مجزا بسازید و impact واقعی آن را اندازه بگیرید:
// اجرای NativeAOT به سادگی
dotnet publish -r win-x64 -c Release /p:PublishAot=true
پیچیدگی دنیای امروز دیگر قابل کنترل با ابزارهای سنتی نیست. باید با ابزارهای اتوماتیک و دقیق در جریان پیشرفتها بمانید.
برای عمق بیشتر، این مقاله مارتین فاولر را توصیه میکنم:
https://martinfowler.com/articles/patterns-of-distributed-systems/information-overload.html
Productivity & Self-Improvement
@DeveloperAdvocate 🥑1 035
💎 Distributed Transactions در دنیای Microservices: چالشها و راهکارها
در معماری Microservices، تضمین Atomicity و Consistency تراکنشها بین سرویسها/دیتابیسهای مختلف (distributed transactions)، یکی از بزرگترین چالشهاست. رویکرد کلاسیک مبتنی بر XA (مثل MSDTC) در داتنت، خیلی وقتها ناکارآمد است: latency بالا، مشکل مقیاسپذیری، tight coupling، dependency بر Coordinator، و پیچیدگیهای پیکربندی در Kubernetes.
🔸 چرا XA/DTC گزینه بهتری نیست؟
- فقط دیتابیسهایی را پوشش میدهد که استاندارد XA را پیادهسازی کردهاند (مثلاً SQL Server و Oracle)؛ در حالی که سرویسها ممکن است روی دیتابیسهای مختلف (NoSQL, Event Store, …) باشند.
- heavy-weight بودن DTC Coordination.
- Failover پذیری محدود و ریسک lock/resource leak.
🔹 Alternative Patterns:
۱. SAGA Pattern
در این رویکرد، تراکنش توزیعشده به مجموعهای از Local Transaction تبدیل میشود که هر سرویس مسئول انجام و در صورت نیاز از بین بردن اثر خود (compensation) است. میتوانید Saga Coordinator را Implement کنید (Orchestration) یا مسئولیت sequence را به سرویسها بسپارید (Choreography).
۲. Eventual Consistency با Event/Messaging
پیادهسازی از طریق Event-driven یا message queue (مثل NATS/RabbitMQ/Service Bus) خیلی موثر است. سرویسها پس از اعمال local transaction، اتفاق را publish میکنند و سرویسهای دیگر طبق نیاز تغییرات خود را انجام میدهند. Caveat: Handling idempotency و error recovery الزامی است.
۳. Outbox Pattern
Local transaction شما هم data را نوشته، هم رویداد را در جدول (Outbox) ذخیره میکند. پروسس جدا (background worker) پیامها را از Outbox به bus واقعی ارسال میکند (guarantees at-least-once delivery). مثال ساده در Entity Framework:
public async Task PlaceOrderAsync(Order order)
{
using var tx = await _dbContext.Database.BeginTransactionAsync();
_dbContext.Orders.Add(order);
_dbContext.OutboxMessages.Add(new OutboxMessage
{
Payload = JsonConvert.SerializeObject(order),
Type = "OrderPlaced",
OccurredOn = DateTime.UtcNow
});
await _dbContext.SaveChangesAsync();
await tx.CommitAsync();
}
۴. Transactional Messaging زیرساختی (مثل Azure Service Bus + TransactionScope)
معمولا فقط زمانی توصیه میشود که Producer و Queue روی یک دیتابیس یا provider مشترک باشند.
🧩 راهکار مناسب، بستگی شدید به business ownership data، latency مورد انتظار و نیاز به Isolation دارد. ترکیب الگوهای SAGA و Outbox اغلب کارآمدترین رویکرد است. تجربه شما با SAGA یا Outbox چی بوده؟ چه edge case خاصی را دیدید؟
مطالعه بیشتر:
https://martinfowler.com/articles/patterns-of-distributed-systems/saga.html
Advanced Database Concepts
@DeveloperAdvocate 🥑1 035
تفاوت کلیدی بین یک Senior Developer و نقش Tech Lead فراتر از مهارتهای فنی است: تغییر از "حل عالیترین مشکل کد" به "هدایت جریان ارزش تیم". بهعنوان Tech Lead، شما باید چند لایه جدید ذهنی و مسئولیت را پذیرا باشید:
🔹 Design Decisions vs. Consensus
تا دیروز بهترین راهحل فنی را با تحلیل شخصی انتخاب میکردید. امروز باید به سمت تسهیل تصمیم جمعی حرکت کنید. معما اینجاست: بهترین طراحی آن است که تیم شما توانمندانه آن را درک، توسعه و نگهداری کند—even اگر کمی کمتر از ایدهآل روی کاغذ باشد.
🔹 Code Quality vs. System Health
دیگر فقط به کلاسهای خودتان فکر نمیکنید؛ باید کل سیستم را زیر نظر داشته باشید. سالمماندن CI pipeline، رعایت استانداردهای معماری، و کشف "spaghetti ها" قبل از تبدیلشدن به legacy، جزء دغدغههای روزمرهی شماست.
🔹 Coding vs. Enabling
بهجای اینکه هر کدی را خودتان بنویسید، باید راه را برای دیگران باز کنید: از pair programming برای انتقال context استفاده کنید، pull requestها را به فرصت رشد تبدیل کنید، و حتی اجازه دهید گاهی تصمیم اشتباه گرفته شود تا یادگیری اتفاق بیفتد.
// کنترل کیفیت تیمی با ایجاد Code Base Standards
public class CodeStandardEnforcer
{
// مثال ساده برای بررسی قواعد Naming
public static bool IsValidVariable(string variableName)
=> variableName.StartsWith("_") && char.IsLower(variableName[1]);
}
👀 نکته نهایی: رهبری یعنی جلوگیری از ایجاد dependency روی خودتان. اگر رفتید و تیم به چالش خورد، مأموریت کامل نبوده است.
لینک تکمیلی با رویکرد عمیقتر:
https://martinfowler.com/articles/leadership-in-tech.html
Technical Leadership & Mentoring
@DeveloperAdvocate 🥑1 035
امروز دربارهی دو استراتژی محبوب انتشار در معماری سرویسمحور و مزایای استفاده از Service Mesh (مثل Istio یا Linkerd) با آنها صحبت میکنم: Canary Deployment و Blue/Green Deployment.
برخلاف انتشارهای سنتی، این رویکردها امکان کاهش ریسک و زمان توقف سرویس را فراهم میکنند. Service Mesh کنترل دریافت ترافیک، مدیریت نسخهها و رصد دقیق رفتار کاربران را تسهیل میکند، بدون آنکه نیاز باشد اپلیکیشن را دستکاری کنید.
فرض کنید میخواهید یک کاناری دپلوی داشته باشید: نسخهی جدید سرویس را فقط برای ۱۰٪ کاربران فعال کنید. در Istio کافیست یک VirtualService بسازید و Routing را بر اساس weights کنترل کنید:
apiVersion: networking.istio.io/v1alpha3
kind: VirtualService
metadata:
name: my-service
spec:
hosts:
- my-service
http:
- route:
- destination:
host: my-service
subset: v1
weight: 90
- destination:
host: my-service
subset: v2
weight: 10
در سناریوی Blue/Green هم کافیست traffic را کاملاً از نسخهی قدیم به نسخهی جدید سوییچ کنید. مزیت اصلی؟ اگر باگ یا رفتار غیرمنتظرهای رخ داد،حذف rollback حتی در چند ثانیه ممکن است.
برای ترکینگ پیشرفته، مسیریابی بر اساس header (مثلاً فقط internal users) یا حتی تست gradual rollout، Service Mesh ابزار بیرقیب شماست. پیشنهاد میکنم برای سناریوهای خاص microservice-authentication یا feature-flagging نیز از این قابلیتها بیشترین بهره را ببرید.
مطالعه تکمیلی (مارتین فولر):
https://martinfowler.com/articles/canaryrelease.html
Advanced CI/CD & Automation
@DeveloperAdvocate 🥑1 035
🔥 #OWASP Top 10 (2024) – تحلیل تخصصی و راهکارها برای داتنت و React
بروزرسانی ۲۰۲۴ لیست OWASP، تهدیدهای اپلیکیشنهای وب را واقعاً متحول کرده. علاوه بر کلاسیکهایی مثل Injection، اکنون امنیت API، مدیریت هویت و دسترسی و آسیبپذیریهای SSRF شدیداً برجسته هستند. به چند مورد کلیدی عمیقتر نگاه کنیم و راهکارهای عملی در .NET و React ارائه کنیم:
۱. Broken Access Control
در .NET Core، policy-based authorization را برای بازبینی ریزدانهای (fine-grained) جدی بگیرید. هیچوقت authorization را فقط سمت کلاینت نسپارید، حتی وقتی از JWT استفاده میکنید.
[Authorize(Policy = "CanEditArticle")]
public IActionResult Edit(int id) { ... }
در Backend باید همیشه چکهای دسترسی داشته باشید؛ حتی اگر UI هیچ راهی به کاربران معمولی برای دیدن یا ویرایش ریسورس ندهد.
۲. Cryptographic Failures
استفاده از DataProtection در ASP.NET Core برای رمزنگاری دادهها را ترجیح دهید. از الگوریتمهای قدیمی (مانند SHA1 یا MD5) به هیچوجه استفاده نکنید.
var protector = _provider.CreateProtector("SensitiveData");
var encrypted = protector.Protect("MySecretData");
در React، هرگز کلیدها را داخل سورس یا محیط کلاینت نگه ندارید.
۳. Injection (SQL, Command, etc.)
در Entity Framework Core همیشه از LINQ استفاده کنید و اگر ناچار به SQL خام شدید، تا حد امکان از پارامترهای امن استفاده کنید:
var users = context.Users
.FromSqlRaw("SELECT * FROM Users WHERE Email = {0}", email)
.ToList();
در React: هیچ دادهی کاربری را برای BackEnd دستکاری نکنید و کاملاً sanitize کنید.
۴. Insecure Design
مدل تهدید (Threat Modeling) را فراموش نکنید. حتی یک جدول ساده RBAC در سطح کد میتواند امنیت دسترسی را چندبرابر کند.
۵. Security Misconfiguration
در Azure App Service یا Kubernetes، همیشه secrets را در محیط مدیریتشده (مثل Azure Key Vault یا Secrets Management) ذخیره کنید؛ هیچگاه داخل appsettings.json یا کد.
---
📚 مطالعه بیشتر: مقاله Microsoft درباره رفع آسیبپذیریهای رایج در اپلیکیشنهای مدرن
https://learn.microsoft.com/en-us/aspnet/core/security/?view=aspnetcore-8.0
⛓️ امنیت باید همسطح کد، هم دپلوی و هم فرهنگ تیمی شما باشد. OWASP Top10 فقط یک چکلیست نیست؛ نقطه شروع یک معماری امن است.
Application Security (AppSec)
@DeveloperAdvocate 🥑1 035
🔐 امنیت نرمافزار فراتر از پیادهسازی صحیح است؛ تستهای امنیتی و ممیزی (Security Audit & Penetration Test) چشم سوم تیم توسعه هستند که نقاط کور را برملا میکنند. یکی از مهمترین جنبههایی که برای دولوپرها کمتر شفاف است، نحوه آمادهسازی سرویسها و کد برای ممیزی و تست نفوذ است.
۱️⃣ تست نفوذ (PenTest): سناریوهایی شبیه واقعیت اجرا میشوند تا بفهمیم مهاجم چگونه میتواند از آسیبپذیریها سوءاستفاده کند—مانند تست تزریق SQL یا حملات XSS. آمادهسازی برای تست نفوذ یعنی ثبت و مانیتورینگ مناسب استثناها، تولید خطاهای قابل ردیابی، و مستندسازی سطوح حمله (Attack Surface) برای تیم نفوذ.
۲️⃣ ممیزی امنیتی (Audit): رویکرد ساختاری دارد؛ جزئیات معماری، لاگینگ، مجوزها، و پیکربندی را بررسی میکند. اگر از ASP.NET Core استفاده میکنید، حتماً قواعد زیر را رعایت کنید:
services.AddAuthentication(options =>
{
options.DefaultScheme = JwtBearerDefaults.AuthenticationScheme;
})
.AddJwtBearer(options =>
{
options.TokenValidationParameters = new TokenValidationParameters
{
ValidateIssuer = true,
ValidateAudience = true,
ValidateLifetime = true,
ValidateIssuerSigningKey = true,
// کلیدها و پارامترها را امن مدیریت کنید
};
});
این کد نشان میدهد چگونه پارامترهای احراز هویت به طور صریح تعریف و اعتبارسنجی میشوند—نکتهای که اغلب در خلال audit مشخص میشود باید بررسی و تست شود.
۳️⃣ چکلیست قبل از audit/penetration test:
- فعالسازی detailed error logging (صرفاً در محیط staging)
- مستندسازی و محدودیت endpoints عمومی API
- سیاستهای حداقل دسترسی (Least Privilege) برای سرویسها و کاربران
- استفاده از Threat Modeling و abuse caseها با همکاری تیم تست
برای چهارچوب قابل اعتماد ارزیابی امنیتی در سناریوهای real-world، پیشنهاد میکنم مقاله Microsoft را ببینید:
https://learn.microsoft.com/en-us/azure/security/develop/developer-security-best-practices
🛡️ نگاه تیمهای پیشرو به امنیت، proactive و قابل سنجش است—مانند هر قابلیت core دیگری در سیستم توزیعشده!
Application Security (AppSec)
@DeveloperAdvocate 🥑1 035
🎯 بهینهسازی Cold Start و Performance در Azure Functions و AWS Lambda با .NET
یکی از چالشهای جدی در استفاده از Serverless Functions با .NET، زمان cold start است؛ وقتی که محیط اجرای شما باید از پایه بوت شود. این مسأله بهخصوص در فانکشنهای مبتنی بر .NET (و به طور خاص .NET Core یا .NET 6/7) نسبت به اجرای Node.js یا Python شدیدتر است. چرا؟ به دلیل سایز runtime، dependencyها و مدل memory management.
چند راهحل عملی و پیشرفته:
1️⃣ استفاده از مدل اجرا Native AOT (پیشنمایش در .NET 7/8): Native AOT کد IL را کامپایل و باینری native تولید میکند؛ زمان startup را به شدت کاهش میدهد؛ اما باید حواستان به محدودیتهای reflection و dynamic code generation باشد.
2️⃣ Minification دیپندنسیها و Slim Startup: Assemblyهای بلااستفاده را حذف و ساختار پروژه را ماژولار کنید. با Source Generators میتوان برخی از کارهای سنگین startup را به زمان build منتقل کرد.
3️⃣ Pooling و Initialization بصورت Lazy: تا جای ممکن initialization منابع گرانقیمت را موکول یا cache کنید:
private static readonly Lazy<HttpClient> _httpClient = new(() =>
{
var client = new HttpClient();
// Custom config…
return client;
});
public static HttpClient HttpClient => _httpClient.Value;
4️⃣ حفظ گرم بودن فانکشن با Timer-based Trigger یا Ping خارجی: مثلاً در Azure Functions با یک TimerTrigger داخلی فانکشن را هر ۵-۱۰ دقیقه warm نگه دارید.
5️⃣ استفاده از Memory-Preserving Planها (Premium/Elastic): اگر latency بحرانی است، هزینه پلن بالاتر را برای جلوگیری از cold start بپذیرید.
۶️⃣ توجه به حجم Deployment: سایز فایل zip یا deployment package را به حداقل برسانید؛ هر کیلوبایت اضافه باعث تأخیر در startup فانکشن میشود.
مقاله مرجع:
https://devblogs.microsoft.com/dotnet/net-on-aws-lambda-with-net-6/
🚀 سوال: تجربه شما در کاهش cold start چی بوده؟ چه الگو یا فریمورکی خاصی را مفید یافتهاید؟
Cloud Computing (Azure/AWS/GCP) & Serverless
@DeveloperAdvocate 🥑1 035
💡 ارتباط مؤثر بدهی فنی با ذینفعان کسبوکار: تأثیر و راهکارها
یکی از چالشهای مهم معماران نرمافزار، انتقال اهمیت بدهی فنی به ذینفعان غیرتکنیکال است—جایی که زبان بیزنس باید با مسائل فنی پیوند بخورد. شاید بارها تجربه کردهاید که صحبت درباره Maintainability یا Refactoring، در چشم مدیر محصول معادل «تاخیر در فیچر بعدی» است! راهکار چیست؟
🔹 تبدیل بدهی فنی به پیامدهای کسبوکاری
برای انتقال تاثیرات، بدهی فنی را به شاخصهای ملموس بیزنس مثل زمان تحویل (Time-to-Market)، پایدار ماندن نرمافزار (Stability)، و هزینه نگهداری مرتبط کنید. به جای «کدی تکراری داریم»، بگویید: «اگر این بخش را بازنویسی نکنیم، هر بار تغییر در ماژول، هزینه و ریسک انتشار را دو برابر میکند.»
🔹 نمایش عددی و Visual
مقایسه سناریوها با ارقام و نمودار تاثیرگذار است. مثلاً با ابزارهایی مثل NDepend یا dotnet toolهایی مانند
dotnet format یا SonarQube، مقدار بدهی فنی و روند رشد آن قابل ارائه است. کمی کردن بدهی فنی به زبان زیر میتواند توجه مدیران را جلب کند:
// محاسبه زمان بازیابی خطا ناشی از ضعف تست پوشش
var estimatedMTTR = productionIncidents * avgResolutionTime;
Console.WriteLine($"Mean Time To Recovery: {estimatedMTTR} hours");
اگر با refactoring خوب بتوان MTTR را ۵۰٪ کاهش داد، این یعنی «تسریع بازگشت به سرویسدهی» و اعتبار بالاتر کسبوکار.
🔹 ارتباط با هزینه فرصت
هر هفته که رفع بدهیهای فنی را به تعویق میاندازید، احتمالاً آینده تیم را در تله بیانگیزگی و افت سرعت رشد گیر میاندازید. با سناریوسازی (Scenario-based Storytelling) روی یک فیچر business-critical، تأثیر دیرکردِ بازپرداخت بدهی را برجسته کنید.
🔹 استفاده از راهکارهای تدریجی (Incremental)
برنامههای «Refactoring Sprint» یا اضافه کردن Non-functional Tasks در هر اسپرینت، راهی است تا حل بدهی فنی از منظر بیزنس توجیه شود: هر فیچر جدید=۱ تسک Refactor مرتبط.
📚 مطالعه بیشتر:
Martin Fowler: Technical Debt Quadrant — رویکرد طبقهبندی بدهیهای فنی و تأثیراتشان بر تصمیمات مهندسی.
Technical Leadership & Mentoring
@DeveloperAdvocate 🥑1 035
پیادهسازی Concerns متقاطع (Cross-Cutting Concerns) مانند Logging، Caching یا Security، اگر بیدقت انجام شود، منجر به تودرتویی کد و سختی تست و نگهداری میشود. سه رویکرد محبوب برای جداسازی این concerns وجود دارد: Middleware (در Web)، الگوی Decorator، و برنامهنویسی Aspects (AOP).
در .NET و ASP.NET Core، الگوی Middleware کاملاً نهادینه شده تا زنجیرهای از concerns را مدیریت کند:
public class LoggingMiddleware
{
private readonly RequestDelegate _next;
public LoggingMiddleware(RequestDelegate next) => _next = next;
public async Task Invoke(HttpContext context)
{
Console.WriteLine($"Request: {context.Request.Path}");
await _next(context); // به Middleware بعدی عبور میدهد
Console.WriteLine($"Response: {context.Response.StatusCode}");
}
}
در زمان پیکربندی pipeline:
app.UseMiddleware<LoggingMiddleware>();
در لایه Service، معمولاً Decorator انتخابی ایدهآل است—مثلاً با تزریق وابستگی (DI):
public interface IOrderService
{
Task PlaceOrderAsync(Order order);
}
public class LoggingOrderServiceDecorator : IOrderService
{
private readonly IOrderService _inner;
public LoggingOrderServiceDecorator(IOrderService inner) => _inner = inner;
public async Task PlaceOrderAsync(Order order)
{
Console.WriteLine("Order placed.");
await _inner.PlaceOrderAsync(order);
}
}
و با DI Container، این Decorator را جایگزین ثبت سرویس میکنیم.
برای دستیابی به AOP واقعیتر (مثلاً تعریف Attributeهای Log یا Authorize)، ابزارهایی مثل Castle DynamicProxy یا PostSharp را باید به کار برد که شاید نیازمند یادگیری و setup بیشتری باشد.
جمعبندی:
۱. در وب، Middlewareها ساده و موثرند.
۲. در Services، Decorator Pattern نیاز به تغییر کد اصلی ندارد.
۳. برای Aspect واقعی (Attributes)، ابزار جانبی نیاز دارید.
مطالعه تکمیلی در Microsoft Docs درباره Cross-cutting Concerns و Dependency injection:
https://learn.microsoft.com/en-us/aspnet/core/fundamentals/dependency-injection?view=aspnetcore-8.0#cross-cutting-concerns
Quality Attributes & Cross-Cutting Concerns
@DeveloperAdvocate 🥑1 035
در معماریهای مدرن .NET، تست End-to-End با ابزارهایی چون Playwright و Selenium نهتنها «ویترین سلامت» فریمورک است، بلکه مکملی حیاتی برای لایههای Unit و Integration میشود. تفاوت کلیدی Playwright و Selenium در معماری و توسعهپذیری آنهاست: پشتیبانی بومی Playwright از async/await، multiple browser contexts و تعامل پیچیده با Shadow DOM یا iframeهاست که نیازهای تستهای پیشرفتهی UI را به طرز چشمگیری رفع میکند. اما در این فنافزارها، کیفیت کد و تکرارناپذیری تستها را فراموش نکنیم.
یک مثال ساده از تست E2E با Playwright در داتنت:
using Microsoft.Playwright;
using Xunit;
public class LoginE2ETests
{
[Fact]
public async Task User_Can_Login_Successfully()
{
using var playwright = await Playwright.CreateAsync();
await using var browser = await playwright.Chromium.LaunchAsync(new BrowserTypeLaunchOptions { Headless = true });
var page = await browser.NewPageAsync();
await page.GotoAsync("https://yourapp.com/login");
await page.FillAsync("#username", "testuser");
await page.FillAsync("#password", "testPass123");
await page.ClickAsync("button[type='submit']");
// انتظار تا تکمیل ریدایرکت یا تغییر DOM
await page.WaitForURLAsync("**/dashboard*");
var isDashboardVisible = await page.IsVisibleAsync("#dashboardWelcome");
Assert.True(isDashboardVisible, "Dashboard should be visible after login.");
}
}
در تست E2E، نکات زیر اهمیت زیادی دارند:
- تستها باید idempotent باشند (هر بار اجرا، مستقل از قبلی نتیجه دهند)
- دادههای تست کاملاً ایزوله و قابل تمیز کردن باشند (از TestContainerها یا in-memory web server برای دیتابیسها بهره ببرید)
- لاگگیری دقیق برای اشکالزدایی با logs و screenshots ذخیرهشده به صورت اتوماتیک
- اگر تست بر health و perf حساس است، بخشهایی از E2E را موازی اجرا کنید (Playwright این را عالی پشتیبانی میکند)
در مواجهه با حالات race condition در UI یا تغییرات پویا، هیچگاه به sleep یا delay ساده بسنده نکنید، بلکه از انتظارات DOM-based (مثل WaitForSelector یا WaitForResponse) استفاده کنید.
برای مطالعه عمیقتر و مقایسه Playwright و Selenium در .NET و الگوهای تست قابل نگهداری، این مقاله از devblogs.microsoft.com را از دست ندهید:
https://devblogs.microsoft.com/dotnet/end-to-end-testing-with-playwright-and-selenium-for-aspnet-core-apps/
Testing & Quality Assurance (.NET)
@DeveloperAdvocate 🥑1 035
🎯 Architectural Spike: بررسی راهکارهای پرریسک پیش از ورود به توسعه واقعی
در پروژههای بزرگ، پذیرش ابهامهای فنی میتواند پرهزینه باشد. اسپایک معماری (Architectural Spike) راهکاری عملی برای کشف ناشناختههاست: یک نمونهسازی کوتاه و هدفمند به منظور کاهش ریسک، آزمودن فرضیهها و یادگیری جوانب حیاتی معماری، بدون تعهد به پیادهسازی نهایی.
❓ چه زمانی باید سراغ اسپایک برویم؟
- وقتی فناوری جدید یا کتابخانهای را در نظر دارید اما از میزان ادغام یا عملکرد آن مطمئن نیستید.
- هنگام مواجهه با چالشهایی چون مقیاسپذیری (scalability)، انعطافپذیری معماری یا نقشهبرداری نیازمندیهای پیچیده به ساختار سیستم.
🔬 نمونهای از Architectural Spike در .NET
فرض کنید قصد دارید یک event-driven microservices architecture با MassTransit و RabbitMQ راه بیندازید اما درباره latency و قابلیت مشاهده (observability) شک دارید.
میتوانید یک اسپایک ساده بسازید تا چند Service کوچک با MassTransit بنویسید و Messageهای تستی میان آنها رد و بدل کنید. بر مقایسه latencies و مشاهده telemetry با ابزارهایی مانند OpenTelemetry تمرکز کنید. کد نمونه:
public class MyEventConsumer : IConsumer<MyEvent>
{
public Task Consume(ConsumeContext<MyEvent> context)
{
Console.WriteLine($"Received: {context.Message.Id}");
return Task.CompletedTask;
}
}
// Setup publisher and consumer in your spike, observing timing and traces
نکته مهم: اسپایک باید سریع، مستند و disposable باشد. هدف تولید کد Production نیست، بلکه استخراج دانش عملی و حمایت از تصمیمهای معماری است.
📃 مطالعه بیشتر:
Architectural Spikes: How To Tame Technical Risk (Martin Fowler)
Modern Architectural Patterns
@DeveloperAdvocate 🥑1 035
در سیستمهای توزیعشده و سرویسهای میکروسرویس، زمان واکنش نسبت به انتشار ناموفق اهمیتی حیاتی دارد. طراحی مکانیزم Rollback خودکار نه فقط برای حفظ پایداری، بلکه برای اطمینان از حداقل اختلال در تجربه کاربر استراتژیک است.
یک رویکرد اثربخش برای rollbacks اتوماتیک به کارگیری Blue-Green Deployment همراه با Health Checks و Feature Flags است. در صورت عدم عبور نسخه جدید از health check، سیستم باید بتواند به نسخه قبلی سوئیچ کند.
در کد زیر یک نمونه ساده rollback خودکار در CI/CD Pipeline با Azure DevOps ارائه شده است:
// فرض: متدی برای publish و healthCheck تعریف کردهایم
public async Task DeployWithRollbackAsync(string newVersion, string stableVersion)
{
bool deployed = await PublishAsync(newVersion);
if (!deployed)
throw new Exception("Deployment failed on copy phase.");
// Health check پس از استقرار
bool healthy = await HealthCheckAsync(newVersion);
if (!healthy)
{
await PublishAsync(stableVersion); // Rollback
Notify("Automatic rollback triggered: new version unhealthy, reverted to stable.");
}
}
// HealthCheckAsync: بررسی endpoint یا بررسی تبادل ترافیک با Canary یا Metrics
نکته کلیدی اینجاست که rollback باید از طریق automation کامل شود و اطلاعرسانی دقیق به ذینفعان صورت گیرد. همچنین توصیه میشود rollbackهای پیچیدهتر را با Kubernetes Rollout و Operatorها (مانند Argo Rollouts) مدیریت کنید تا Patternهایی مانند Canary, Blue/Green یا Progressive Delivery را اجرایی کنید.
مطالعه تکمیلی:
https://martinfowler.com/articles/rollback.html
Advanced CI/CD & Automation
@DeveloperAdvocate 🥑1 035
عدم اطمینان در سریالسازی (Insecure Deserialization) یکی از چالشهای جدی در اپلیکیشنهای .NET است که اغلب از چشم تیمهای توسعه دور میماند. اگر با دادههای سریالشده (مانند JSON، XML یا باینری) به شیء تبدیل میکنید و منبع داده قابل اعتماد نیست، مهاجم میتواند اشیاء مخرب تزریق کند که اجرای کد دلخواه یا حملات تزریقی را ممکن میسازد.
در C#، مثال کلاسیک با BinaryFormatter است که به شدت مستعد حملات است و مایکروسافت استفاده از آن را منسوخ اعلام کرده:
// مثال ناامن
using System.Runtime.Serialization.Formatters.Binary;
var formatter = new BinaryFormatter();
using (var stream = File.OpenRead("data.bin"))
{
var obj = formatter.Deserialize(stream);
// obj میتواند شامل اشیاء مخرب باشد
}
👎 هرگز داده غیرقابلاعتماد را با BinaryFormatter یا SoapFormatter دیسریالایز نکنید.
### راهکارهای کلیدی پیشگیری:
▪️ تا جای ممکن، فقط از فرمتهای سریالسازی امن مانند System.Text.Json یا Newtonsoft.Json آن هم همراه با مدلهای استاتیک (strongly typed) استفاده کنید و دیسریالایز را روی اشیاء ناشناس انجام ندهید.
▪️ از آپشنهایی مانند TypeNameHandling در Newtonsoft.Json اجتناب کنید، مگر اینکه کل داده و محیط کاملاً قابل اطمینان باشد.
▪️ امکان ارسال داده سریالشده توسط کلاینت یا منابع خارجی را محدود و معتبرسازی (validation) کنید.
▪️ Identity و Authorization را در لایه پیام جدا کنید؛ حتی اگر شی مسیریابی شد، اجرای عملیات را منوط به بررسی مجدد هویت و نقش کاربر کنید.
▪️ تست امنیتی (مانند deserialization fuzzing) را در چرخه CI/CD خود قرار دهید.
مثالی از سریالسازی امن:
// مثال امن با System.Text.Json
using System.Text.Json;
string json = File.ReadAllText("input.json");
// فقط روی مدل تعریفشده (POCO) دیسریالایز انجام دهید
var user = JsonSerializer.Deserialize<UserDto>(json);
یک مقاله عمیق و حرفهای برای مطالعه بیشتر:
OWASP: Deserialization Cheat Sheet
Application Security (AppSec)
@DeveloperAdvocate 🥑