t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ
Закрытый канал
In loving memory of her smile; We will always love you. شاید این قرن یک قرن دلوزی باشد. Gnarly 🌊👾⚡️ radical 🌈🦄🔮♠️👑🌠🌩 on the block I'm magical 🔮✨🌙🕶🎇🔭🌌
Больше884
Подписчики
-124 часа
-57 дней
-1330 дней
Архив постов
RIP ساعدی You'd love "No more parties in L.A." by Kanye West and Kendrick Lamar
این تابستون خیلی chapool maxxing کردم. به معنای واقعی کلمه Leftist pill رو قورت دادم. چشم چپ بر سایت Anarchist library چشم راست بر کتابهای Zero books. گوش سمت چپ آهنگهای Rage Against the Machine گوش سمت راست آلبوم Entertainment از The Gang of Four. به حرمت رفیق ساعدی، به تمام مهمونیها هم جواب رد دادم. موهایم را رنگی کردهام و تل داس و چکش خریدهام.
Deleuze shows how Francis Bacon uses ‘Figures’ to paint sensations that aim to act directly on the nervous system. ‘Sensation’, here, refers to a pre-individual, impersonal plane of intensities. [..]. It is at one and the same time the human subject and also the impersonal event. It is directed towards the sensible rather than the intelligible.
[...] Bacon pursues a middle path between the abstract and the figural, between the purely optical spaces of abstract art and the purely ‘manual’ spaces of abstract expressionism. The ‘Figure’ retains elements that are recognisably human; it is not a representational form, but rather an attempt to paint forces. For Deleuze, the
vocation of all non-representational art is to make visible forces that would otherwise remain invisible. It is for this reason that Bacon’s figures appear to be deformed or contorted,[...]: the body seeks to escape from itself [...] an artistic expression of the Body without Organs.
- John Marks (با کمی تغییر)
The Ancients would have understood all modern epistemology as confused demonology, and of course they would be right.
- Nick Land
Repost from t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ
استخدام هانتولوژی شناس Senior مسلط به تئوریهای مارک فیشر، سایمون رینولدز، ژاک دریدا و ...
تجربه کار با موسیقی امبینت، داب استپ (پیشا Skrillex)، بیش از ۱۵۰۰ ریتینگ ثبت شده در RYM، بیش از ۴۰ پروژه ناتمام در FL Studio، پستکننده برتر در تالار موسیقی Dissensus، داشتن حداقل ده توییت طعنهآمیز خطاب به نیک لند ("Banger tweet Mr. Land") و ترجیحا بلاک شده توسط او، داشتن یک وبلاگ دیلی وب ۲ ساده (تنها HTML) در neocities، تجربه ساخت کاور آلبوم vaporwave با mspaint
افسردگی شدید و اعتیاد به مجله موسیقی The Wire و The Quietus امتیاز مثبت حساب میشود.
حقوق: توافقی
رزومه بفرستید
Source
In Loving memory of Richard Russell, that melancholic modern Icarus that stole and flew an airplane to the sun and was hailed as the Sky King.
Repost from Reza Nassaji
مترجم زنی که خود را لیبرال میخواند، علیه بوکسور زن الجزایری که حریف ایتالیاییاش را بهسرعت برده و او را به گریه انداخته، چند توییت نوشته و انواع توهین جنسیتی کرده که مردی خودش را جای زنها جا زده: «طرف تو ورزش مردان هیچ گهی نشده! ابروهاش رو برداشته، موهاش رو رنگی کرده و اعلام کرده من زنم! کمیته المپیک هم پذیرفته که ایشون با یک زن وارد رینگ بوکس بشه و نتیجه معلومه؛ بعد از ضربات هولناک، خانم آنجلا کارینی انصراف داد چون احساس کرد جانش در خطر است»
معلوم نیست گناه ایمان خلیف، بوکسور زن الجزایری، چیست؛ عرب بودن، مسلمان بودن، آفریقایی بودن، زیبا نبودن، یا قوی بودن؟
البته که خانم مترجم نمیداند نام «ایمان» در عربی نامی زنانه است و نیاز به «ه» تأنیث نیست. اما چند ورزشکار زن حرفهای در بالاترین سطح ورزش رزمی مثل بوکس بدن ظریف زنانه - و لابد مانکن - دارند که خانم مترجم بپذیرد ایمان خلیف استثنا نیست؟
بوکسور ایتالیایی پیشتر به حریفی ترکیهای هم باخته و گریه کرده بوده، همچنان که بوکسور الجزایری قبلاً باخت داده بوده، بدون آنکه رقیبش را مرد یا ترنس بخواند.
اما خانم مترجم زحمت نکشیده پیش از اظهار نظر احساسی و موهن علیه چپها و فمینیستها، در اینترنت جستوجو کند، تا عکسهای کودکی خلیف را ببیند که از ابتدا زن متولد شده و هرگز ترنس نبوده و تغییر جنسیت نداده. و بداند که اصولاً در الجزایر عمل «تطبیق جنسیت» ممنوع است.
البته درست است که بوکسور الجزایری و بوکسوری چینی قبلاً برای مدتی از فعالیت ورزشی محروم بودهاند. اما نکته دقیقاً همینجاست. عمر کریملف، رئیس سابق فدراسیون جهانی بوکس (IBA) که این دو را محروم و علیه آنان مصاحبه کرده بوده، یک روس مافیایی راستگرا و از نزدیکان پوتین است که با روابط شخصی خود، شرکت دولتی گازپروم را به اسپانسر فدراسیون بدل ساخت.
بیخود نیست که مدودف - رئیسجمهور نمایشی سابق روسیه و دست راست سابق پوتین - هم علیه المپیک پاریس روضه میخواند؛ فاشیستهای روسیه فراتر از کینۀ تحریم ورزشی روسیه و بلاروس، تحمل دیدن صحنههایی که ارزشهای ذهنی محافظهکاران و راستگرایان را زیر سوال میبرد، ندارند.
و بیدلیل نیست که سران راستگرای جهان - از ایلان ماسک (دلقک سرمایهداری که از فرزند ترنس خودش کینه دارد که چرا از مرد به زن تبدیل شده است) تا جورجیا ملونی (نخستوزیر راست افراطی ایتالیا) - توهینهای مشابهی به ورزشکار زن الجزایری کردهاند.
اما اینکه مترجم زنی که خود را لیبرال میخواند و کتابی در انتقاد از پوتین ترجمه کرده (البته لابد او هم از آنهاست که پوتین را کمونیست میخواند!) چگونه در دام پروپاگاندای دارودستۀ پوتین افتاده، پاسخی ساده دارد.
لیبرالیسم اینان چیزی جز ترکیب کانزرواتیسم و فاشیسم نیست. کسی که با نگاه افراطی و عاری از رواداری و باور به برابری حقوق جنسی و جنسیتی، به فمینیسم و ارشهای جهان مدرن حمله میکند و میخواهد تصوری سنتی و کانزرواتیو یک ذهن عقبمانده و عصبانی ایرانی را به اروپا و آمریکای مدرن هم تحمیل کند تا از چپ شدن نجات پیدا کنند، نمیتواند لیبرال باشد.
جورج ریتزر جامعهشناس درست نوشته بود که لیبرالیسم افراطی به محافظهکاری افراطی نزدیک میشود. و باید اعتراف کرد که ایران لیبرال ندارد؛ اما راست نئولیبرال، فاشیست و کانزرواتیو مذهبی و غیرمذهبی بسیار است.
از جمله زن مترجم مدعی لیبرالیسم که در آشوبگری راستگرایان مهاجرستیز در انگلیس، طرف آنان را گرفته و به سیاستمداران حزب کارگر و دولت حاکم بریتانیا فحش میدهد که چرا از حقوق اقلیتهای قومی و مذهبی کشور دفاع کردهاند!
کسی که دیدگاهش تأکید بر ارزرشهای سنتی (در مقابل امر مدرن و پستمدرن) و تثبیت مرزهای قدیمی میان زن و مرد، اروپایی و غیراروپایی، مسلمان و غیرمسلمان و... است، لیبرال نمیتواند بود؛ بلکه در بهترین حالت کانزرواتیو است و ای بسا فاشیست هم باشد.
@RezaNassaji
نمیدونم چرا اینقدر درگیر این آهنگم.
در کاغذ همه عناصری رو داره که دل خوشی ازش ندارم: ترانهای که به ندرت در آن تغییر مد و توالی کورد رخ میده با درونمایههای مذهبی سانتیمنتال.
با تمام اینها در پس تمام لابهها و خاطراتی که در این ترانه بیان میشه، عمق وضعیت بشری رو با استخوانهایم لمس میکنم.
نه شاید هم به این دلیل نیست. شاید چون کسی که یک سال منتظر بود به او پیام بدهم و عذرخواهی او را بپذیرم، اکانتش دیلیت شد. همان کسی که در شکنندهترین لحظه هستیاش بیان داشت:
"But please, remember me, my misery
And how it lost me all I wanted"
نمیدانم آیا هنوز «بخشیده»امش یا نه. مهم نیست. مهم این است که به یاد دارمش.
So please, remember me finally
And all my uphill clawing
My dear, but if I make the pearly gates
I'll do my best to make a drawing
Of God and Lucifer, a boy and girl
An angel kissing on a sinner
A monkey and a man, a marching band
All around a frightened trapeze swinger
