𝗔𝗟𝗜𝗚𝗘𝗥𝗢𝗨𝗦
Открыть в Telegram
358
Подписчики
-1924 часа
+137 дней
+1730 дней
Архив постов
358
آیین زلف تو، ایمان من است
نام تو ورد لب و جان من است
چه داند بیایمانی و امانی چیست؟
آنکس که اسیر توست، داند که چیست
من از ازل، پرستنده روی توام
گمگشته زلف و اسیر موی توام
مشرق و مغرب چه دانند از این راز؟
کز عشق تو میسوزم، بیهیچ آواز
این مومن خفته، در رویای توست
پریشاندل و گمشده در زلف توست
آشفته زلف و اسیر نگاه
بیقبله، اگر نیست، به جز روی ماه
358
تا نام بماند، اما نه به یادگار آنها؛ بلکه به یادگار من، که نامم را از آنها گرفتم، و معنای نام را از آنها پس گرفتم.
358
شیطان روحم را رها کرد و گفت:
«دیگر چیزی برای گرفتن از او نمانده؛ خودش تمام جهنم را درونش ساخته است.»
خدا این را دید و گفت:
«پس چرا هنوز نام مرا صدا میزند، وقتی دیگر به هیچ معجزهای ایمان ندارد؟»
