یه مدت دختر خاله م رو برا من نشون کرده بودن و به من نگفته بودن
یه مدت دختر خاله م زیاد بهم زنگ میزد و حرف میزد و اینا
منم بی خبر به چش فامیلی نگاه میکردم
یه روز گفت بچه های کلاس گفتن اکیپی بریم بیرون برم؟
گفتم اره چرا که نه
گفت پسرم هست
گفتم خیلی خوبه که.. اجتماعی میشی
✨ @Tooofuni