Ati
Закрытый канал
از یاد رفته ام جوری ک انگار وجود نداشتم ... ی دختر کلافه و سرگردون درحال دست و پا زدن برای هدفم ... فضای چنلم دارک اگه اذیت شدی لفت بده .. از هرچیزی که به مغزم فشار بیاره مینویسم اینو بدون اگ چنلو میخونی برام خیلی عزیزی ❤️🙃
Больше189
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
-1230 дней
Архив постов
189
باورم نمیشه تو جامعه ژل دماغ عمل کردن
هر روز از این کیلینیک زیبایی اینور اونور رفتن
شده ی برگ برنده
من ابرو هامو دست نزدم تا الان چون میتونستم خیلییی تایم ها وقت نمیکنم برم آرایشگاه برا نظم دهی تصمیم گرفتم دست نزنم بهشون و مشکلی ام ندارم از این بابت
دیشب ی نفر بهم گفت هر چقدر تلاش کنی تهش برسی ارزش نداره که مثلا ابروهاتو برنداشتی و کار زیبایی نکردی
ی لحظه هنگ کردم گفت هااان؟
بعد با ی لبخند بزرگ جوابشو دادم
الان باز یادم افتاد خندم گرفت
189
ی دختره تو کلاس زبان هست رو مغزمههه انگار باهام مسابقه داره
همششش گارد میگیره
ی چی میگم سریع میپره تو حرفم
امتحان نمره خوب میگیرم برگمو میگیره ببینه اشکال پیدا میکنه بده ازم نمره کم کنن
سرکلاس ی جاهایی بیشتر میفهمم انگلیسی حرف میزنم با تیچر اوناذنمیغهمن این ی چرت و پرتی میگه
الآنم مشقا رو بچعا گفتن جواب دادی بفرست تو گروه
فرستادم این اومده پی وی تند تند داره میگه اینجا ن اونجا ن
این غلط این درست
میگم خبببببب باااش میبریم تیچر حل میکنه میفهمیم چی به چیه میگه گفتم در جریان غلط نوستنت باشی
خب مومن من اگ انقد زبان بلد بودم کلاس نیومدم که
ولی خداییییی مسابقه ک نیس 🥲🥲
کاش ترم بعد نیادش خستم کرده
حتی تیچر هم درک کرد
189
تو این لحظه دلم میخواد فریاد بزنم بلند بلند گریه کنم ی رووووز مزخرف بود
پنج صبح پاشدم داداشم آماده کردم رفت مدرسه خسته بودم اومدم بخوابم که تو ۳ ثانیه چت ی نفر اشکمو در آورد
نخوابیدم پاشدم ناهار درست کنم بخاطری ناهارم سخت و زمانبر بود چندین ساعت تو اشپزخونه بودم
تا همیییین الان به داداشم درس یاد دادم اونم همش غر غر کرد
وقت نکردم حتی آب بخورم
ی سری فکر هم اومد تو ذهنم دلم میخواست بمیرم
الآنم اومدم زبان بخونم دیدم ییییی عالمه متن ارائه بچها فرستادن پی ویم ک چک کنم ببینم ایراد دارن یا ن ولی دیگ نمیتونم
راستی وسط همه بدبختی هام ی نفر میخواست لمینت کنه زنگ زد مغزمو خورد بس سوال پرسید
189
بچها
روتین اجرایی هر شب من به این صورت
که ده دقیقه ی متن کوتاه زبان میخونم ازش کلمه جدید پیدا میکنم
۱۵ دقیقه ی متن انگلیسی کوتاه رو گوش میدم
۱۵ دقیقه ام سعی میکنم کلمات و کارای روزمره و عبارت های کوتاه انگلیسی رو به صورت اسپیکینگ کار کنم
همه این کارها جدا از کلاس زبانمه
189
هیچ کاری برام لذت بخش تر از هدیه دادن و خوشحال کردن آدم ها نیست
ی جوری خودم حالم خوب میشه که اصلا ....
از وقتی مستقل شدم خیلی وقتا آدمای دورم رو با هدیه خوشحال میکنم
189
بچها من اعتماد بنفسم زیر صفر بود ی زمان
مغازه میخواستم برم استرس میگرفتم
مهمونی تو جمع رفتن
همه چی برام عذاب الهی بود
هیچ جایی نمیرفتم همه میگفتن انقد خجالتی خوب نیس
اما الان کسی باورش نمیشه منم
چرا چون رفتم علت هاشو پیدا کردم و آروم آروم حلش کردم
علتشو پیدا کن
