گورستانܕ
Открыть в Telegram
Follow. the. blood. river. گروه چت جهنم : https://t.me/injajahanameh ناشناس :http://t.me/HidenChat_Bot?start=270943932 آرشیو : https://t.me/+CYQePuaEMWQ3YzI0 دیلی ویلیام: t.me/deathgraveyard
БольшеИран211 838Категория не указана
998
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
998
چقدر مامان ها موجودات جالبین
یا میتونن کاری کنن زندگیت نابود شه بیشتر از هرکس دیگه ای
یا میتونن کاری کنن هیچ کمبودی احساس نکنی
998
هیچ وقت نمیتونی عاشق باشی،داری اکسیژن و کثیف میکنی،گورت و از این دنیا گم کن و به تابوتت سلام کن:)(اینارو پارتنر دوستم بهم گفت چون با پارتنرم کات کردم)
998
″ای کاش بمیری ازت خلاص بشم″
′′فکر کردی بابات نگهت میداره؟ بعد دوروز میندازتت تو کوچه″
″نگه داشتنت وظیفه ی من نیست″
998
چه قدر تنبل و درسنخونی پاشو دیگه اینقدر نخواب
(/اونشب من تا ساعت پنج و نیم صبح بیدار بودم درس میخوندم و ساعت شیش باید اماده میشدم برم مدرسه امتحان بدم:)
نیم ساعت خوابیده بودم فقط..)
998
از دوستام که باید بگم که بعضی اوقات بهم حس اضافی بودن میدن و نمیدونم چرا شجاعت ترک کردنشون رو پیدا نمکنم و بعضی اوقات موقعی که پیششون بودم میخواستم با جیغ داد گریه کنم اما نمیشد ... خانوادمم که ماشالله همیشه در حال چنگ و دعوا 😂 (فکر کن داری گریه میکنی و خندت میاد :)
چرا نمیمیری ؟ روانی ای ؟ چرا انقدر بیشعوری ؟ چرا انقدر نفهمی ؟ کاش میمردی کاش بدنیا نمیومدی آرزوی مرگت رو دارم و خیوی اقات تو دعواهای تن به تن چون از خودم دفاع کروم و نزاشتم که کتک بخورم بیشتر روانی میشد و بیشتر منو میزد ولی من همشونو پس دادم و یونو که سه سال پیش بود واقعا حالم بد میشد موقع نوشتنش اما دیگه عادت کردم همون ۱۲ سالگی مردم همون موقعی که هیچکیو نداشتم همون موقعی که له له میزدم واسه نجات از دردی که خرمو گرفته همون دردی که نمیزاره زندگی کنم میدونی دلم میخواد بگم واسش بچه بودم ولی اون موقع خیلی حساس بودم الانم ناراحت میشم اما دیگه به روم نمیارم چون مهم نیست احساساتم برای خودمن اگه به کسی بگم اونا فکر میکنن دنبال ترحمم و میدونی چون حس کروم میتونم یکمی از اتفاقا رو بگم فقط میخواستم یکمی خالی بشم ...
998
واقعا درست میگه استاد روانشناسم میگه این پدر مادران که انسان های بیمار میسازن بچه هارو از پدر مادراشون جدا کنین میبینین چقدر خوب رشد میکنن ://
نصف بیشتر حرفا از طرف خانوادست جدا ریدم دهنشون
998
گلی باید جدا شیم
شاید اونقدری دردناک نباشه این جمله ولی وقتی دوتاتون همو دوست دارین و تازه بهم رسیدین…:)
998
هی رفقا
من بهتون افتخار میکنم که دووم آوردین
شما از نزدیک ترینا خوردین، این بزرگ ترین زخم ممکنه میدونم و درکش میکنم.
ازتون میخوام بازم ادامه بدین.
نزارین این حرفا شمارو از زندگی کردن محروم کنه.
همه شما لیاقت دوست داشته شدن و خوب زندگی کردن رو دارید، پس اگه پارتنرتون الان باهاتون نیست، اگر مادر و پدرتون باهاتون بد حرف میزنن، حذفشون کنید. مشکل خیلی از شماها زمانی به وجود اومد که به کسی بیش از حدش بها دادین.
تو گذشته زندگی نکنید، آینده رو بسازید، بهشون ثابت کنید که اشتباه کردن.
گور بابای خودشون و حرفاشون.
998
جنده بودی و انقدر ادا تنگا رو در میوردی
پ.ن: باکرگیمو وقتی هشت سالم بود از دست دادم چون فامیلم بهم تعرض کرد و کسی که اینو گفت داداش رفیقم بود و حتی اون هم.
998
مامانم همش منو به یکی توی خانوادمون نسبت میده و میگه شبیهشی که به طور افتضاحی معتاده و همه ی خانواده ازش متنفرن و هیچ کس حتی دلش نمیخواد اسمشو به زبون بیاره چه برسه به دیدنش و فقط پول حروم میکنه در صورتی که هیچ شباهتی بهش ندارم
یا بهم میگه تو هم یه دیوونه و روانیی مثل خانواده بابات
998
ولی لطفا یادبگیر به کسی وابسته نشی ازش ضربه خوردی الان دیگه نخور
(آخرین پیامام با کسی که فکر میکردم بهترین دوستمه)
998
تو بهش بیشتر اسیب زدی و بازیش دادی ( از جانب رفیقام وقتی پسره بهم گفت دوسم داره و من فقط گفته بودم امادگیشو ندارم:) همشون فاکینگ طرفدار اون بودن در حالی که من داشتم از تپش قلب میمردم و حس میکردم قراره غش کنم انقدر که فشار روم بود اون لحظه من هیچوقت نمیخواستم اون بفهمه من ازش خوشم میاد چون میدونستم قرار نیست بتونم باهاش توی رابطه برم ولی رفیقام خودشون گفتن و یکاری کردن که بفهمه و در اخر کسی که مقصر شده بود من بودم نه خودشون.
