255
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-2230 дней
Архив постов
255
من فراموشت کرده بودم،اصن بهت فکر نمیکردم،ولی خوابتو دیدم ،تو خواب بغلت کردم و همین باعث شد دوباره بیای تو مغزم!
255
من تورو؛ خیلی دورت بگردم.
من تورو؛ چیکار کردی با دلم اخه؟
من تورو؛ بیا برات غذای مورد علاقه تو پختم.
من تورو؛ هوا سرد شده، لباس گرم یادت نره.
من تورو؛ چشم انتظارتم، با احتیاط برو بیرون.
من تورو؛ حرص نخور، باهم درستش میکنیم.
من توی تو گم شدم. من تا عمیق ترین جای وجودت، لا به لای طره معجد دار موهات زیر مژه های پلک پایینت تو پیچ و خم بند بند انگشتات بالاتر میام، قفسه ی سینهت سمت چپش؛ و شاهرگت من درست همونجا متوقف شدم و هیچوقت بند نمیام. چون تا به حال هیچوقت کسی رو با این حد از اشتیاق؛ نخواستم.
