191
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
-230 дней
Архив постов
191
شازده كوچولو:
آخرشم اونایی واسم ميمونن که اصن روشون حساب باز نکرده بودم و گذاشته بودمشون حاشیه ی زندگیم.
روباه روزنامه روى ميز رو برداشت
عينكشو زد و گفت:
"اوناهم منتظرن بیاریشون وسط که برن"
191
توی یه کتابی خوندم که میگفت:
«دلم می خواهد در دنیایی از کتاب,دریا، قهوه و روزهای بارانی، مدتی گم شوم.»
بنظرم بهترین تراپی ای که میشه تجربه کرد همینه.
191
توی یه کتابی خوندم که میگفت:
«دلم می خواهد در دنیایی از کتاب,دریا، قهوه و روزهای بارانی، مدتی گم شوم.»
بنظرم بهترین تراپی ای که میشه تجربه کرد همینه.
