ru
Feedback
انسان در سازمان

انسان در سازمان

Открыть в Telegram

On this channel, I share content that I find valuable in the fields of human resource management and organizational behavior. – Sina Taheri HRBP @ Divar Ex HRBP @ Paradisehub Ex HR Specialist @ Golrang Ex BA @ Mapna Linkedin.com/in/Sina-Taheri

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
783
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
+2830 день
Архив постов
مهم‌ترین نکات و دیدگاه‌های جک ولش درباره مسیر شغلی رو میشه در این ۵ نکته کلیدی خلاصه کرد: 1️⃣مسیر شغلی از پیش قابل طراحی نیست
مهم‌ترین نکات و دیدگاه‌های جک ولش درباره مسیر شغلی رو میشه در این ۵ نکته کلیدی خلاصه کرد: 1️⃣مسیر شغلی از پیش قابل طراحی نیست و «فرایندی تکرارشونده» است: ولش معتقده که نمی‌تونید مسیر کاری خودتون رو پیشاپیش برنامه‌ریزی کنید. تنها با قرار گرفتن در موقعیت‌های شغلی واقعیه که نقاط قوت، ضعف‌ها و زوایای پنهان مهارت‌ها و شخصیت خودمون رو کشف می‌کنیم. 2️⃣هیچ شغل ایده‌آلی وجود نداره؛ هر شغلی یک «بده‌بستان» (Trade-off) است: اشتباهه که به دنبال شغلی باشیم که تمام ویژگی‌های مطلوب ما رو داشته باشه. منطقی‌ترین نگاه به یک شغل اینه که اون رو بده‌بستان ببینیم و بررسی کنیم که این موقعیت شغلی چه چیزهایی به ما میدن و در مقابل، چه چیزهایی رو از ما میگیره. 3️⃣همکاران اهمیت حیاتی دارن و «باهوش‌ترین فردِ جمع بودن» نشونه خوبی نیست: از دیدگاه ولش، کار کردن در کنار کسانی که از بودن با اونا لذت نمی‌برید، کم‌کم به یک شکنجه تبدیل میشه. علاوه بر این، در محیط کار باید فضایی برای رشد و یادگیری داشته باشید؛ بنابراین اگر از همان روز اول به عنوان خبره‌ترین و برترین فرد وارد جمعی بشید، این زنگ خطره که نشون میده اون محیط دیگه چیزی برای آموختن به شما نداره. 4️⃣شغل شما باید «گزینه‌های بعدی» شما رو در بازار کار گسترش بده: موقعیت شغلی خوب باید برای شما اعتبار بسازه و راه رو برای فرصت‌های جذاب‌تر در آینده باز کنه. شغل خوب باید قابلیت استخدام شما رو در بازار کار بالا ببره. 5️⃣باید «مالکیت شغل» رو در دست داشته باشید و از «محتوای» اون لذت ببرید: شما باید با رضایت قلبی احساس کنید که شغل متعلق به شماست و اون رو صرفاً برای راضی کردن والدین یا دیگران یا به اقتضای اجبار شرایط انتخاب نکردید. همچنین، کارهای روزمره‌ای که در آن شغل انجام میدید باید ذاتاً برای شما معنادار و جذاب باشه؛ شغلی که فقط برای دریافت حقوق تحمل بشه و منتظر پایان ساعات کاری باشید، در بلندمدت منجر به استهلاک و فرسودگی شما میشه. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg

✍️قبلا درباره‌ی جک ولش (Jack Welch) مدیرعامل افسانه‌ای شرکت GE آمریکا نوشتم. اینجا؛ «رویکرد جک ولش در مدیریت عملکرد» اینجا؛ «مقاله‌ی جک ولش در وال‌استریت ژورنال در دفاع از روشش برای مدیریت عملکرد» 🔹آقای جک ولش علاوه بر ارزیابی و مدیریت عملکرد، درباره‌ی موضوع مسیر شغلی هم صاحبنظر بودن و ایده‌هایی داشتن. ان‌شاءالله خلاصه‌ی نظرات ایشون رو هم منتشر خواهم کرد. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg

🗒 فایل اکسل پرسشنامه‌ی استاندارد لنگرگاه‌های شغلی شاین رو آماده کردم: 💚 این پرسش‌نامه ۴۰ تا سوال داره. با پاسخ دادن به سوالات، امتیاز ۸ لنگرگاه شغلی برای شما محاسبه میشه. در نهایت لنگرگاه شغلی اصلی شما + نمودار راداری پروفایل شغلی‌ رو نشون میده. راهنمای استفاده: - فایل رو دانلود کنید و با اکسل باز کنید. (اگر نوار زرد Protected View دیدید، روی Enable Editing کلیک کنید) - به هر جمله امتیاز ۱ تا ۶ بدید. (۱ = اصلاً من نیستم، ۶ = دقیقاً خودم هستم) - در پایان، برای ۳ جمله‌ای که شدیداً توصیف‌گر شما هستن، در ستون «سه جمله برتر» گزینه‌ی «بله» را انتخاب کنید. (نه بیشتر، نه کمتر!) - به شیت «نتایج» برید و لنگرگاه غالب و نمودار خودتون رو ببینید. 🟩بهتره فایل رو در کامپیوتر باز کنید. ممکنه موبایل اذیت‌کننده باشه. 🟩برای نمایش زیباتر، فونت وزیر رو قبلش نصب کنید. از اینجا میتونید دانلود کنید. اگر هم نصب نکردید، ایرادی نداره. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg

برای درک عمیق مفهوم «لنگرگاه مسیر شغلی» (Career Anchor) بر اساس تعریف ادگار شاین، می‌توانید این مفهوم را در قالب ۵ گام یا نکت
برای درک عمیق مفهوم «لنگرگاه مسیر شغلی» (Career Anchor) بر اساس تعریف ادگار شاین، می‌توانید این مفهوم را در قالب ۵ گام یا نکته‌ی طلایی زیر در نظر بگیرید: 1️⃣لنگرگاه، همون «خودپنداره» شماست: لنگرگاه شغلی در واقع تصویر و درکیه که شما از خودتون دارید. این خودپنداره از ترکیب سه عنصر اساسی ساخته میشه: ۱) درکی که از استعدادها و توانمندی‌های خود دارید، ۲) ارزش‌های اساسی و پایه‌ای‌تون، و از همه مهم‌تر ۳) احساس تکامل‌یافته‌ای از نیازها و انگیزه‌هاتون در محیط کار. 2️⃣فهم اون نیازمند تجربه و زمانه: لنگرگاه شغلی چیزی نیست که از همان روز اولِ ورود به بازار کار از اون آگاه باشید. این مفهوم تنها به مرور زمان و با کسب تجربه عملی در کار و زندگی شکل میگیره و تکمیل میشه. 3️⃣خط قرمز در تصمیم‌گیری‌هاست: هنگامی که این خودپنداره شکل گرفت، مانند یک لنگر و نیروی تثبیت‌کننده عمل میکنه. در واقع لنگرگاه شغلی شما همون ارزش یا انگیزه‌ایه که اگه در شرایطی قرار بگیرید که مجبور به انتخاب باشید، هرگز حاضر نیستید از اون دست بکشید. 4️⃣در زمان بحران‌ها و دوراهی‌ها کشف میشه: بیشتر ما از لنگرگاه شغلی خود بی‌خبریم تا زمانی که مجبور بشیم انتخاب‌های دشواری درباره توسعه فردی، خانواده یا کارمون انجام بدیم. رویارویی با اتفاقاتی مثل پیشنهاد ارتقای شغلی، اخراج، یا جابه‌جایی ما رو وادار میکنه تا با تصویر درونی خود روبه‌رو بشیم و بفهمیم واقعاً چه چیزی برامون اهمیت حیاتی داره. 5️⃣انسجام‌بخشِ «مسیر شغلی درونی» شماست: مسیر شغلی دو جنبه داره: «بیرونی» (نقش‌ها و پست‌های رسمی سازمانی) و «درونی» (احساس ذهنی شما نسبت به اینکه در زندگی کاری خود به چه سمتی میرید). حتی اگه مسیر شغلی بیرونی شما به دلیل تغییرات سازمان‌ها و دنیا دچار دگرگونی‌های شدید بشه، این لنگرگاه شغلیه که به مسیر درونی‌تون معنا میده و اون را در برابر تلاطم‌ها، یکپارچه و منسجم نگه میداره. 🐰 برای مطالعه‌ی بیشتر اینجا رو ببینید. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg

❓ از اینکه فردا شنبه است و باید بریم سر کار، چه حسی دارید؟
Anonymous voting

⚓️لنگرگاه‌های شغلی ادگار شاین چیست؟ ادگار شاین معتقد بود هر فرد در مسیر کاری خود به‌تدریج یک «مرکز ثقل شغلی» پیدا میکنه؛ چیزی
⚓️لنگرگاه‌های شغلی ادگار شاین چیست؟ ادگار شاین معتقد بود هر فرد در مسیر کاری خود به‌تدریج یک «مرکز ثقل شغلی» پیدا میکنه؛ چیزی که در تصمیم‌های مهم کاری حاضر نیست به‌سادگی از اون عبور کنه. این مرکز ثقل ترکیبی از ارزش‌ها، نیازها، انگیزه‌ها و برداشت فرد از توانایی‌های خودشه. 🔴به همین دلیل، انتخاب شغلی فقط با حقوق، عنوان یا مسیر ارتقا توضیح داده نمیشه. ممکنه دو نفر در نقشی مشابه کار کنن، اما یکی به‌دنبال «تخصص عمیق» باشه، دیگری بخواد «مدیر» بشه، سومی اولویت اصلی‌ش «استقلال» باشه و چهارمی «امنیت شغلی» رو مهم‌ترین چیز بدونه. شاین ۸ لنگر اصلی رو معرفی میکنه: ۱- شایستگی فنی/تخصصی  ۲- شایستگی مدیریتی عمومی  ۳- استقلال و خودمختاری  ۴- امنیت و ثبات  ۵- خلاقیت کارآفرینانه  ۶- خدمت به یک آرمان  ۷- چالش محض و ماجراجویی  ۸- سبک زندگی (توازن کار و زندگی) 🔴اهمیت این مدل اینه که کمک میکنه تناسب فرد با مسیر رشد، نقش، نوعِ پاداش و طراحی شغل دقیق‌تر فهمیده بشه. اگر لنگر شغلی فرد با تجربه کاری‌اش ناسازگار باشه، حتی حقوق خوب یا عنوان بالاتر هم الزاماً انگیزه و تعهد نمیسازه. اما وقتی نقش با لنگرِ غالبِ فرد هم‌راستا باشه، احتمال ماندگاری، انرژی کاری و عملکرد پایدار بیشتر میشه. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg

🔱در اساطیر یونان، خدایی وجود داره به اسم «پروتئوس» که از فرزندان پوزیدون، خدای دریاست. 🧜‍♂این آقای پروتئوس ویژگی جالبی داشت
🔱در اساطیر یونان، خدایی وجود داره به اسم «پروتئوس» که از فرزندان پوزیدون، خدای دریاست. 🧜‍♂این آقای پروتئوس ویژگی جالبی داشته: میتونسته به هر شکلی که میخواد دربیاد. این تغییرِ شکل براش یک‌جور مکانیزم دفاعی بوده تا از شر مزاحمت خدایان و افراد دیگه خلاص بشه و کار خودش رو بکنه. 🟦در ادبیات رفتار سازمانی، از همین ویژگی الهام گرفته شده و مفهومی داریم به نام «مسیر شغلی پروتئوسی»  (Protean Career Path) 🟦این مفهوم به افرادی اشاره داره که منتظر نمیمونن تا سازمان برای اونا نردبانِ رشد بسازه. اونا خودشون سکان‌دار مسیر حرفه‌ای‌شون هستن و اونقدر روی قابلیت استخدام (Employability) خودشون کار کردن که میتونن خیلی سریع با تکنولوژی‌ها، روندها و رویکردهای جدیدِ بازار کار تغییر شکل بدن. 🟦این آدم‌ها هیچ چسبندگی و تعصبی به روش‌ها یا ساختارهای قدیمی ندارن و در دریای تغییرات شغلی و ساختاری، درست مثل پروتئوس، منعطف و بقاپذیرن. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg

ما سه نوع تعهد به سازمان داریم: 1️⃣ تعهد عاطفی (Affective Commitment) در این حالت فرد دوست داره و میخواد که در سازمان بمونه.
ما سه نوع تعهد به سازمان داریم: 1️⃣ تعهد عاطفی (Affective Commitment) در این حالت فرد دوست داره و میخواد که در سازمان بمونه. به این دلیل که تجربیات مثبتی داره، احساس معناداری و شایستگی میکنه و مانند اینها. 2️⃣ تعهد مستمر (Continuance Commitment) در این حالت فرد مجبوره و نیاز داره که در سازمان بمونه چون هزینه‌ی ترک کردن سازمان رو زیاد میدونه. فرد احساس میکنه که فرصتهای شغلی مشابه محدودی در اختیارشه و باید با شرایط سازمانی کنار بیاد. 3️⃣ تعهد هنجاری (Normative Commitment) در این حالت فرد احساس میکنه که از لحاظ اخلاقی، باید در سازمان بمونه. فرض کنید که سازمان در گذشته شرایط خوبی رو برای کسی ایجاد کرده مثلا شهریه‌ی دانشگاه اون رو داده یا در یه شرایط سخت کمکش کرده. در اینجا فرد خودش رو مدیون سازمان میدونه و فکر میکنه اخلاقا باید وفادار باشه. پ.ن: برای مطالعه‌ی بیشتر، اینجا رو ببینید. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg

اونچه که باعث رضایت از شغل میشه، لزوما انگیزاننده‌ی شغلی نیست. ✌️تئوری دو مولفه‌ای هرزبرگ میگه رضایت شغلی و نارضایتی شغلی دو
+1
اونچه که باعث رضایت از شغل میشه، لزوما انگیزاننده‌ی شغلی نیست. ✌️تئوری دو مولفه‌ای هرزبرگ میگه رضایت شغلی و نارضایتی شغلی دو سرِ یک طیف واحد نیستن بلکه تحت تأثیر دو دسته مولفه‌ی متفاوتن: 🩺مولفه‌های بهداشتی مثل حقوق، سرپرستی، سیاست‌های شرکت و شرایط کاری که اگه ضعیف باشن، نارضایتی ایجاد میکنن، اما خوب‌ بودنشون الزاماً انگیزه نمیسازه؛ ☠ عوامل انگیزشی مثل پیشرفت شغلی، داشتن دستاورد، مسئولیت و به‌ رسمیت‌ شناخته‌ شدن که باعث ایجاد رضایت و انگیزه واقعی میشن. بنابراین از نگاه هرزبرگ، حذف نارضایتی به معنی ایجاد رضایت نیست؛ سازمان ابتدا باید مولفه‌های آزاردهنده رو کنترل کنه، اما برای ایجاد انگیزه باید خودِ کار رو معنادارتر، چالشی‌تر و رشدمحورتر طراحی کنه. وقتی داریم به کارمون فکر می‌کنیم، باید حواسمون به تفکیک این دو دسته از موضوعات باشه. باید بدونیم که چه موضوعاتی فقط دارن جلوی نارضایتی ما رو می‌گیرن که شرکت رو ترک نکنیم یا بدفاز نشیم. اما نباید باعث بشن که شرایط شغلمون رو بهتر از اونچه که واقعا هست در نظر بگیریم. پ.ن: برای مطالعه‌ی بیشتر درباره تئوری هرزبرگ میتونید اینجا رو ببینید. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg

❓در پاسخ به این سوال که «آیا در محل کارم رشد می‌کنم؟» باید چطور فکر کنیم؟ ℹ️ اصلی‌ترین معیار برای سنجشِ واقعیِ رشد در یک سازمان، اینه که ببینیم آیا Employability (قابلیت استخدام) ما در حال افزایشه یا خیر. ⏹رشدِ واقعی یعنی مطمئن باشیم در حال کسب تجربیات و توسعه‌ی مهارت‌هایی هستیم که بازار کار و سایر شرکت‌ها، حاضرن برای اونها ما رو استخدام کنن. این رویکرد نیازمند اونه که سرمون رو از داخل سازمان بیرون بیاریم و بدونیم که در بازار کار چه می‌گذره و روندهای آینده‌ی شغلِ ما چیه. ⏹برای مثال، اگر در حال حاضر در سازمانی کار می‌کنید که با ابزارهای هوش مصنوعی (AI) ضدیت داره یا هیچ ایده‌ و ابتکاری برای استفاده از اون در فرآیندها نداره، باید هشدار عدم رشد رو جدی بگیرید. ⏹در این شرایط، هرچقدر هم که اتمسفر سازمان و مدیرانتون رو دوست داشته باشید و احساس کنید مهارت‌های نرمِ شما در حال تقویته، در تصویرِ بزرگ‌تر بازنده میشید. چون این شکل از کار کردن، شما رو برای رقابت در بازارِ آینده آماده نمیکنه و قابلیت استخدامِ شما به مرور زمان دچار استهلاک میشه. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg

⛓دستبند طلایی (Golden Handcuffs) یعنی چی؟ ℹ️به وضعیتی گفته میشه که فرد در سازمان میمونه، نه چون لزوماً به کار، مسیر رشد یا فر
دستبند طلایی (Golden Handcuffs) یعنی چی؟ ℹ️به وضعیتی گفته میشه که فرد در سازمان میمونه، نه چون لزوماً به کار، مسیر رشد یا فرهنگ اون علاقه‌ داره، بلکه مزایای مالی و رفاهیِ سازمان، ترک کردن رو براش بسیار سخت میکنه. 🛑حقوق بالا، سهام، پاداش‌های چشم‌گیر، مزایای رفاهی خاص، عنوان شغلی جذاب یا امنیت اقتصادی، نمونه‌هایی از این جذابیت‌ها هستن. این مزایا مثل «طلا» ارزشمندن، اما هم‌زمان مثل یک «دستبند» آزادیِ تصمیم‌گیری فرد رو قفل می‌کنن. 🛑این اتفاق معمولاً برای نیروهای قدیمی، مدیران یا متخصصان باتجربه رخ میده. این افراد ممکنه احساس کنن دیگه چیزی یاد نمی‌گیرن، انگیزه‌شون افت کرده یا با مسیر سازمان هم‌راستا نیستن؛ اما صرفاً به‌خاطر «هزینه‌ی بالای خروج»، سر جای خودشون باقی میمونن. 🛑نتیجه‌ی این اتفاق، نوعی موندنِ کم‌انرژیه: حضور فیزیکی و عملکردی در حدِ حداقلِ استانداردها، همراه با افتِ شدید اشتیاق، خلاقیت، ریسک‌پذیری و تعهد. در واقع، این افراد دیگه در بازی اصلی سازمان نقشی ندارن :) ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg

📖 مثل همیشه برای مطالعه‌ی بیشتر درباره‌ی موضوع، شما رو دعوت می‌کنم که به کانال مخزن اضافه بشید. مقالات و کتاب‌های مرتبط به موضوع رو در این کانال بارگذاری می‌کنم. 🆔 https://t.me/HumanInOrg_Docs

🤔تا چه زمانی باید در سازمانی بمونیم؟ پاسخ به این دغدغه‌، با بررسی تقاطع دو فاکتور امکان‌پذیره: 🔹 درآمدی که داریم. 🔹 رشدی که تجربه می‌کنیم. اگر این دو معیار رو در کنار هم قرار بدیم، به ۴ سناریو می‌رسیم: 1️⃣درآمد بالا + رشد بالا جایزه‌ی ویژه! اینجا همون جاییه که باید سفت بهش بچسبید و از مسیر شغلی‌تون لذت ببرید. 2️⃣درآمد بالا + رشد پایین (تله‌ی دستبند طلایی) با شرایط اقتصادی فعلی، موندن منطقیه؛ اما مراقب باشیم! اگر مدت طولانی در این وضعیت بمونید، دچار تله‌ی «دستبند طلایی» میشیم. یعنی مهارت‌ها زنگ میزنه و ارزش بازارِ خودمون رو برای آینده از دست میدیم. در این شرایط، اگر پیشنهاد مالیِ مشابه یا بهتری همراه با فرصت رشد پیدا کردید، حتماً جابه‌جا بشید. 3️⃣درآمد پایین + رشد بالا (سرمایه‌گذاری روی خود) بمونید. درسته که اقتصاد بی‌رحمه، اما این یادگیری در آینده تبدیل به اهرمِ درآمدیِ شما میشه. البته به شرطی که درآمد فعلی، کفافِ نیازهای اولیه‌تون رو بده. (یه نکته مهم: آیا احساسِ رشدی که داریم اصالت داره یا توهمِ کاریه؟ در پست‌های بعدی حتماً درباره‌اش می‌نویسم.) 4️⃣درآمد پایین + رشد پایین (بن‌بست مطلق) حتی یه روز هم تعلل نکنید. با اینکه اوضاع اقتصادی خرابه، اما موندن فقط استهلاکِ مطلقه. در اولین فرصتِ ممکن از سازمان بزنید بیرون. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg

🧰جعبه‌ابزار مدیریت تعارض؛ کدام سبک رو کجا استفاده کنیم؟ برای مدیریت و حل تعارض در محیط کار، ۵ استراتژی یا سبک اصلی وجود داره
🧰جعبه‌ابزار مدیریت تعارض؛ کدام سبک رو کجا استفاده کنیم؟ برای مدیریت و حل تعارض در محیط کار، ۵ استراتژی یا سبک اصلی وجود داره. این سبک‌ها بر اساس دو محور شکل می‌گیرن: «قاطعیت» (چقدر برای رسیدن به خواسته خودمان پافشاری می‌کنیم) و «همکاری» (چقدر برای رضایت طرف مقابل تلاش می‌کنیم). نکته‌ی مهم اینه که هیچ‌کدام از این سبک‌ها مطلقاً خوب یا بد نیستن؛ انتخاب درست، کاملاً به موقعیت، فوریتِ مسئله و میزان اهمیتِ رابطه‌ی کاری بستگی داره: 1️⃣رقابت (Competing) اینجا فرد با قاطعیتِ تمام تلاش میکنه خواسته‌اش رو به کرسی بنشونه. (قاطعیت بالا، همکاری پایین). 😴کجا کاربرد داره؟ در شرایط بحرانی، زمان‌هایی که به یه تصمیم‌ سریع نیازه یا وقتی پای اجرای یک استاندارد مهمِ سازمانی در میونه و جای بحثی وجود نداره. 2️⃣همکاری (Collaborating) تلاشی برای یافتن راه‌حل «برنده‌-برنده» که نیازهای هر دو طرف کاملاً برآورده بشه (قاطعیت بالا، همکاری بالا). 😴کجا کاربرد داره؟ بهترین گزینه برای حل ریشه‌ایِ مسائل پیچیده است؛ اما به زمان، انرژی و هم‌فکری بالایی نیاز داره. 3️⃣اجتناب (Avoiding) فرد از درگیری دوری میکنه و مشکل رو نادیده میگیره (قاطعیت پایین، همکاری پایین). 😴کجا کاربرد داره؟ زمانی که موضوعِ اختلاف واقعاً کم‌اهمیته، یا در مقطع فعلی، هزینه‌ها و آسیب‌های ورود به تنش بسیار بیشتر از منافعِ حلِ اونه. 4️⃣کوتاه آمدن (Accommodating) فداکاری و ترجیح دادنِ خواسته‌ی طرف مقابل بر منافعِ خود (قاطعیت پایین، همکاری بالا). 😴کجا کاربرد داره؟ وقتی متوجه میشید حق با شما نبوده یا زمانی که حفظ هارمونیِ تیم و رابطه‌ی بلندمدت، بسیار حیاتی‌تر از پیروزی در اون بحثِ خاصه. 5️⃣مصالحه (Compromising) هیچ‌کس برنده‌ی مطلق نیست و هر دو طرف می‌پذیرن که از بخشی از خواسته‌های خودشون چشم‌پوشی کنن تا به توافقی میانه برسن (قاطعیت و همکاری در حد متوسط). 😴کجا کاربرد داره؟ وقتی دو طرف قدرت برابری دارن (مثلاً دو مدیر میانی) و رسیدن به یک راه‌حل موقت برای پیشبردِ سریعِ کارها ضروریه. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg

تعارض پدیده‌ای ثابت و ایستا نیست؛ تعارض‌ها زنده‌ و پویا هستن و میتونن تغییر شکل بدن. برای مثال، اگر اختلافی کاری یا فرآیندی ب
تعارض پدیده‌ای ثابت و ایستا نیست؛ تعارض‌ها زنده‌ و پویا هستن و میتونن تغییر شکل بدن. برای مثال، اگر اختلافی کاری یا فرآیندی به‌درستی و در زمان مناسب حل نشه، به‌مرور زمان رسوب میکنه و در نهایت به یک تعارضِ شخصی و رابطه‌ای تبدیل میشه. برای مدیریت این شرایط، سه نکته‌ی کاربردی وجود داره: 1️⃣مداخله‌ی زودهنگام: وقتی فرآیند یا جنسِ کار جوریه که اصطکاک ایجاد میکنه، باید سعی کنیم تعارض رو در همون مراحل اولیه برطرف کنیم. نباید اجازه بدیم رسوبِ این اختلافات روی هم جمع بشه. 2️⃣پنهان نشدن پشت سیستم‌ و فرایند رسمی: در زمان بروز تعارض، صرفاً به ساختار و ابزارها اتکا نکنیم. اینکه بگیم «من فلان داکیومنت رو نوشتم» یا «بهمان تیکت رو زدم، دیگه خودشون میدونن» مشکل رو حل نمیکنه. این وقتا، صحبت‌های شفاف، حضوری و غیررسمی بسیار راه‌گشاتر از مکاتبات سیستمی هستن. 3️⃣استفاده از ظرفیتِ ناظران بی‌طرف: نقش افرادی که وسطِ دعوا نیستن اما شناخت خوبی از جزئیات ماجرا دارن، بسیار پررنگ میشه. این افراد میتونن در نقش یک میانجیِ غیررسمی ظاهر بشن و به رفع اصولیِ تعارض کمک کنن. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg

👊وقتی درباره‌ی «تعارض» در محیط کار صحبت می‌کنیم، منظورمون چیه؟ تعارض فرآیندیه که ریشه در «ادراک» آدم‌ها داره. داستان تعارض د
+1
👊وقتی درباره‌ی «تعارض» در محیط کار صحبت می‌کنیم، منظورمون چیه؟ تعارض فرآیندیه که ریشه در «ادراک» آدم‌ها داره. داستان تعارض دقیقا زمانی شروع میشه که فردی یا تیمی احساس کنه طرف مقابلش بر چیزی که براش مهمه، اثر منفی گذاشته (یا قصد داره اثر منفی بذاره). تعارض یعنی آگاهی از ناسازگاری‌ها، تفاوت در اهداف، منابع یا روش‌ها و الزاماً به معنای بی‌احترامی یا خصومت شخصی نیست. در محیط کار، تعارض معمولاً در سه قالب خودش رو نشون میده: 1⃣تعارض کاری (Task Conflict) این نوع تعارض به اختلاف نظر اعضا درباره‌ی محتوا، اهداف و خودِ وظایف برمیگرده. اینجا افراد روی ایده‌ها، دیدگاه‌ها و روش‌های حل مسئله با هم بحث و چالشِ تخصصی دارن. این نوع تعارض اگر در سطح استانداردی باشه، نه‌تنها بد نیست، بلکه مسبب خلاقیتِ تیمه. 2⃣تعارض رابطه‌ای (Relationship Conflict) ریشه‌ی این تعارض، ناسازگاری‌های بین‌فردی و تنش‌های شخصیه. تعارض رابطه‌ای پر از درگیری‌های عاطفی مثل رنجش، ناامیدی و اصطکاکِ روانی با سایر اعضاست و انرژی و تمرکز سازمان رو نابود میکنه. 3⃣تعارض فرآیندی (Process Conflict) اینجا بحث بر سرِ «چطور انجام دادنِ» کارهاست. کانون این اختلافات روی تفویض نقش‌ها، تخصیص منابع، تقسیم کار و این سوال متمرکزه که: «دقیقاً چه کسی باید چه کاری رو انجام بده؟» ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg

بدون شرح؛ درباره‌ی «تفویض اختیار» 😁 ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg

اصل سوم؛ هر یافته‌ای لزوما اقدام نمی‌خواد، اما نباید بلاتکلیف بمونه. 🤩 از دل نظرسنجی‌های سازمانی داده‌های زیادی بیرون میاد؛
اصل سوم؛ هر یافته‌ای لزوما اقدام نمی‌خواد، اما نباید بلاتکلیف بمونه. 🤩 از دل نظرسنجی‌های سازمانی داده‌های زیادی بیرون میاد؛ از مسائل کوچک و بزرگ گرفته تا خواسته‌های انجام‌شدنی و نشدنی. طبیعتاً در افراد سازمان این توقع ایجاد میشه که حالا که وقت گذاشتن و مشکلات رو بیان کردن، همه‌چیز باید به‌سرعت حل بشه. اما واقعیتِ ظرفیتِ سازمان اینه که قرار نیست برای تک‌تکِ این یافته‌ها اقدام عملی صورت بگیره. نکته‌ی کلیدی اینه که هیچ فیدبکی نباید «بی‌صاحب» و مسکوت رها بشه. اینجا منابع انسانی باید شفافیت داشته باشه: اگر موضوعی در حال حاضر اولویت سازمان نیست یا منابعی برای حل اون وجود نداره، HR باید خیلی صریح اعلام کنه: ❗«صدای شما رو شنیدیم و دغدغه رو به لیدرهای مربوطه ارجاع دادیم، اما الان، حلِ این موضوع خاص در اولویت تمرکز ما نیست.» خلاصه اینکه تیم منابع انسانی باید درباره‌ی تمام خروجی‌های پالس‌سروی تصمیم‌گیری کنه؛ حتی اگه اون تصمیم، یک «نمی‌تونیم» یا «الان نه» قاطعانه باشه. مهم اینه که این تصمیم به گوشِ افراد برسه تا بدونن بازخوردشون گم نشده. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg

اصل دوم؛ HR «گوشِ» سازمان است، نه لزوماً «دستِ اجرایی» ❌ یکی از اشتباهات رایج در نظرسنجی‌های سازمانی اینه که فکر کنیم منابع انسانی باید هم دیتا رو جمع کنه و هم خودش یک‌تنه تمام مشکلات رو حل کنه. واقعیت اینه که HR مالکِ فرآیند «شنیدنِ مسئله» است، اما لزوماً مالکِ فرآیند « حلِ مسئله» نیست. در ساختاری اصولی، مدیران ارشد و لیدرهای میانی، خط مقدمِ خلق تجربه برای کارمندان هستن و بارِ اصلیِ اقدام و حل‌وفصلِ مسائل باید روی دوشِ اونا باشه. اگر این چرخه درست کار نکنه، واحد منابع انسانی عملاً به «صندوق رسیدگی به شکایات» تبدیل میشه؛ نقشی که در نهایت مشکلات رو هم ریشه‌ای حل نمیکنه. ✅ ارزشِ واقعیِ تیم منابع انسانی در این فرآیند چیه؟ اینکه بتونه صدای افراد و نگرش‌های شغلیِ اونا رو استخراج کنه و این دیتا رو شفاف و بدون سوگیری (Bias) روی میز لیدرها بذاره. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg

اصل اول در اجرای سنجش نبض؛ نپرس، اگر عمل نمی‌کنی! مهم‌ترین قانون در طراحی Pulse Survey این یه جمله است: "Don't ask what you a
اصل اول در اجرای سنجش نبض؛ نپرس، اگر عمل نمی‌کنی!
مهم‌ترین قانون در طراحی Pulse Survey این یه جمله است: "Don't ask what you are not willing to act on." (درباره‌ی چیزی که آمادگی و قصدِ اقدام روی آن را نداری، سوال نپرس!)
به یاد داشته باشیم که وقتی منابع انسانی از افراد سوالی میپرسه، صرفا در حال «جمع‌آوری دیتا» نیست؛ بلکه مستقیما داره در ذهن افراد «انتظار برای اقدام» ایجاد میکنه. به همین دلیل، قبل از نهایی کردن هر نظرسنجی درون‌سازمانی، باید تکلیف این ۳ سوال روشن باشه: 🔹چه کسی قراره نتایج رو ببینه؟ 🔹چه کسی «مالک» اقدامات اصلاحی پس از نظرسنجیه؟ (مدیر منابع انسانی یا مدیران ارشد یا مدیران میانی؟) 🔹در محدودیت‌های فعلی سازمان، چه اقداماتی مقدور و عملیه؟ قبلاً در [این پست] هم اشاره کرده بودم که در بافتار کسب‌وکار، «گفت‌وگو» فی‌نفسه یک هدف نیست؛ بلکه ابزاریه که باید استراتژی و خروجی مشخصی پشت اون باشه. 🗒 برگزاری نظرسنجی‌های پیاپی، گرفتن وقت افراد و در نهایت رها کردن نتایج در کشوی میز مدیر، مشکلی رو حل نمیکنه و به «اعتمادِ» کارکنان به HR خدشه وارد میکنه. ✈️@HumanInOrg 🌐 ble.ir/humaninorg