«آبنبات هل دار »
Открыть в Telegram
1 369
Подписчики
+224 часа
+97 дней
-3630 дней
Архив постов
1 369
شیشه ی پنجره را باران شُست،
از دل تنگ من اما، چه کسی نقشی تو را خواهد شُست....
آسمان سُربی رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
می پرد مرغِ نگاهم تا دور
وای باران، باران...
پر مرغانِ نگاهم را شُست....🌧
_بماند از بارانِ پشت شمعدانی های امشب🌱
1 369
اگه حس میکنی نیاز داری بیشتر تو تختت بمونی؛ اگه فکر میکنی امروز دلت میخواد تنها باشی یا حوصله کار و درس؛ ورزش یا بیرون رفتن با دوستاتو نداری،
هیچ اشکالی نداره! ^^
این کاملا طبیعیه که تو یه روزایی انرژی لازم واسه فعالیت های روزانتو نداشته باشی یا انگیزت پایین باشه و کمتر بخندی، خودتو سرزنش نکن؛ تو انسانی نه یه رُبات، نذار کمال گرایی و معیار های سخت گیرانت واسه زندگی بهت حس ناکافی بودن بده.تو همین الان با هر حس و حالی ارزشمندی ˚.🌱✨️⋆𓍯
1 369
رقصیدن، تنها بدن شمارو تحت تاثیر قرار نمیدهد. هنگام رقصیدن، تمامی ذهن شما درگیر حرکات میشود و به آن نوعی مراقبه پویا میگویند.
رقصیدن یکی از بهترین راه ها برای کنترل ذهن و در لحظه زندگی کردن است...🩰✨️
1 369
هیچ میدانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته میکاهم؟
_زان که بر این پردهٔ تاریک،
این خاموشیِ نزدیک،
آنچه میخواهم نمیبینم،
وآنچه میبینم نمیخواهم.
محمدرضا شفیعی کدکنی
«پاسخ»
از مجموعهٔ «آیینهای برای صداها»
1 369
میخوام بهت بگم
اگه اضافه وزنت تو رو اذیت میکنه
رژیم بگیر!
اگه بهنظر بقیه چهرت با عمل زیباتر میشه به حرفشون گوش نده و خودتو دوست داشته باش و به خودت عشق بده!
اگه فکر میکنی مویِ کوتاه بیشتر بهت میاد، انجامش بده و نترس !
اگه حس میکنی این کارا تو رو به یک ورژن شادتر و بهتری از چیزی که الان هستی تبدیل میکنه همشو انجام بده
انجام بده چون خودت دلت میخواد
نه چون بقیه میگن!🍒🌱
1 369
شبها به همه چیز فکر میکنم. به اینکه کاش ما آدمها با هم قدری مهربانتر بودیم. به اینکه کاش همدیگر را بیشتر میفهمیدیم و خوبِ هم را بیشتر میخواستیم.
من فکر میکنم؛ به اینکه کاش سیاست وجود نداشت و کاش رقابت وجود نداشت و کاش حسادت وجود نداشت و کاش هرکس در جهان، به مسیر و نردبان و مقصد خودش قانع بود و با نردبان و مقصد دیگری کاری نداشت و کاش آدمها به موازات هم، از شادی و خوشبختی و موفقیت سهم میبردند و به سهم و نصیبشان راضی بودند و از جهان لذت میبردند.
من زیاد فکر میکنم؛ به اینکه اینروزها چقدر سخت شده معاشرت کردن و تناقضها را فهمیدن و رابطهها را ادامه دادن و لبخند زدن و هیچ نگفتن! من فکر میکنم به اینکه کاش آدمی را بالهای پروازی بود و لبهی بلندترین قلههای جهان می ایستاد و میپرید و اوج میگرفت و دور میشد.
من زیاد فکر میکنم، به اینکه کاش روزهای خوب، زودتر از راه برسند و صدای شادی و لبخند از تمام پنجرهها و خیابانهای شهر شنیده شود.
من فکر میکنم، من زیاد فکر میکنم...
