ru
Feedback
𝙄𝙉𝙉𝙊𝘾𝙀𝙉𝙏

𝙄𝙉𝙉𝙊𝘾𝙀𝙉𝙏

Открыть в Telegram

تخلیه گاهِ یک ذهنِ مَریض🪽

Больше
499
Подписчики
Нет данных24 часа
-247 дней
-6330 дней
Архив постов
یه شب آرِزو هاشو بغل کَرد و از آرِزوهام رد شد..!(:💔

یه شب آرِزو هاشو بغل کَرد و از آرِزوهام رد شد...!(:💔

فکر می‌کردم بعد از اون همه گریه آخر یه روز دوست داشتنم تموم میشه اما من دوست داشتنم تموم نشد، من صبرم تموم شد، طاقتم، تحملم، من قلبم کنده شد.

فکر می‌کردم بعد از اون همه گریه آخر یه روز دوست داشتنم تموم میشه اما من دوست داشتنم تموم نشد، من صبرم تموم شد، طاقتم، تحملم، من قلبم کنده شد.

Repost from چرۆ ؛
من هەمووکات:
من هەمووکات:

صد بار بهت گفتم نرو:)💔

هیچ وقت برایت سوال نشد من شب هارا بدون تو، چگونه می‌گذرانم؟

و امشب ماه از من پرسید: کجاست آدمی که مرا با او مقایسه می‌کردی؟

ولی بیا واسه آخرین بار یه جوری بغلم کن که دیگه خودمو حس نکنم، باور کن نمی‌دونستم اون آخرین باری بود که قراره بغلت کنم!💔

کاش به جای بلاک کردن و دلت اکانت کردن یه قرار بزارین واسه خداحافظی، خدا رو چه دیدین شاید تو آخرین دیدار یه بار دیگه عاشق هم شدین:))

تو بیا برگرد باقیش با من

دلم با ماندن بود راه اما راه رفتن! و تو ندانستی چه رنجی است کشاندن تن خسته‌ای که خواهان ماندن بود..

بابا امروز یه خانمه اومد پیشم اسمامونم یکی بود، تو رو می‌شناخت، بهم گفت بابات هنوزم دیوونه سرعته؟

منِ عزیز! لطفاً به خودت انقدر سخت نگیر دیگه نه معده‌ای واست مونده، نه قلبی، نه لبی، نه مویی، نه روحی.

شرمندم، اگه عکساتو هنوز دارم..!(: @innocentgorl

نخ به نخم کشیده شد

میاد اون روزی که همو چند ساله ندیدیم خودمونو واسه ندیدن هم نبخشیدیم:)💔🚶🏻‍♀️