180
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
رنگ سبز واقعا رنگ پرستیدنیه
امروز همه چی برام سبز بود ، از خودم گرفته تا آدما.
من تو تابستون بارون و دیدم ، پس نمیتونی ازم توقع داشته باشی به چیزای عجیب اعتقاد نداشته باشم.
شرایط یکم آکوارد شده. انگار دنیا، یک مجلس ختم عظیمه، زنگ موبایلم یه آهنگ شیش و هشت از شماعی زادست و فردی هم راسخه که هر طور شده، کاری کنه که جواب زنگ زدنشو بدم.
یکی از بهترین حسایی که میشه داشت اینکه گربت بیاد روی دستت بشینه و نگاهت کنه.
من مشکلی ندارم ، فقط توی جاده تاریک گیر کردم با یه چند راهی که نمیدونم برم یا نه ، حتی عقبم نمیتونم برگردم چون هرچقدرم برگردم بازم به اینجا میرسم.
تنها چیزی که نیاز دارم یه راهنماست.
زمانی که "شیطون گولم زد." یک بهانه ی قانع کننده محسوب میشد، واقعا دوست داشتنی تر بود همه چیز. البته هنوزم همینه. باور کنید شیطان داره دائما گولم میزنه. وگرنه من به معصومی یک شبنم چکیده از برگ گلم.
