180
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
تمام چیزهایی که میگم برای فرد مشخصی درون ذهنم گفته میشه چه واقعی چه غیر واقعی ولی اینکه چه کسی متوجه اون میشه و چه کسی نه ، بستگی به ذهن مریض خواننده داره.
اگه بخوام روراست باشم، هیچ دورانی در زندگیم، به اندازه ی دوران فعلیم، بد و دلخراش و کشنده نبوده. و اگه باز بخوام روراست باشم، در هیچ دورانی از زندگیم، به اندازه ی دوران فعلی، حق انتخاب و توانایی برای نجات خودم نداشتم. بیش از همیشه به خودم واگذار شدم. و حقیقتا، نمیدونم با این حجم از خود که بهم واگذار شده، باید چه خاکی توی سرم بریزم. صرفا با یک پای لنگ، لی لی میکنم روی پلی شکننده و با خودم میگم یا با جسدِ پل، سقوط میکنم و به درک واصل میشم، یا میرسم بدان سوی پل با یک سری بحران جدید سر و کله میزنم.
زندگی عجیبه. از "شما" میشی "تو" و از "تو" میشی یه "غریبه." سریع. راحت. ساده.
جالب بود. کوتاه و نافرجام. یه فیلمِ کوتاه بی سرانجام. یه قصه ی نیمه کاره. یه دروغِ باور ناپذیر و میلی بی انتها، به باور.
