377
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
شاید شاید فردا از راه مدرسه اول برم رنگ بخرم بعد برم موچی بخرم بعد بیام خونه رنگ بمالم تو کلم
با گوربه جان غذا خوردیم و اسمش شد کیومرث بابا ولی کیومرث بابا بهمون خیانت کرد و گذاشت بقیه دخترا هم نازش کنن
وقتی یکی میسجندرم میکنه میخوام موهامو بکنم گریه کنم بزنم تو دهنش خودمو بکشم و از پنجره بپرم بیرون ولی همچنان ایراد نمیگیرم ازش بخاطر اینکه میسجندرم کرده
داشتم کنار جواب چالشا اهنگ میزاشتم با دقت گوش میدادم انتخاب میکردم بعد یهو حس کردم از این مامانم خوراکی سورپرایزی میزارن واسه بچه هاشون ببرن مدرسه😭
