377
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
داستان این آهنگ راجع به یا پسریه که عشقش با یه مرد دیگه ازدواج میکنه و این مجنون میشه و هیچ جایی احساس آرامش نمیکنه هرروز سر یه مسیر میشینه و منتظر میمونه تا شاید عشقش یا لباس عروس از اونجا رد بشه و امروز عروسیش باشه (مطمئن نیستم از یکی شنیدم)
بحث این نیست که از کسی توقع دارم بحث اینه که کاش یکی انقدر بهم نزدیک بود که حداقل میدونست چقدر داره بهم فشار میاد
آره دوستای من هیچوقت نمیدونن اگه من تا خرخره زیر مشکلم و یک ثانیه دیگه نمیتونم تحمل کنم ولی من حتی راجع به اینکه امروز فلانی باهاشون بد صحبت کرد و ناراحت شدن بهشون اهمیت میدم و حالشون رو بهتر میکنم
