MACALOUNGE
Открыть в Telegram
527
Подписчики
-124 часа
-257 дней
-4530 дней
Архив постов
528
من حسادت می کنم حتی به تنها بودنت من به فرد رو به رویی، لحظه ی خندیدنت
من به بارانی که با لذت نگاهش می کنی یا نسیمی که رها می چرخد اطراف تنت من حسادت می کنم حتی به دست گرم آن،
شال خوشرنگی که می پیچد به دور گردنت
وقتی انگشتان تو در گیسوانت می دود
من به رد مانده از اینجور سامان دادنت اینکه چیزی نیست ، گاهی دل حسادت کرده به عطر پاشیده از آغوش تو بر پیراهنت
هیچکس ای کاش در دنیا به تو حسی نداشت
من حسادت می کنم حتی به قلب دشمنت
کاش هرکس غیر من، ای کاش حتی آینه پلک هایش روی هم می رفت وقت دیدنت.
528
همش همه میپرسن هنوز باهمین؟ اره عزیزم هنوز باهمیم، ما تا ابد باهمیم، حتی کاتم کنیم دیر یا زود دوباره باهمیم، حتی وقتی به همه میگیم همهچی بینمون تموم شده شما باور نکنین بعدش باز باهمیم، هیچ چیزی نمیتونه مارو از هم جدا کنه. تازه قراره یه قبر دوطبقه ام بخریم بعد از مرگم باهم باشیم.
