並行死
Открыть в Telegram
به راستی آیا من واقعی ام؟ https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-811131-MdeI3jJ ناشناس @chisai_sakka
Больше276
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
276
مدریه خودش ی تنه مثل اکسی می مونه که هم دلت براش پَر میکشه هم حاضر نیستی یک دقیقه پاتو بزاری توش
276
همیشه یه فرقی بین احساس خوشحالی کردن و خوشحال بودن هست.
گاهی توی قلبم فقط یه جرقه میزنه یه احساس زودگذر کوتاه که میگه آره این دیگه اخرشه. دیگه درست شد دیگه تمومه تو دیگه خوشحالی. فقط یه لحظه.
احساس خوشحالی شاید یهو بیاد تو قلبم ولی همونقدر یهویی میره.
ولی خوشحال بودن؟ یه رویاس. اینکه واقعا خوشحال باشی خیلی خیلی سخته. اما دائمیه. نه دائمی حداقل یه مدت زمان طولانی.
و زندگی من از یه جایی به بعد پر از جرقه ها با احساس خوشحالیه که چندی بعد من به یاد میارم که تراماها استرس ها کندن پوست لب کندن زخمای پوست سرم کندن گوشه ی ناخونام کشیدن شیشه روی دستام گریه کردن و گذاشتن سرم روی میز و ارزوی فرار از کلاس درس منتظرمن.
و کاش این ها فقط با درس و امتحان و استرس اینده خلاصه میشد.
نه فقط ادم ها. فقط به خاطر ادم هاس.
276
با وقتایی که یهویی استرس میگیرید چی کار میکنید؟
اون وقتایی که یهو بی دلیل یا به خاطر یه دلیل درونی قلبتون درد میکنه.
انگار حالتون داره بهم میخوره.
یه حسی تو تک تک سلول هاتون جاریه که میگه هیچ چیز درست نمیشه.
هیچ چیز خوب پیش نمیره.
حس اطمینانی که میدونید هیچ وقت نمیتونید خوشحال باشید.
من فقط کم آوردم. اصلا نمیتونم خودمو کنترل کنم.
