ru
Feedback
ابتکار ایران🇮🇷؛ جانمایی جدید

ابتکار ایران🇮🇷؛ جانمایی جدید

Открыть в Telegram

محلی برای طرح بحث در مورد: 📍 جانمایی جدید ایران در نظم جهان 📍 ایده پردازی در مورد نحوه کنشگری جدید ایران در محیط ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک منطقه و فرامنطقه 📍 رصد رویدادهای حوزه اقتصاد بین الملل و تحلیل دلالت آنها برای اقتصاد ایران

Больше
1 530
Подписчики
-124 часа
+27 дней
+1930 дней

Загрузка данных...

Привлечение подписчиков
сентябрь '26
сентябрь '26
+17
в 3 каналах
август '26
+51
в 5 каналах
Get PRO
июль '26
+65
в 3 каналах
Get PRO
июнь '26
+29
в 6 каналах
Get PRO
май '26
+30
в 7 каналах
Get PRO
апрель '26
+11
в 6 каналах
Get PRO
март '26
+7
в 1 каналах
Get PRO
февраль '26
+21
в 2 каналах
Get PRO
январь '26
+7
в 1 каналах
Get PRO
декабрь '25
+5
в 2 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+16
в 4 каналах
Get PRO
октябрь '25
+26
в 3 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+54
в 7 каналах
Get PRO
август '25
+35
в 10 каналах
Get PRO
июль '25
+26
в 3 каналах
Get PRO
июнь '25
+12
в 1 каналах
Get PRO
май '25
+10
в 6 каналах
Get PRO
апрель '25
+10
в 6 каналах
Get PRO
март '25
+8
в 1 каналах
Get PRO
февраль '25
+22
в 4 каналах
Get PRO
январь '25
+28
в 2 каналах
Get PRO
декабрь '24
+20
в 5 каналах
Get PRO
ноябрь '24
+23
в 4 каналах
Get PRO
октябрь '24
+22
в 5 каналах
Get PRO
сентябрь '24
+24
в 3 каналах
Get PRO
август '24
+48
в 37 каналах
Get PRO
июль '24
+132
в 59 каналах
Get PRO
июнь '24
+24
в 49 каналах
Get PRO
май '24
+52
в 48 каналах
Get PRO
апрель '24
+38
в 51 каналах
Get PRO
март '24
+34
в 50 каналах
Get PRO
февраль '24
+64
в 49 каналах
Get PRO
январь '24
+69
в 54 каналах
Get PRO
декабрь '23
+67
в 56 каналах
Get PRO
ноябрь '23
+67
в 49 каналах
Get PRO
октябрь '23
+117
в 54 каналах
Get PRO
сентябрь '23
+172
в 0 каналах
Get PRO
август '23
+134
в 0 каналах
Get PRO
июль '23
+100
в 0 каналах
Get PRO
июнь '23
+134
в 0 каналах
Get PRO
май '23
+112
в 0 каналах
Get PRO
апрель '23
+21
в 0 каналах
Get PRO
март '23
+37
в 0 каналах
Get PRO
февраль '23
+34
в 0 каналах
Get PRO
январь '23
+139
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '22
+53
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '22
+332
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '22
+296
в 0 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
06 сентября+1
05 сентября+1
04 сентября+2
03 сентября+9
02 сентября+3
01 сентября+1
Посты канала
📑 خبرنامه پاکستان و چین، شماره هفتم 🔰 محورهای خبرنامه: 1️⃣تأیید پروژه پالایشگاه ۳٫۵ میلیارد دلاری Falcon Oil در چارچوب سیپک 2️⃣ابراز علاقه شرکت چینی برای سرمایه‌گذاری در بخش فناوری اطلاعات پنجاب 3️⃣افزایش فعالیت گروه‌های مسلح در مناطق راهبردی مورد توجه چین در پاکستان 4️⃣تأکید عاصم منیر در تهران بر نقش میانجی پاکستان در کاهش تنش‌های منطقه‌ای 5️⃣گسترش همکاری‌های دفاعی پاکستان در خاورمیانه و تقویت همکاری نظامی با کویت 6️⃣توافق پاکستان و عربستان برای افزایش صادرات کشاورزی و غذایی به ۳ میلیارد دلار 7️⃣میزبانی ترکیه از نخستین نشست توافق دفاعی مکه 8️⃣توافق پاکستان و ازبکستان برای افزایش تجارت دوجانبه به ۲ میلیارد دلار و تسریع پروژه راه‌آهن ترانس‌افغان 9️⃣انتصاب سجاد حیدرخان به عنوان سخنگوی جدید وزارت خارجه پاکستان @ebtekareiran

2
روایتی از تفاهم اسلام‌آباد 📝 یادداشت اختصاصی ابتکار ایران بخش قدرت چانه‌زنی و اهرم‌سازی شما خواهد بود. اشکالاتی در تعریف نظم جدید در تنگه هرمز داشتیم و هنوز هم داریم، ولی نفس این هدف‌گذاری درست بود. بخشی از منازعه جدید برای این شروع شد که ایران تسلطی در تنگه نداشته باشد. از همان روزهای اول توافق، یعنی قبل از آنکه ایران در ایام تشییع به چند کشتی حمله کند، آمریکایی‌ها کریدور جنوبی را راه انداخته بودند. آقای عراقچی به ویتکاف گفته بود که اگر دو هفته صبر کنید، ترافیک در تنگه هرمز عادی می‌شود؛ مسیر جنوبی را تعلیق کنید. ولی سنتکام نپذیرفت و به نظرم چاره‌ای نبود جز اینکه این مسیر باید مسدود می‌شد. من همان موقع هم می‌گفتم که راه انسداد تنگه، لزوماً زدن کشتی‌ها نیست و باید عمان و امارات را که خدمات ناوبری و شاتلینگ را تسهیل می‌کنند، هدف قرار دهیم؛ چون بدون این دو کشور، مسیر جنوبی نمی‌توانست تثبیت شود. ولی به هر حال این اتفاق نیفتاد. آمریکا مطابق بند ۵ عمل نکرد و اینجا هم توافق اجرا نشد. نقض آتش بس و عدم پایبندی به توافق از طرف آمریکا شروع شد. اولویت چهارم هم این بود که یکپارچگی محور مقاومت حفظ شود و ترمز عقب‌نشینی ایران در منطقه کشیده شود. ولی آمریکا، یعنی همان دقیقا شخص ونس با هماهنگی روبیو، توافق سه‌جانبه با دولت لبنان و رژیم ایجاد کرد و عملاً، به‌جای احترام به تمامیت ارضی لبنان، موقعیت رژیم را در نوار امنیتی لبنان تثبیت کرد. طرف مقابل حتی حاضر نشد کمیته‌ای را که حتی می‌توانست به ضرر ایران باشد تشکیل بدهد؛ کمیته‌ای که در آن ایران در مقابل دولت نواف سلام و دولت ترامپ قرار می‌گرفت. دلیلش این بود که نمی‌خواست به ایران مشروعیتی برای اعمال نفوذ در لبنان بدهد. بنابراین، بند یک تفاهم هم در موضوع لبنان اجرا نشد. مشکل این است که تفاهم اسلام‌آباد به یک دعوای داخلی تبدیل شد. واقعاً تلقی این نبود که تفاهم، فرصتی برای تنفس بین دو جنگ است. چون اگر این بود، نباید قالیباف و پزشکیان تا این حد از شروع درگیری برآشفته می‌شدند و اینگونه به دفاع سرسختانه از آن می پرداختند به نحوی که از نگاه ایشان موافقت با مخالفت با تفاهم اسلام آباد به ملاک مرزبندی افراد و جریان های اجتماعی تبدیل شود. تصور آقای قالیباف، که یک چهره و سرمایه ملی و قابل احترام است، این بود که می‌توان با تفاهم، نقطه پایانی بر این جنگ گذاشت و کشور را ساخت. الان هم موضوع حیثیتی و سیاسی شده است و آسیب ها و چالش هایی که داریم به درستی بحث نمی شود. آنچه در میانه این مباحث فراموش شده است این است که ما هنوز به هیچ‌کدام از اهداف چهارگانه نرسیده‌ایم و درباره تفاهم با هم اختلاف داریم؛ در حالی که مسئله باید این باشد که چگونه می‌توان این اهداف را محقق کرد. تفاهم اسلام‌آباد تقریباً تمام شده است و سودای بازگشت به آن را نباید داشت. نباید هم فکر کرد که قرار بود این تفاهم تا ابد کار کند. این تفاهم، یک پیروزی نمادین و لحظه‌ای برای ایران بود و تمام شد. دنبال مقصر داخلی هم نباید گشت. این متن‌ها برای طرف آمریکایی هیچ ارزشی ندارد و حتی اگر آن شب آن سه کشتی هم هدف قرار نمی‌گرفتند، این تفاهم کنار گذاشته می‌شد؛ همان‌طور که ترامپ متن ده‌بندی (مبنای گفت و گو در اسلام آباد اول) را با یک توئیت کنار گذاشت و بسیاری از توافق‌های بین‌المللی دیگر را نیز زیر پا گذاشت. به هر حال، در این نقطه باید از گذشته درس گرفت و رو به جلو، به مسئله بازدارندگی، تاب‌آوری، انسجام اجتماعی و تثبیت نفوذ در خلیج فارس و شامات فکر کرد. تازه بعد از انتخابات نیز بحران‌های جدیدی پیش رو داریم. @ebtekareiran
1 230
3
روایتی از تفاهم اسلام‌آباد 📝 یادداشت اختصاصی ابتکار ایران بخش نخست ✔️ از منظر یک مخاطب بین‌المللی تفاهم اسلام‌آباد یک پیروزی برای ایران بود. این را خیلی از کشورها در ملاقات های دیپلماتیک به مقامات ایرانی گفته اند. متن تفاهم از نگاه بسیاری در خارج از کشور به‌صورت نامتوازن به نفع ایران بود. 🔻ولی در نهایت باید این تفاهم را از منظر داخلی (یعنی اهدافی که برای آن به دنبال توافق بودیم) قضاوت کرد. اساساً چهار دغدغه وجود داشت که ما را به سمت توافق سوق داد. باید ببینیم تا چه اندازه در متن تفاهم و در دوره اجرای آن، به این اهداف رسیدیم: 1⃣ اولویت اول، خاتمه جنگ بود. تعبیر «خاتمه جنگ» در ادبیات مسئولین به این معنا بود که به نقطه‌ای برسیم که بازدارندگی احیا شده باشد، آمریکا استفاده از ابزار نظامی علیه ایران را کنار بگذارد و ما از وضعیت جنگی خارج شویم. تصور می‌شد در نقطه‌ای که به تفاهم رسیدیم، آمریکا از اقدام نظامی پشیمان شده و به دنبال راه خروج است. بنابراین، اگر ما امتیازی به ترامپ بدهیم که بتواند با آن اعلام پیروزی کند، موضوع ایران را رها خواهد کرد. دیدگاه برخی این بود که ما اساساً در آن نقطه نبودیم و توافق ممکن است، به‌جای اینکه جنگ را خاتمه بدهد، آن را به یک ابزار دائمی علیه ایران تبدیل کند. چون تصور طرف مقابل این بود که ایران همچنان در برابر حمله نظامی و تهدید به تخریب زیرساخت‌ها آسیب‌پذیر است و حاضر است در ازای توقف حملات، امتیازهای معناداری به طرف مقابل بدهد. حملات ۱۳روزه آمریکا نشان داد که ما به آنچه درباره هدف اول می‌خواستیم نرسیدیم. اما حسن بزرگ آن عملیات حدود دو هفته‌ای این بود که آمریکا به این جمع‌بندی رسید که ابزار نظامی ممکن است قابلیت‌های تهاجمی ایران را تضعیف کند، ولی باعث عقب‌نشینی ایران نمی‌شود. عملیات شب‌های گذشته نیز با هدف تضعیف قابلیت‌ها شروع شده است، نه وادار کردن ایران به بازگشت به تفاهم یا دریافت امتیاز بیشتر از ایران. در نقطه فعلی نیز باز برخی می‌گویند برای توقف همین عملیات‌ها هم به تفاهم بازگردیم. اما در شرایط فعلی، ایران از طریق عمان، پاکستان و قطر به آمریکا اعلام کرده است که حاضر به بازگشت به تفاهم است، ولی طرف مقابل الان حاضر به بازگشت نیست. چون احساس می کند جریان خروج نفت از تنگه هرمز روند قابل قبولی دارد ولی برای بازگشت به تفاهم خود را در وضعیت اضطراری نمی بیند. بنابراین، نه تفاهم قبلی در ایجاد بازدارندگی توفیق داشت و نه ایده بازگشت به تفاهم می‌تواند این چالش را برطرف کند. 2⃣ اولویت دوم، گشایش اقتصادی از طریق رفع محاصره، آزادسازی دارایی‌ها، فروش نفت و رفع تحریم‌ها بود. اینجا، مشابه برجام، درباره دستاوردهای اقتصادی توافق اغراق شد. آمریکا به دلیل نیاز به کاهش فوری قیمت نفت، به‌سرعت محاصره را رفع کرد و ویور را صادر کرد تا بازار انرژی آرام شود ولی در آن دوره هیچ پولی برای ایران آزاد نشد. در حالی که قرار بود فوراً حداقل برای چند محموله کالای اساسی، تخصیص ارز از محل منابع بلوکه‌شده انجام شود که با مانع‌تراشی آمریکا، این اتفاق نیفتاد. در مذاکرات، طرف آمریکایی به‌صراحت و بارها به طرف ایرانی گفته است که انتظار رفع تحریم حتی در ازای تعطیلی برنامه هسته‌ای نداشته باشید. ویتکاف و کوشنر چند بار گفته اند که ترامپ در صورت تعطیلی برنامه هسته‌ای و حصول توافق نهایی، ۲۴ میلیارد دلار از پول‌های شما را آزاد خواهد کرد. حفظ فشار بر ایران یک هدف راهبردی برای آمریکا است و نباید تصور کرد این جنگ یا توافق باعث شده است آمریکا تغییر دیدگاه داده و در تلاش است تا ایران را از مشکلات نجات بدهد و با دست خود یک ایران ضعیف را به یک ایران قوی تبدیل کند. بنابراین، درباره دستاوردهای اقتصادی توافق و انتظارات اقتصادی که از توافق بوجود آمد، اغراق بیهوده شد. بله، تفاهم فرصت تنفسی برای ما ایجاد کرد؛ همان‌طور که برای دشمن نیز فرصت تنفس فراهم کرد و او هم خود را به لحاظ نظامی و اقتصادی ــ منظورم مشخصاً انتظارات تورمی در زمینه سوخت است ــ بازسازی کرد. بنابراین، اگر تفاهم را از منظر اقتصادی ارزیابی کنیم، باید میان «ایجاد یک فرصت تنفس» و «تحقق واقعی دستاوردهای اقتصادی مورد انتظار» تفاوت قائل شویم. اولی تا حدودی برای ایران و آمریکا به طور مشترک اتفاق افتاد، اما دومی به آن شکلی که در داخل درباره آن صحبت می‌شد، محقق نشد. اولویت سوم، تثبیت دستاوردهای این جنگ، به‌ویژه در موضوع تنگه هرمز بود. ایران به دنبال این بود که امکان اعمال حاکمیت و مدیریت در تنگه هرمز را پیدا کند. نقطه شروع هم تعیین مسیر جدید دریایی برای تردد شناورهای تجاری بود. بحث درآمدزایی برای ایران اهمیت کمتری داشت، ولی این موضوع یک ابزار استراتژیک برای ایران بود. خیلی‌ها در ملاقات‌های خارجی می‌گفتند که تنگه هرمز شما را در این جنگ نجات داد و در آینده نیز مهم‌ترین
526
4
🔴افزایش بازده اوراق قرضه به معنای کاهش قیمت آنها و در نتیجه، دشوارتر شدن تأمین مالی برای دولت آمریکا است.
188
5
🔴بازده اوراق ده ساله ی آمریکا به عدد ۴.۸ درصد رسید.
197
6
🔴 مذاکرات ایران و آمریکا متوقف شده؛ ترامپ حاضر نیست به توافق ژوئن بازگردد. وال استریت ژورنال دولت ترامپ به میانجی‌ها اعلام کرده است که تمایلی به بازگشت به چارچوب تفاهم اولیه‌ای که در ژوئن با ایران حاصل شده بود ندارد؛ موضوعی که تلاش‌های اخیر برای ازسرگیری مذاکرات را دشوار کرده است. توافق اولیه ژوئن که در کاخ ورسای امضا شده بود، قرار بود با بازگشایی تنگه هرمز، آغاز مذاکرات هسته‌ای ایران و پایان جنگ، در مقابل کاهش تحریم‌ها و آزادسازی بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران، مسیر حل‌وفصل بحران را فراهم کند. اما این توافق چند هفته بعد، پس از اقدام ایران برای حمله به کشتی‌ها و تأکید بر کنترل خود بر تنگه هرمز، فروپاشید. پس از آن، ترامپ راهبرد فشار حداکثری اقتصادی علیه ایران را در پیش گرفته و مایل است منتظر بماند تا مشخص شود آیا این فشارها نتیجه می‌دهد یا خیر. به گفته منابع، ترامپ دیگر علاقه‌ای به تفاهم ژوئن ندارد، زیرا آن توافق در داخل آمریکا به دلیل «نرمش بیش از حد در برابر ایران» مورد انتقاد قرار گرفته بود. کاخ سفید نیز اعلام کرده است که تمرکز دولت بر تشدید فشار اقتصادی و قطع منابع مالی ایران است و در حال حاضر گفت‌وگویی با تهران در برنامه نیست. در مقابل، جناح‌های سخت‌گیر در ایران نیز مذاکرات را دشوار کرده‌اند. آنان خواستار به رسمیت شناختن نقش ایران در تعیین شرایط بازگشایی تنگه هرمز، کاهش تحریم‌ها، رفع محاصره دریایی و خروج ناوهای آمریکایی از خلیج فارس هستند. برخی مقامات ایرانی هشدار داده‌اند که هیچ پیشنهادی خارج از چارچوب توافق ژوئن پذیرفته نخواهد شد. میانجی‌ها تلاش کرده‌اند ایران را به کاهش خواسته‌های خود متقاعد کنند، اما تغییر مواضع دو طرف باعث شده چارچوب مشخصی برای آغاز دوباره مذاکرات باقی نماند. سفر رئیس ارتش پاکستان، عاصم منیر، به تهران و تلاش‌های عمان برای توافق درباره مسیر عبور کشتی‌ها در تنگه هرمز نیز پیشرفت محسوسی ایجاد نکرده است. ایران اعلام کرده بود که مذاکرات با عمان به توافقی درباره مسیر عبور کشتی‌ها منجر شده، اما عمان این موضوع را تأیید نکرده و مقام‌های ایرانی نیز توضیحات متفاوتی ارائه کرده‌اند. سپاه پاسداران نیز اعلام کرده است که تنگه هرمز تا زمانی که آمریکا به اجرای توافق ژوئن بازنگردد، بازگشایی نخواهد شد. تحلیلگران معتقدند مشکل اصلی این است که برداشت دو طرف از توافق تغییر کرده است. به گفته یکی از پژوهشگران، تفاهم قبلی عملاً از بین رفته و میانجی‌ها اکنون باید دو طرف را به نوعی مصالحه جدید برسانند. هم‌زمان، تلاش‌های دیپلماتیک کشورهای منطقه ادامه دارد. نخست‌وزیر قطر و وزیر خارجه این کشور با مقام‌های ایرانی دیدار کرده‌اند تا از تشدید تنش جلوگیری و زمینه مذاکرات جدید را فراهم کنند. با وجود این تلاش‌ها، حملات به کشتی‌ها همچنان مانع تردد در تنگه هرمز شده است. کشورهای عربی منطقه نگران هستند که فشار اقتصادی آمریکا باعث واکنش نظامی ایران شود؛ زیرا جنگ تاکنون به گردشگری، سرمایه‌گذاری و برنامه‌های توسعه اقتصادی آنان آسیب زده است. در مجموع، وضعیت کنونی نشان‌دهنده یک بن‌بست دوگانه است: آمریکا به دنبال فشار اقتصادی برای کسب امتیاز بیشتر است و ایران تلاش می‌کند از اهرم کنترل تنگه هرمز برای حفظ قدرت چانه‌زنی خود استفاده کند. هر دو طرف هم‌زمان برای تشدید فشار آماده می‌شوند، اما همچنان مسیر دیپلماسی را به‌طور کامل کنار نگذاشته‌اند. دیدگاه: آقایان کلاهتان را بگذارید بالاتر! حالا هی بروید در این رسانه و آن رسانه در مورد ضرورت برگشت به توافق بگویید. طرف قرار نیست برگردد. به فکر شکست محاصره و ایمن سازی زنجیره های تأمین باشید. @ebtekareiran
461
7
Нет текста...
388
8
🔴🔴🔴 ما را چه شده است؟؟؟ در زمان جنگ نظامی، مدیران ارشد نظامی دائما در تونل بودند! پست ها رها نمیشد. چالش و سوالات به صورت لحظه ای به مقر فرماندهی منتقل میشد، بلافاصله تحلیل میشد، پاسخ صادر شده و به رسته عمل‌کننده جهت اجرا منتقل میشد. در زمانه جنگ اقتصادی و محاصره سنگین دریایی و تا حدی زمینی، مقامات ارشد اقتصادی باید در تونل باشند. باید در کنار یکدیگر در مقر فرماندهی باشند و به صورت لحظه ای و برخط، چالش ها را استعلام کنند، دور هم تصمیم گیری کنند، به سرعت ابلاغ کنند و بعد از مدتی، بازخورد بگیرند. ما را چه شده است؟ به امید انبارها و بازگشت آمریکا به تفاهم نشسته ایم؟! آمریکا که گفته عجله ای ندارد و منتظر می ماند تا اثرات عملیات اقتصادی عیان شود. حقیقتا ما را چه شده است؟! @ebtekareiran
269
9
🔴🔴 آیا عملیات اقتصادی ترامپ، ایران را منزوی خواهد کرد؟ پاسخ کارشناسان (2) 6- خالد عظیم (Khalid Azim): «اثرگذاری را باید بر اساس هدف واقعی سنجید» او انتظار دارد تحریم‌ها مقداری فشار مالی اضافی ایجاد و تعامل ایران با نظام مالی جهانی را دشوارتر کنند، اما معتقد است اثر اقتصادی آنها احتمالاً بسیار کمتر از لحن دولت آمریکا خواهد بود. ایران تجربه زیادی در تغییر مسیر معاملات، استفاده از کانال‌های جایگزین و دور زدن تحریم‌ها دارد و فاصله زمانی میان اعلام و اجرای تحریم نیز فرصت سازگاری ایجاد می‌کند. به تعبیر او، اجرای تحریم شبیه بازی «موش‌گیری» است: یک کانال بسته می‌شود و فعالیت به کانالی دیگر منتقل می‌شود. نتیجه‌گیری‌اش مهم است: اگر هدف فقط افزایش هزینه مبادله ایران باشد، طرح تا حدی موفق می‌شود؛ اما اگر هدف محدود کردن جدی توان ایران برای تأمین مالی جنگ باشد، کار بسیار دشوارتر است. 7- جاناتان پانیکوف (Jonathan Panikoff): «فشار حداکثری بدون تداوم چندساله جواب نمی‌دهد» پانیکوف معتقد است این سیاست بالقوه می‌تواند مؤثر باشد، اما نه در چند ماه؛ بلکه نیازمند سال‌ها اجرای پیوسته و منسجم است و شاید باید پس از پایان دولت ترامپ نیز ادامه یابد. تفاوت مهم با دوره اول ترامپ این است که کشورهای خلیج فارس دیگر مانند گذشته مشتاق منزوی کردن ایران نیستند 8- توماس واریک (Thomas S. Warrick): «D-Day اقتصادی بدون ائتلاف ممکن نیست» واریک از قیاس تاریخی دولت ترامپ علیه خودش استفاده می‌کند. از نظر او، علت موفقیت D-Day در ۱۹۴۴ صرفاً قدرت آمریکا نبود، بلکه ائتلاف قدرتمند و مدیریت هماهنگ متحدان توسط آیزنهاور بود. امروز آمریکا برعکس، با کانادا، اروپا و حتی برخی دولت‌های خاورمیانه دچار تنش شده است. بنابراین اگر ترامپ واقعاً می‌خواهد یک کارزار اقتصادی بزرگ علیه ایران موفق شود، باید ابتدا متحدان را دوباره گرد هم آورد؛ «D-Day کاملاً آمریکایی» محکوم به شکست است. @Ebtekareiran
256
10
🔴🔴 آیا عملیات اقتصادی ترامپ، ایران را منزوی خواهد کرد؟ پاسخ کارشناسان: (1) 1- دنیل فرید (Daniel Fried): «این D-Day اقتصادی نیست» فرید معتقد است بسته اعلام‌شده فعلاً بیشتر یک «شلیک هشدار» است تا ضربه فلج‌کننده به اقتصاد ایران. تحریم شرکت‌های پوششی، نفتکش‌های ناوگان سایه و برخی شرکت‌های چینی و غیرچینی اقدام بی‌اهمیتی نیست، اما بازی را تغییر نمی‌دهد. به نظر او، برای وارد کردن ضربه واقعاً جدی، آمریکا باید سراغ بانک‌ها و شرکت‌های بزرگ چینی برود؛ اقدامی که واشنگتن به دلیل خطر اخلال در نظام مالی و اقتصاد جهانی فعلاً از آن پرهیز کرده است. با این حال، او حرکت از جنگ سریع به سمت فشار اقتصادی بلندمدت را منطقی می‌داند، مشروط به اینکه دولت ترامپ صبر و ثبات لازم را داشته باشد. 2- مایا نیکولادزه (Maia Nikoladze): «همه‌چیز به واکنش پکن بستگی دارد» او می‌گوید تحریم حدود ۶۰ نهاد در چین، هنگ‌کنگ، مالزی، امارات، سنگاپور و دیگر کشورها عمدتاً همان شبکه‌های شناخته‌شده دور زدن تحریم‌ها را هدف گرفته و هنوز اتفاق تعیین‌کننده‌ای رخ نداده است. مسئله اصلی چین است، اما این اقدام می‌تواند آتش جنگ تجاری آمریکا و چین را دوباره شعله‌ور و چین را به مقابله، مثلاً در حوزه مواد معدنی حیاتی، وادار کند. 3- اندرو پیک (Andrew L. Peek): پیک برخلاف منتقدان خوش‌بین‌تر است. او می‌گوید ابزار اصلی آمریکا تحریم‌های ثانویه است و مزیت ترامپ این است که شرکت‌های خارجی واقعاً باور دارند او حاضر است آنها را، حتی به قیمت تنش دیپلماتیک، تحریم کند. همین بازدارندگی قبلاً صادرات نفت ایران را به‌شدت کاهش داده بود. به نظر او اکنون مسئله اصلی اجرای قاطعانه سیاست است و آمریکا احتمالاً باید یک شرکت یا نهاد بزرگ را به‌عنوان «نمونه» تحریم کند. در عین حال هشدار می‌دهد که ایران در پاسخ به فشار اقتصادی، پیش از آنکه تسلیم شود احتمالاً از نظر نظامی علیه کشورهای منطقه تشدید تنش خواهد کرد تا آنها را از همکاری کامل با آمریکا منصرف کند. 4- نیت سوانسون (Nate Swanson): «جنگ به مسابقه‌ای برای تحمیل درد تبدیل شده است» سوانسون بسیار بدبین است. از نظر او آنچه «D-Day اقتصادی» نامیده شده فعلاً چیزی بیش از شعار، چند تحریم معمولی و تهدید به اقدامات بعدی نیست. اگر آمریکا واقعاً چین و شرکای اصلی ایران را هدف بگیرد، فشار می‌تواند برای جمهوری اسلامی بسیار شدید شود، اما هزینه آن برای اقتصاد آمریکا و به‌خصوص کشورهای خلیج فارس نیز بالا خواهد بود؛ زیرا کشورهایی مثل امارات میان خطر تحریم آمریکا و خطر حملات ایران گرفتار می‌شوند. مسئله اساسی‌تر از نظر او این است که واشنگتن هنوز نمی‌داند هدف نهایی‌اش چیست: تغییر رژیم یا بازگرداندن ایران به مذاکره؟ در نتیجه آمریکا و ایران به جای دستیابی به دستاورد راهبردی، صرفاً در حال افزایش هزینه‌های یکدیگرند؛ یک «مسابقه به سمت پایین». 4- لزلی چاوکین (Lesley Chavkin): «هدف‌های آسان تقریباً تمام شده‌اند؛ مسئله تحریم ثانویه واقعی است» او تأکید می‌کند که پس از سال‌ها تحریم، تقریباً همه اهداف مهم داخل ایران از قبل تحریم شده‌اند. بنابراین مرحله بعدی باید هدف قرار دادن شرکت‌ها و نهادهای بزرگ در چین، ترکیه، هند و امارات باشد. اما چنین تحریم‌هایی هزینه دیپلماتیک سنگینی دارند و واشنگتن باید تصمیم بگیرد چه مقدار از پیامدهای جانبی آن را تحمل می‌کند. او همچنین هشدار می‌دهد که فشار بیشتر ممکن است تجارت ایران را به سمت شبکه‌ها و کانال‌های مالی غیردلاری سوق دهد و در نتیجه بخشی از آن را از دسترس آمریکا خارج کند. 5- دکستر تیف رابرتس (Dexter Tiff Roberts): «چین احتمالاً عقب‌نشینی نمی‌کند و برای مقابله آماده است» رابرتس معتقد است پکن تهدیدهای فعلی ترامپ را چندان جدی نمی‌گیرد، چون در گذشته نیز بسیاری از تهدیدهای تجاری او یا تعدیل شده یا اجرای آنها به تعویق افتاده است. چین در سال‌های اخیر مجموعه‌ای از قوانین ضدتحریمی و ابزارهای تلافی‌جویانه ایجاد کرده و اگر آمریکا واقعاً بانک‌های چینی را هدف بگیرد، احتمالاً پاسخ سختی خواهد داد. از دید او، خود واشنگتن نیز می‌داند که ورود به یک دور جدید جنگ تجاری با چین، به‌ویژه پیش از سفر شی جین‌پینگ و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، هزینه زیادی دارد؛ بنابراین تحریم شدید بانک‌های بزرگ چین چندان محتمل نیست. @ebtekareiran
229
11
به تعبیر او، اجرای تحریم شبیه بازی «موش‌گیری» است: یک کانال بسته می‌شود و فعالیت به کانالی دیگر منتقل می‌شود. نتیجه‌گیری‌اش مهم است: اگر هدف فقط افزایش هزینه مبادله ایران باشد، طرح تا حدی موفق می‌شود؛ اما اگر هدف محدود کردن جدی توان ایران برای تأمین مالی جنگ باشد، کار بسیار دشوارتر است. 7- جاناتان پانیکوف (Jonathan Panikoff): «فشار حداکثری بدون تداوم چندساله جواب نمی‌دهد» پانیکوف معتقد است این سیاست بالقوه می‌تواند مؤثر باشد، اما نه در چند ماه؛ بلکه نیازمند سال‌ها اجرای پیوسته و منسجم است و شاید باید پس از پایان دولت ترامپ نیز ادامه یابد. تفاوت مهم با دوره اول ترامپ این است که کشورهای خلیج فارس دیگر مانند گذشته مشتاق منزوی کردن ایران نیستند 8- توماس واریک (Thomas S. Warrick): «D-Day اقتصادی بدون ائتلاف ممکن نیست» واریک از قیاس تاریخی دولت ترامپ علیه خودش استفاده می‌کند. از نظر او، علت موفقیت D-Day در ۱۹۴۴ صرفاً قدرت آمریکا نبود، بلکه ائتلاف قدرتمند و مدیریت هماهنگ متحدان توسط آیزنهاور بود. امروز آمریکا برعکس، با کانادا، اروپا و حتی برخی دولت‌های خاورمیانه دچار تنش شده است. بنابراین اگر ترامپ واقعاً می‌خواهد یک کارزار اقتصادی بزرگ علیه ایران موفق شود، باید ابتدا متحدان را دوباره گرد هم آورد؛ «D-Day کاملاً آمریکایی» محکوم به شکست است. @ebtekareiran
1
12
🔴🔴 آیا عملیات اقتصادی ترامپ، ایران را منزوی خواهد کرد؟ پاسخ کارشناسان: (1) 1- دنیل فرید (Daniel Fried): «این D-Day اقتصادی نیست» فرید معتقد است بسته اعلام‌شده فعلاً بیشتر یک «شلیک هشدار» است تا ضربه فلج‌کننده به اقتصاد ایران. تحریم شرکت‌های پوششی، نفتکش‌های ناوگان سایه و برخی شرکت‌های چینی و غیرچینی اقدام بی‌اهمیتی نیست، اما بازی را تغییر نمی‌دهد. به نظر او، برای وارد کردن ضربه واقعاً جدی، آمریکا باید سراغ بانک‌ها و شرکت‌های بزرگ چینی برود؛ اقدامی که واشنگتن به دلیل خطر اخلال در نظام مالی و اقتصاد جهانی فعلاً از آن پرهیز کرده است. با این حال، او حرکت از جنگ سریع به سمت فشار اقتصادی بلندمدت را منطقی می‌داند، مشروط به اینکه دولت ترامپ صبر و ثبات لازم را داشته باشد. 2- مایا نیکولادزه (Maia Nikoladze): «همه‌چیز به واکنش پکن بستگی دارد» او می‌گوید تحریم حدود ۶۰ نهاد در چین، هنگ‌کنگ، مالزی، امارات، سنگاپور و دیگر کشورها عمدتاً همان شبکه‌های شناخته‌شده دور زدن تحریم‌ها را هدف گرفته و هنوز اتفاق تعیین‌کننده‌ای رخ نداده است. مسئله اصلی چین است، اما این اقدام می‌تواند آتش جنگ تجاری آمریکا و چین را دوباره شعله‌ور و چین را به مقابله، مثلاً در حوزه مواد معدنی حیاتی، وادار کند. 3- اندرو پیک (Andrew L. Peek): پیک برخلاف منتقدان خوش‌بین‌تر است. او می‌گوید ابزار اصلی آمریکا تحریم‌های ثانویه است و مزیت ترامپ این است که شرکت‌های خارجی واقعاً باور دارند او حاضر است آنها را، حتی به قیمت تنش دیپلماتیک، تحریم کند. همین بازدارندگی قبلاً صادرات نفت ایران را به‌شدت کاهش داده بود. به نظر او اکنون مسئله اصلی اجرای قاطعانه سیاست است و آمریکا احتمالاً باید یک شرکت یا نهاد بزرگ را به‌عنوان «نمونه» تحریم کند. در عین حال هشدار می‌دهد که ایران در پاسخ به فشار اقتصادی، پیش از آنکه تسلیم شود احتمالاً از نظر نظامی علیه کشورهای منطقه تشدید تنش خواهد کرد تا آنها را از همکاری کامل با آمریکا منصرف کند. 4- نیت سوانسون (Nate Swanson): «جنگ به مسابقه‌ای برای تحمیل درد تبدیل شده است» سوانسون بسیار بدبین است. از نظر او آنچه «D-Day اقتصادی» نامیده شده فعلاً چیزی بیش از شعار، چند تحریم معمولی و تهدید به اقدامات بعدی نیست. اگر آمریکا واقعاً چین و شرکای اصلی ایران را هدف بگیرد، فشار می‌تواند برای جمهوری اسلامی بسیار شدید شود، اما هزینه آن برای اقتصاد آمریکا و به‌خصوص کشورهای خلیج فارس نیز بالا خواهد بود؛ زیرا کشورهایی مثل امارات میان خطر تحریم آمریکا و خطر حملات ایران گرفتار می‌شوند. مسئله اساسی‌تر از نظر او این است که واشنگتن هنوز نمی‌داند هدف نهایی‌اش چیست: تغییر رژیم یا بازگرداندن ایران به مذاکره؟ در نتیجه آمریکا و ایران به جای دستیابی به دستاورد راهبردی، صرفاً در حال افزایش هزینه‌های یکدیگرند؛ یک «مسابقه به سمت پایین». 4- لزلی چاوکین (Lesley Chavkin): «هدف‌های آسان تقریباً تمام شده‌اند؛ مسئله تحریم ثانویه واقعی است» او تأکید می‌کند که پس از سال‌ها تحریم، تقریباً همه اهداف مهم داخل ایران از قبل تحریم شده‌اند. بنابراین مرحله بعدی باید هدف قرار دادن شرکت‌ها و نهادهای بزرگ در چین، ترکیه، هند و امارات باشد. اما چنین تحریم‌هایی هزینه دیپلماتیک سنگینی دارند و واشنگتن باید تصمیم بگیرد چه مقدار از پیامدهای جانبی آن را تحمل می‌کند. او همچنین هشدار می‌دهد که فشار بیشتر ممکن است تجارت ایران را به سمت شبکه‌ها و کانال‌های مالی غیردلاری سوق دهد و در نتیجه بخشی از آن را از دسترس آمریکا خارج کند. 5- دکستر تیف رابرتس (Dexter Tiff Roberts): «چین احتمالاً عقب‌نشینی نمی‌کند و برای مقابله آماده است» رابرتس معتقد است پکن تهدیدهای فعلی ترامپ را چندان جدی نمی‌گیرد، چون در گذشته نیز بسیاری از تهدیدهای تجاری او یا تعدیل شده یا اجرای آنها به تعویق افتاده است. چین در سال‌های اخیر مجموعه‌ای از قوانین ضدتحریمی و ابزارهای تلافی‌جویانه ایجاد کرده و اگر آمریکا واقعاً بانک‌های چینی را هدف بگیرد، احتمالاً پاسخ سختی خواهد داد. از دید او، خود واشنگتن نیز می‌داند که ورود به یک دور جدید جنگ تجاری با چین، به‌ویژه پیش از سفر شی جین‌پینگ و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، هزینه زیادی دارد؛ بنابراین تحریم شدید بانک‌های بزرگ چین چندان محتمل نیست. 6- خالد عظیم (Khalid Azim): «اثرگذاری را باید بر اساس هدف واقعی سنجید» او انتظار دارد تحریم‌ها مقداری فشار مالی اضافی ایجاد و تعامل ایران با نظام مالی جهانی را دشوارتر کنند، اما معتقد است اثر اقتصادی آنها احتمالاً بسیار کمتر از لحن دولت آمریکا خواهد بود. ایران تجربه زیادی در تغییر مسیر معاملات، استفاده از کانال‌های جایگزین و دور زدن تحریم‌ها دارد و فاصله زمانی میان اعلام و اجرای تحریم نیز فرصت سازگاری ایجاد می‌کند.
1
13
Нет текста...
167
14
به همین دلیل است که مذاکرات تجاری بین ایالات متحده و کانادا به بن‌بست رسید. ایالات متحده می‌خواست کنترل توافق‌های تجاری را که
به همین دلیل است که مذاکرات تجاری بین ایالات متحده و کانادا به بن‌بست رسید. ایالات متحده می‌خواست کنترل توافق‌های تجاری را که کانادا در سراسر جهان منعقد می‌کرد، در دست داشته باشد. علاوه بر این، آن‌ها می‌خواستند از کانادا (از منابع کانادا) به عنوان اهرمی برای پیشبرد توافقات و فعالیت‌های دیپلماتیک خود در سراسر جهان استفاده کنند. در حالی که همچنان دسترسی کانادا به اقتصاد ایالات متحده را محدود و مشمول تعرفه می‌کردند. پی‌نوشت؛ شما سخنان نخست وزیر کانادا را مشاهده می‌کنید. با چنین آمریکایی طرفیم! @ebtekareiran
300
15
🔴 رضا نصری: سال‌ها ایران زیر آوار روایتی قرار داشت که آن‌قدر یک‌جانبه و خصمانه بود که هیچ میزان توضیح و استدلالی نمی‌توانست افکار عمومی را تغییر دهد. هر اقدام دفاعی ایران به‌عنوان تجاوز بازنمایی می‌شد و هر امتناع از تسلیم شدن، نشانه‌ای از سوءنیت تلقی می‌گردید. پرونده پیش از آنکه اصلاً شنیده شود، مختومه اعلام شده بود. اما برای درک اینکه چرا ایران بر مواضع خود ایستادگی کرد، نیازی نیست دهه‌ها تاریخ را دوباره بررسی کنید. کافی است به کانادا نگاه کنید و ببینید واشنگتن از این کشور چه خواسته است. آن‌گاه ارزش مقاومت ایران دیگر یک معما نخواهد بود، بلکه به تنها واکنش منطقی تبدیل می‌شود. آمریکا از کانادا، کشوری متحد نزدیک، عضو گروه هفت (G7) و همسایه خود، خواست در ازای یک توافق تجاری، حمایت‌های مربوط به زبان فرانسوی را تضعیف کند. این موضوع درباره یک اختلاف مرزی یا یک تهدید امنیتی نبود؛ مسئله درباره زبانی بود که کانادایی‌ها با آن صحبت می‌کنند. و زمانی که کانادا پیشنهاد امتیازهایی داد، خواسته‌ها کاهش پیدا نکرد، بلکه گسترده‌تر شد: حالا به فرهنگ خود دست بزنید؛ حالا محدود کنید که با چه کشورهای دیگری می‌توانید تجارت کنید. Mark Carney آن را همان چیزی نامید که واقعاً بود: یک بازی قدرت و مسئله‌ای مرتبط با حاکمیت ملی. برای کسانی که همچنان می‌پرسند چرا ایران حاضر نیست حقوق خود را واگذار کند، پاسخ در رفتار خود واشنگتن با یک دوست و متحد، به‌روشنی دیده می‌شود. ابتدا غنی‌سازی را کنار بگذارید. سپس کل برنامه هسته‌ای را کنار بگذارید. بعد انرژی هسته‌ای را نیز کاملاً رها کنید. سپس موشک‌های خود را واگذار کنید. برد آن‌ها را کاهش دهید. تعدادشان را کم کنید. سایت‌ها را باز کنید. بعد ارتش را برچینید. سپس روابط خود را با این متحدان و آن متحدان قطع کنید. و بعد، و بعد، و بعد... هیچ نقطه‌ای وجود ندارد که در آن گفته شود: کافی است. هر امتیاز، مقصد نهایی نیست؛ بلکه یک رسید است؛ مدرکی که نشان می‌دهد فشار نتیجه داده و دعوتی برای مطرح کردن مطالبه بعدی است. اگر نخستین حق خود را واگذار کنید، امنیت نخریده‌اید. فقط به طرف مقابل آموخته‌اید که هزینه گرفتن حق بعدی، صفر است. از کانادا بپرسید؛ کشوری که از سوی یک دوست و متحد، خواسته شد بخشی از هویت زبانی خود را معامله کند. کشوری که یک حق خود را تسلیم می‌کند، حقوق دیگرش را تضمین نمی‌کند. بلکه به ابتدای صف کسانی منتقل می‌شود که حقوق بیشتری را از دست خواهند داد. @ebtekareiran
479
16
Нет текста...
219
17
📑 خبرنامه پاکستان و چین، شماره ششم 🔰 محورهای خبرنامه: 1️⃣پاکستان و چین همکاری برای مقابله با گروه‌های مسلح مستقر در افغانستان را افزایش می‌دهند 2️⃣ناامنی، سرمایه‌گذاری‌های معدنی چین در پاکستان را با چالش مواجه کرده است 3️⃣صادرات آبزیان پاکستان به چین ۴۱ درصد افزایش یافت 4️⃣چین بزرگ‌ترین منبع سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی پاکستان در ژوئیه بود 5️⃣تجارت دوجانبه پاکستان و آمریکا از ۸ میلیارد دلار عبور کرد 6️⃣گفت‌وگوی تلفنی عراقچی و فرمانده ارتش پاکستان درباره تحولات منطقه 7️⃣عاصم منیر برای تقویت صلح و ثبات به تهران سفر می‌کند 8️⃣پاکستان حمله اسرائیل به پایگاه هوایی سوریه را محکوم کرد 9️⃣کشف ذخایر جدید گاز و میعانات گازی در سند پاکستان @ebtekareiran
354
18
خبرنامه پاکستان شماره 6.pdf
1
19
🔰فشار حداکثری بر ایران شکست خواهد خورد 🔹نیت سوآن‌سون، پژوهشگر ارشد و مدیر پروژه راهبرد ایران در شورای آتلانتیک و از اعضای تیم مذاکره‌کننده دولت ترامپ درباره ایران در سال ۲۰۲۵، در تحلیلی در فارن افیرز به‌تاریخ ۲۵ اوت ۲۰۲۶ با عنوان «فشار حداکثری بر ایران شکست خواهد خورد»، استدلال می‌کند که جنگ ترامپ علیه ایران نه‌تنها نتوانسته جمهوری اسلامی را وادار به تسلیم کند، بلکه راهبرد ۴۷ ساله آمریکا برای مهار ایران از طریق فشار نظامی و اقتصادی را به بن‌بست رسانده است. به باور او، ترامپ با وعده پایان دادن به تهدید ایران از طریق نابودی نظام و تغییر رژیم وارد جنگ شد، اما شش ماه بعد با اقتصادی آسیب‌دیده، افزایش قیمت انرژی و کاهش اعتبار راهبردی آمریکا، بار دیگر به تحریم و فشار اقتصادی متوسل شده است. 🔸به گفته نویسنده، مشکل اصلی این است که جمهوری اسلامی برخلاف تصور واشنگتن، نظامی کاملاً ایدئولوژیک و غیرمنطقی نیست؛ بلکه هم‌زمان آرمان‌گرا و عمل‌گراست و در شرایط مناسب حاضر به مصالحه است. نمونه آن پذیرش محدودیت‌های هسته‌ای در توافق ۲۰۱۵ و عادی‌سازی روابط با عربستان در ۲۰۲۳ است. با این حال، سیاست آمریکا طی دهه‌ها عمدتاً بر فشار استوار بوده؛ تهدید معتبر نظامی در کنار تحریم‌های اقتصادی. جنگ اخیر نشان داد این ابزارها ظرفیت محدودی برای تغییر رفتار تهران دارند. 🔹سوآن‌سون معتقد است جنگ سه درس مهم به ایران داده است: نخست اینکه می‌تواند حملات گسترده آمریکا و اسرائیل را تحمل کند و همچنان توان موشکی و پهپادی خود را حفظ کند؛ دوم اینکه واشنگتن تمایلی به اعزام نیروی زمینی ندارد و بنابراین تغییر رژیم از طریق نظامی عملاً امکان‌پذیر نیست و سوم اینکه ایران می‌تواند در یک جنگ فرسایشی، هزینه بیشتری را نسبت به آمریکا تحمل کند. کنترل تنگه هرمز نیز به تهران امکان داده است در برابر فشار آمریکا، هزینه‌ای متقابل بر اقتصاد جهانی و خود آمریکا تحمیل کند. 🔸در حوزه اقتصادی نیز تحریم‌ها اگرچه به‌شدت به اقتصاد ایران آسیب زده‌اند، اما نتوانسته‌اند اهداف سیاسی موردنظر واشنگتن را محقق کنند. بیش از ۳۰۰۰ تحریم آمریکایی اکنون بخش‌های مختلف اقتصاد و حکومت ایران را هدف گرفته‌اند، اما تحریم‌ها به‌تدریج از یک ابزار مذاکره به هدفی مستقل تبدیل شده‌اند. نویسنده معتقد است محاصره اقتصادی جدید ترامپ نیز احتمالاً اقتصاد ایران را بیشتر تضعیف می‌کند، اما تهران را وادار به تسلیم نخواهد کرد و ایران می‌تواند با مختل کردن هرمز و زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس، هزینه‌های سنگینی به آمریکا و متحدانش تحمیل کند. 🔻نویسنده در نهایت نتیجه می‌گیرد که واشنگتن باید دفترچه راهنمای فشار حداکثری را کنار بگذارد. از نگاه او، راهبرد آینده باید بر دیپلماسی، همکاری با متحدان، کاهش مداخله مستقیم آمریکا و استفاده هوشمندانه‌تر از اهرم‌های موجود متمرکز باشد. جنگ اخیر، به‌جای اثبات کارآمدی فشار حداکثری، محدودیت‌های آن را آشکار کرده و شاید تنها فرصت برای بازنگری اساسی واشنگتن در سیاست ۴۷ ساله خود در قبال ایران باشد. 📋 دریافت و مطالعه 🆔@Gozargah_1404
219
20
Нет текста...
217