دخترِ آبان
Закрытый канал
« اینجا باشه برایِ گوشه ای از لحظاتِ من. » ••• اگه خواستی چیزی بگی من اینجام؛ t.me/HidenChat_Bot?start=399110058 •••
Больше149
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-830 дней
Архив постов
149
عزیزم تو چی میدونی من هرروز صبح چطوری دونه به دونه استخونهام رو از زیر آواری که روی سرم خراب شده جمع میکنم و سر پا میشم..!؟
149
من نمیگم دوستت دارم؛
من ساعتها به روزمرگیهای کوچیک و بزرگت گوش میدم، یه جوری که انگار مهمترین چیز تو این دنیاست.
149
Repost from چنل ابطحی
من همیشه عاشق زندگی كردن بودم، هر بار اتفاقى مىافتاد، بعد از مدتى دوباره بلند مىشدم و ادامه مىدادم، به اهدافم فكر مىكردم، به آيندهای كه منتظرمه، اين اولين باره تو زندگیم كه مدت زيادی هست از اعماق وجودم غمگینم و هيج چیزی خوشحالم نمىكنه و مطلقا اميدى به آينده و اتفاقات مثبت ندارم.
149
به هر حال آدمیزاده دیگه، گاهی اوقات نمیدونه چیکار کنه، دراز میکشه خیره میشه به سقف، یه کم گریه میکنه و خوابش میبره.
149
بیا کنارم بنشین و نقاب قوی بودنت را بردار و در آغوشم گریه کن.
که من میدانم، آنان که همیشه میگویند حالشان خوب است، بیش از همه به گریه و آغوش نیاز دارند.
149
بیا کنارم بنشین و نقاب قوی بودنت را بردار و در آغوشم گریه کن.
که من میدانم، آنان که همیشه میگویند حالشان خوب است،
بیش از همه به گریه و آغوش نیاز دارند.
149
خندیدم تا وانمود کنم حالم خوب است،
گریستم تا سبک شوم،
به خواب پناه بردم تا از رنجهایم بگریزم،
اما بار غم، همچنان بر دوشِ جانم سنگینی میکرد.
