662
Подписчики
Нет данных24 часа
-57 дней
-2430 день
Архив постов
دیشب کنار خونمون داشتن ساختمون سازی میکردن، من تازه خوابم برده بود، خواهرم داشت با تلفن صحبت میکرد گفت فکر کنم بازم جنگ شده! من بین خواب و بیداری صدای اینو شنیدم و تا خود صبح همش فکر میکردم جنگ شروع شده و با اضطراب و استرس خوابیده بودم. صبح پاشدم حالت تهوه داشتم و خب شد آنچه نباید میشد. خلاصه یه حال بد و مزخرفی دارم که نگو. لعنت به آخوند و آخوند زاده
من مطمئنم خدا داره روی 2x ما رو میبینه وگرنه اصلا ممکن نیست انقدر سریع روزا رد بشن😭
بعد از یه مدت که با چت جیپیتی صحبت میکنی، وقتی خیلی به کار و زندگیت مسلط میشه میتونی به عنوان دستیار ازش استفاده کنی. من الان کل نامهها و پیشنهادات فنی رو میدم مینویسه برام. خیلی هم عالی مینویسه.
پ.ن. میدونم اشتباهه ولی در حال حاضر خیلی راحتم.
توی بیپولی عجیبی دست و پا میزدم که فهمیدم تو حساب پاسارگادم کلی پول دارم اما دسترسی بهش ندارم 🥲
دوباره بحث ناهاره🤦♀️ دلم میخواد کلا کارگاه رو ببندم خیال خودمو راحت کنم به خدا خسته شدم 🤦♀️
این یکی رو انقدر توضیحات مفصل و شرایط عجیب گذاشته بودم که دیگه غیرحرفهایها رزومه نفرستن، اما باز هم همچین رزومههایی میگیرم!
نه اصلا. اما از فیزیک یاد گرفتم کم میارم و حتی سختترین مسائل هم یه راه حلی داره که من بلد نیستم و باید بیشتر زمان بذارم و صبور باشم.
راستش ده سال دیگه، اگر موفق شده باشی، حسادت میکنند و فحشت میدن بعدش هم فراموشت میکنند، اگر موفق نشده باشی هم یه مدت مسخرهت میکنند و در نهایت فراموش میکنند. برای خودت زندگی کن، برای اهدافت و برای اینکه پیش خودت شرمنده نباشی🩷
