ru
Feedback
•شــیفته هـــ‌🔞ـــوس•

•شــیفته هـــ‌🔞ـــوس•

Закрытый канал

اگه بگن هوس چی کردی فقط میگم نفس نفس زدنات وقتی زیرمی🤤🔥 چنل اصلی رمان شیفته هوس♨ ژانر: اروتیک،معمایی،بزرگــ🔞سال ❌کپی ممنوع❌

Больше

📈 Аналитический обзор Telegram-канала •شــیفته هـــ‌🔞ـــوس•

Канал •شــیفته هـــ‌🔞ـــوس• языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 15 625 подписчиков, занимая 2 352 место в категории Книги и 21 061 место в регионе Иран.

📊 Показатели аудитории и динамика

С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 15 625 подписчиков.

Согласно последним данным от 22 июня, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило 9, а за последние 24 часа — 99, при этом общий охват остаётся высоким.

  • Статус верификации: Не верифицирован
  • Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 6.71%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 2.83% реакций от общего числа подписчиков.
  • Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 1 042 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 439 просмотров.
  • Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 0.
  • Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как تلمبه, صدا, نوک, ک.ص, جیغ.

📝 Описание и контентная политика

Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
اگه بگن هوس چی کردی فقط میگم نفس نفس زدنات وقتی زیرمی🤤🔥 چنل اصلی رمان شیفته هوس♨ ژانر: اروتیک،معمایی،بزرگــ🔞سال ❌کپی ممنوع❌

Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 23 июня, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Книги.

15 625
Подписчики
+9924 часа
-617 дней
+930 день
Архив постов
-هردوتاتون بخوابین...پاها باز...!میخام کـ*ـص صورتی‌تون رو ببینم دخترای نازم🍑💦 با مشخص شدن سـ.ـوراخ‌شون شروع کردم به ضربه زدن... -اههه...ددی...هق...درد دارهههه....اوممم🍓 به*شت شون خیس خیس بود...دوتا پسونک رنگی واردشون کردم و باهاش تلمـ.ـبه زدم -جووون....دخترای سـ.ـکسی بابا...لبای همو قورت دادین🫦 پسونک رو دراوردم و کردم تو دهنشون...بند پشتشو بستم و کـ*ـیرمو بهش سوراخ محیا مالیدم -آب خودتون رو بخورین تا ددی کـ*ـص کوچولوتون رو بفاک بده🍒🧸 https://t.me/+xzRgDefRaohmZmU0 https://t.me/+xzRgDefRaohmZmU0 ددی لیتل تریسام صحنه دار🔞🍆

_آهه طوفان جونم اووف کیرت خیلی کلفته ارباب اووم آههه🔞🔞 ارباب حش*ریم درحالی که زنای ک*ص گشاد و ج.ندش ت.خماشو لیس میزدن با ک*یر درازش ک*ص و کو.ن تپل و صورتیمو ج*ر میداد... _آههه اووف ک*ص تپل ارباب آهه این ک*ص تنگ و صورتی فقط برای سواری روی ک*یر منه آههه... زنای ح*شریش ک*ص و کو.ن همدیگه رو لیس میزدن که یهو آنیتا امد با ک*ص تپل و خیسش روی دهنم نشست و همزمان که روی دهنم خودشو عقب جلو میکرد ت.خمای اربابو توی کص تنگم میفرستاد که یهو.....🍓💦 https://t.me/+eAHFoRq3__o1MjE0 سک*س ارباب کــ.یرکلفت با زنای ح*شریش🤫🔞

-هردوتاتون بخوابین...پاها باز...!میخام کـ*ـص صورتی‌تون رو ببینم دخترای نازم🍑💦 با مشخص شدن سـ.ـوراخ‌شون شروع کردم به ضربه زدن... -اههه...ددی...هق...درد دارهههه....اوممم🍓 به*شت شون خیس خیس بود...دوتا پسونک رنگی واردشون کردم و باهاش تلمـ.ـبه زدم -جووون....دخترای سـ.ـکسی بابا...لبای همو قورت دادین🫦 پسونک رو دراوردم و کردم تو دهنشون...بند پشتشو بستم و کـ*ـیرمو بهش سوراخ محیا مالیدم -آب خودتون رو بخورین تا ددی کـ*ـص کوچولوتون رو بفاک بده🍒🧸 https://t.me/+xzRgDefRaohmZmU0 https://t.me/+xzRgDefRaohmZmU0 ددی لیتل تریسام صحنه دار🔞🍆

شروع کرد به پشت سر هم لیس زدن ک‌.صم که پشت سر هم ویبره میرفتم و میلرزیدم _ آهههههههه آبممممم ا اومد بازممم میخوام + اوه چه دختر کوچولو شیطون و هو*رنی ! الان کل آب بدنت میکشم بیرون !! تو یه حرکت زبونش توی سوراخ ک‌*صم فرو کرد و زبونش چرخوند و بعد چند ثانیه دوباره زبونش بیرون کشید + فکر کردی مثل یه انسان احمق لیسش میزنم کوچولو ؟ زبونای ما اینقدر درازه که الان فرو میکنم تو ک.صت و از تو دهنت درمیاد .. _اههه...نههه🍓💦🔞 https://t.me/+9GPqS74zvwQyNzQ0 https://t.me/+9GPqS74zvwQyNzQ0

-هردوتاتون بخوابین...پاها باز...!میخام کـ*ـص صورتی‌تون رو ببینم دخترای نازم🍑💦 با مشخص شدن سـ.ـوراخ‌شون شروع کردم به ضربه زدن... -اههه...ددی...هق...درد دارهههه....اوممم🍓 به*شت شون خیس خیس بود...دوتا پسونک رنگی واردشون کردم و باهاش تلمـ.ـبه زدم -جووون....دخترای سـ.ـکسی بابا...لبای همو قورت دادین🫦 پسونک رو دراوردم و کردم تو دهنشون...بند پشتشو بستم و کـ*ـیرمو بهش سوراخ محیا مالیدم -آب خودتون رو بخورین تا ددی کـ*ـص کوچولوتون رو بفاک بده🍒🧸 https://t.me/+xzRgDefRaohmZmU0 https://t.me/+xzRgDefRaohmZmU0 ددی لیتل تریسام صحنه دار🔞🍆

پسرعموی هات و جذابم روی مبل نشسته بود درحالی که خواهر فتنه و برادر حرومزاده ح*شریش تو آشپزخونه بودن.. ک.صم خیس شده بود و شلوارک نازکمو کثیف کرده بود..🔞🔞 با پاهای لرزون سمتش حرکت کردم که با اون بدن گنده و عظلانی مطمئن بودم یه ک.یر دراز و برنزه سک*سی منتظرمه.. _اومم آیکان جونم میشه تو درسا کمکم کنی؟ آیکان با دیدن لای پای خیسم ک.یرش توی شلوار ش*ق کرد و کوبید روی پای گنده اش و غرید: _بشین روی پام دخترعمو تا بهت درس سک*سی یاد بدم اووف...💦🔞 زیپشو باز کرد که ک.یرش سیخ افتاد بیرون و شلوارکمو داد کنار و ک.یرشو تا ته توی ک.صم فرو کرد که با امدن برادرش.... https://t.me/+1DrdcnZsVxljN2U0 https://t.me/+1DrdcnZsVxljN2U0 پسرعموی کــ.یرکلفت💦🔞🍆

-اههه…ک*یرتووو بکننن تو سورا*خ داغم…اهیییی ارههه همینو میخاااام …اوممم سر ک*یرش رو روی ک*ص داغ و پف کردم تنظیم کرد و محکم فرو برد ترشحات داغ ک*صم هر لحظه بیشتر میشد و سورا*خ صورتی و تنگم حسابی خیس و لزج شده بود محکم تل*مبه میزد که از درد و لذت قوسی به کمرم دادم و اه بلندی کشیدم چندتا تل*مبه زد و ک*یرررش رو درآورد و گفت: ـ وقت سواریهههه، بالا بیا روش... -اوممم…باشههه می‌شینم روووششش، اون ک*یرتووو میکنممم تو ک*صمم…اههییی ببین ک*صم چه آبییییی راه انداختهههه…اهییی که با کاری که کرد…❌💦👇 https://t.me/+1CtHSohCYx03Mzc8 https://t.me/+1CtHSohCYx03Mzc8 پارتش نبود لفت بده🔞🍓

-هردوتاتون بخوابین...پاها باز...!میخام کـ*ـص صورتی‌تون رو ببینم دخترای نازم🍑💦 با مشخص شدن سـ.ـوراخ‌شون شروع کردم به ضربه زدن... -اههه...ددی...هق...درد دارهههه....اوممم🍓 به*شت شون خیس خیس بود...دوتا پسونک رنگی واردشون کردم و باهاش تلمـ.ـبه زدم -جووون....دخترای سـ.ـکسی بابا...لبای همو قورت دادین🫦 پسونک رو دراوردم و کردم تو دهنشون...بند پشتشو بستم و کـ*ـیرمو بهش سوراخ محیا مالیدم -آب خودتون رو بخورین تا ددی کـ*ـص کوچولوتون رو بفاک بده🍒🧸 https://t.me/+xzRgDefRaohmZmU0 https://t.me/+xzRgDefRaohmZmU0 ددی لیتل تریسام صحنه دار🔞🍆

- ک.صتو به بالش بمال ناله کن پاپی کوچولو🔞💦 چو.چولتو روی پارچه ی ساتنی که از آب ک.صت حسابی لیز شده بکش بیبی گرل...... چشماتو ببند و خیال کن زبونم داره لای چاک تپلت بالا پایین میشه و ک.صت لیس میخوره تو دهنم ـ آهههه ک.صم.....اوممم چو.چولم درد گرفت آییی ددی پس*تون هاشو محکم چنگ زدمو روی کو.ن قلنبه و سفیدش که هر لپش یه ور بالش افتاده بود سیلی زدم که مثل ژله لرزید و صدای جیغش بلند شد ـ یالا تکون بده ک.صتو هر*زه.....من یه ک.ص داغ و قرمز میخوام زودباش آبتو خالی کن ناله ای کرد که ک.یر باد کردمو از پشت تو سوراخ دست نخورده ک.ون داغش فرو کردم و جیغ کشید که همزمان با تلن*به هام ک.صش رو بالش تکون خورد و چو.چولش انقدری حساس شد که جیششو نتونست کنترل کنه و......🍓💦🔞 https://t.me/+5phXCs_qLfkyODU0 https://t.me/+5phXCs_qLfkyODU0

پسرعموی هات و جذابم روی مبل نشسته بود درحالی که خواهر فتنه و برادر حرومزاده ح*شریش تو آشپزخونه بودن.. ک.صم خیس شده بود و شلوارک نازکمو کثیف کرده بود..🔞🔞 با پاهای لرزون سمتش حرکت کردم که با اون بدن گنده و عظلانی مطمئن بودم یه ک.یر دراز و برنزه سک*سی منتظرمه.. _اومم آیکان جونم میشه تو درسا کمکم کنی؟ آیکان با دیدن لای پای خیسم ک.یرش توی شلوار ش*ق کرد و کوبید روی پای گنده اش و غرید: _بشین روی پام دخترعمو تا بهت درس سک*سی یاد بدم اووف...💦🔞 زیپشو باز کرد که ک.یرش سیخ افتاد بیرون و شلوارکمو داد کنار و ک.یرشو تا ته توی ک.صم فرو کرد که با امدن برادرش.... https://t.me/+1DrdcnZsVxljN2U0 https://t.me/+1DrdcnZsVxljN2U0 پسرعموی کــ.یرکلفت💦🔞🍆

- ک.صتو به بالش بمال ناله کن پاپی کوچولو🔞💦 چو.چولتو روی پارچه ی ساتنی که از آب ک.صت حسابی لیز شده بکش بیبی گرل...... چشماتو ببند و خیال کن زبونم داره لای چاک تپلت بالا پایین میشه و ک.صت لیس میخوره تو دهنم ـ آهههه ک.صم.....اوممم چو.چولم درد گرفت آییی ددی پس*تون هاشو محکم چنگ زدمو روی کو.ن قلنبه و سفیدش که هر لپش یه ور بالش افتاده بود سیلی زدم که مثل ژله لرزید و صدای جیغش بلند شد ـ یالا تکون بده ک.صتو هر*زه.....من یه ک.ص داغ و قرمز میخوام زودباش آبتو خالی کن ناله ای کرد که ک.یر باد کردمو از پشت تو سوراخ دست نخورده ک.ون داغش فرو کردم و جیغ کشید که همزمان با تلن*به هام ک.صش رو بالش تکون خورد و چو.چولش انقدری حساس شد که جیششو نتونست کنترل کنه و......🍓💦🔞 https://t.me/+5phXCs_qLfkyODU0 https://t.me/+5phXCs_qLfkyODU0

پسرعموی هات و جذابم روی مبل نشسته بود درحالی که خواهر فتنه و برادر حرومزاده ح*شریش تو آشپزخونه بودن.. ک.صم خیس شده بود و شلوارک نازکمو کثیف کرده بود..🔞🔞 با پاهای لرزون سمتش حرکت کردم که با اون بدن گنده و عظلانی مطمئن بودم یه ک.یر دراز و برنزه سک*سی منتظرمه.. _اومم آیکان جونم میشه تو درسا کمکم کنی؟ آیکان با دیدن لای پای خیسم ک.یرش توی شلوار ش*ق کرد و کوبید روی پای گنده اش و غرید: _بشین روی پام دخترعمو تا بهت درس سک*سی یاد بدم اووف...💦🔞 زیپشو باز کرد که ک.یرش سیخ افتاد بیرون و شلوارکمو داد کنار و ک.یرشو تا ته توی ک.صم فرو کرد که با امدن برادرش.... https://t.me/+1DrdcnZsVxljN2U0 https://t.me/+1DrdcnZsVxljN2U0 پسرعموی کــ.یرکلفت💦🔞🍆

_آههه اومممم دیگه نمیتونم، ک*صم داره پاره میشه! مامور سیاه پوست موزه اسپنکی به ک*ون تپلم میزنه _وقتی فکر دزدی به سرت میزنه اون وسط باید نگران گای*یده شدن ک*ص کوچولوت هم باشی لبمو به دندون میگیرم و دستی به چوچ*و*ل باد کردم میکشم _حداقل چوچ*ولمو برام بمال کمتر درد داشته باشم چوچ*ولمو بین انگشتاش فشار میده که جیغی میکشم و میغره _ک*یر به این کلفتی تو ک*صته...این یعنی خود لذت، چوچ*ولتم میخوای بمالم برات؟! اسپنک دیگه ای به ک*ونم میزنه و با چیزی که میگه از ترس جیغ بلندی میکشم _شل کن که می‌خوام این باتومو هم تو ک*ونت جا بدم! https://t.me/+4ljDTJ19ge0wZjY0 https://t.me/+4ljDTJ19ge0wZjY0 مامور سیاه پوست و ک*یر کلفت موزه ک*ص و ک*ونشو جوری جر میده که دیگه هوس دزدی به سرش نزنه!🙊🍓💧

_آههه کیـ*ر کلفتت تو کـ*ص تنگم جا نمیشه آهه پسرداییم خمم کرد و ساپورتمو جر داد و با کـ*یر سیاه و درازشو به زور به کـ*صم فشار داد _تا رئیست نیومده وقت داری اب کیـ*رمو تو کـ*صت خالی کنی😈🔞 چکی به کـ*صم زد و با دستاش بازش کرد تا کیـ*رش جا بشه _وگرنه کـ*ص تنگتو اینقدر میگام گشادت کنم با باز شدن در اتاق و اومدن رئیسم ترسیده خودمو عقب کشیدم که رئیس حشـ*ریمم شلوارشو دراورد و جلو اومد _منم خیلی وقته تو نخ این کـ*ص تپلشم، تا صبح بیا دوتایی فتحش کنیم...😈🔞💦 https://t.me/+D5c6fhprAA03OTk8 https://t.me/+D5c6fhprAA03OTk8 پسر داییم میخواست بهم تج*اوز کنه که یکدفعه رئیس شرکتم پیداش شد و باهم دوتایی...😱⛔️

_جوووون کـ*صت اینقدر خیس شده ک.ـ*رم ازش همش میزنه بیرون اوووف💦🔞 لبه های کـ*ص داغ و خیسمو از هم باز کرد و انگشت گنده و درازشو رو سوراخ کشید که از درد جیغی کشیدم و خودمو جمع کردم: _آییییی پاره شدم... کـ*صمو گشاد کردی از بس کـ*یرتو تا خـ*ایه هات توش فرو کردی!😈 خشن انگشتاشو تو ک.صم فرو کرد و شالاپ شلوپ توش تلمبه زد: _اووووف شل کن سوراخاتو جـ*نده... اینقدر خودتو سفت می‌کنی انگشتم تو کـ*صت قطع میشه... بدقلقی کردم و سوراخمو سفت مردم که عصبی چکی به کـ*صم زد و کـ*یرشو تو کـ*صم فرو کرد و... https://t.me/+WhKYGuAi4NJlY2Y0 https://t.me/+WhKYGuAi4NJlY2Y0 بیا ببین جـ💦نده کاباره به سرگرد چه کـــ 🍓صی میده💦

کـ*ـیرم رو توی کـ*صش کرده بودم و اروم توی کـ*ص کوچلوش تل*مبه میزدم از درد به خودش میچید و به کمرم چنگ مینداخت گردنش رو محکم چنگ زدم و کـ*ـیرم رو بیشتر توی کـ*صش فرو کردم که از درد کمرم رو چنگ‌ زد از اینکه میدیدم یه دختر کوچلو داره زیرم ناله میکنه لذت میبردم کـ*ص کوچلوش نبض میزد و رگای کـ*ـیرم داشت کـ*صشو ج*ر میداد من داشتن کـ*ص قاتل پسرعموم رو توی جنگل ج*ر میدادم..😱👇🍓💦 https://t.me/+K1uyA8B7dnw5ZGU0 https://t.me/+K1uyA8B7dnw5ZGU0 قاتل پسرعموش رو توی جنگل گیر میاره و کـ*صش رو ج*ر میده توی جنگل💦

_جاوید آههه ک..یر تو خیلی درازه آههه اووم کیان ک...یر تو کلفته دارید جرم میدین آهههه🤤💦 جاوید و کیان حش‍*‍ری گرفته بودنم و خشن تر توی ک...صم و کو.نم ضربه میزدن.. _جوون تارا کوچولوی حش‍*‍ری اووففف داری دوتا ک...یر بزرگو توی ک...ص و کو..نت جا میدی آهههه حش‍*‍ری نگاهشون کردم و خودمو به ک...یراشون فشار دادم و گفتم: _آهههه اگه بابام بادیگارداشو تو سورا*خای دخترش ببینه شمارو ج*نده من میکنه اووم اووف.... با این حرفم جری شدن و یهو کیان تا ت.خماش ک...یرشو توی ک...صم فشار داد که....🤫🍓💦🔞 https://t.me/+45V7Wilv3w85NDk0 https://t.me/+45V7Wilv3w85NDk0

دیل*دو رو محکم روی ک..صم کوبید که آبم روی صورتش پاشید. - وای ماهی چه ک..صی داری. با خشونت نوک زبونشو روی سورا*خم چرخوند که ناله کردم و با فشار تو دهنش ار*ضا شدم. - جون، سیرابم کردی، حالا نوبت منه. با لذت منتظر ک..یرش بودم ولی وقتی تموم‌ مشتش رو توی ک...صم فرو کرد... https://t.me/+BMZFlZvjHaExODJk https://t.me/+BMZFlZvjHaExODJk ❌💦مردک روانی خودشو توی عقد نشون میده ولی وقتی دختر بیچاره زنش میشه میفهمه سادیسم داره و...😱😱😱

- از بچگي بين ابريشم بزرگ شدم، ولي هيچي اندازه كـ•ـص تو ابريشمي نبوده رويا.❌ با خجالت لبم و گاز گرفتم كه بدون خجالت دستش و بين لايه‌هاي بهـ•ـشتم كشيد. - مي‌تونم تا صبح جوري جرت بدم كه بند بند كـ•ـصت از هم باز شه. يهو كـ•ـير ک*لفتش و يه ضرب توي كـ•ـصم فرو برد كه جيغ بلندي كشيدم و بازوش و چنگ زدم. - اوف رويا چه قدر داغي🔥 فرصا نداد حركتي بكنم و تند تند شروع به تلـ•ـمبه زدن كردن. - همين امشب بايد حامله شي. مي‌خوام از اين كـ •ـص بلوري بچه داشته باشم.🔞💦 پاهام و بهم چسبوند و… https://t.me/+vXbNYE8T1QgxYTZk https://t.me/+vXbNYE8T1QgxYTZk رويا دختر كم سن و سالي كه اسير تاجر پارچه بزرگي شده و حالا هر شب با سرويس دادن بهش…😱🔥

-اویییی بابایی تو کشتی داری ک*صمو میخوزی آهههه تند تند برام لیس میزد و با انگشت توم تل*نبه میزد با تکونای کشتی انگشتش به دیواره های رحمم میخورد و حش*ری ترم میکرد آب ک*صم روی تخت میریخت که ک*یر ک*لفتشو از شلوارش بیرون کشید -این میخواد بره تو لونش ، تو ک*ص تگنت! ناگهان با فرو رفتن ک*لفتی ک*یرش...🤤🍓🥵💦🔞 https://t.me/+9ztOlM-__Ds3MjE8 چند ساعت دیگه پاک میکنم حسرتشو میخوری🔞