جـــان پناھ
Открыть в Telegram
—— در میانهی جنون و رویا، خطتیره روایت میکند. 𓍢ℭ𝔬𝔫𝔱𝔞𝔠𝔱 𝔴𝔦𝔱𝔥 𝔪𝔢: @myhavensbot𓍯
Больше489
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
489
خیلی جدی، کاملا جدیایم.
خیلی خیلی زیاد جدی هستیم.
انقدری که وقتی عکس هات رو دیدم پیش خودم میگفتم وای چجوری تا الان متوجهش نشده بودم..
489
+1
من برام یک سوالی پیش اومده.
شماها در مورد این شباهتهایی که این چندوقت بهم میگید جدی هستید؟:)
یا چون من خوشم اومده دارید ادامه میدید؟
489
ایوانا مامانت چی کشیده… مامان من وقتی اخبار کسایی که کشته شدنو میخوند و عکسای نیکا رو میدید مدام گریه میکرد نمیزاشت برم بیرون
489
https://t.me/AttackOnZombies/24384
هیچوقت یادم نمیره… وقتی خبردار شدم داشتم سکته میکردم ایوا… چقدر نبودنت تو اون چند روز سخت بود هر بار غیب میشدی از نگرانی میمردیم😭
489
به یاد روزی که به خدایم التماس کردم مرا به مادرم برگرداند… برگشتم اما او هفتهها در همان خیابان، جایی که وحشیانه مرا بر زمین کشیده بودند، اشک میریخت.
