ru
Feedback
Armin

Armin

Открыть в Telegram

نویسنده، خواننده، باکسر، آهنگساز، بیت ساز. Writer, singer, boxer, composer, beat maker. راه چاره را آشکار می‌کنم. .I reveal the path

Больше
800
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-230 дней
Архив постов
I only believe in things that i can see. من تنها به چیزهایی که می‌توانم ببینم، باور دارم. #آرمین_آشکوب بخش: من #بیدار_می‌مانم_و_می‌نویسم2 #i_stay_awake_and_write_2

بینش تنها با چشم نیست؛ اگر توانایی دریافتن و پی بردن بودن ها را داشته باشی، بینا هستی.
دریافتن: حس کردن. پی بردن: فهمیدن. بودن: وجود/ هستی.
#آرمین_آشکوب #دلنوشته_های_کوتاه3

Seeing is not only with eyes; if you can feel and understand the existence, you are Discerning. #short_heart_wrote3

هنگامی که می‌گویم باید فرهنگ پارس را گرامی بدانند و از آن بدرستی بهره ببرند و آنرا تباه نکنند و آگاهانه از آن بهمراه هر فرهنگ دیگری بهره ببرند، سخنان من را این‌گونه برداشت می‌کنند: ″گور پدر همهٔ فرهنگ ها و زبان ها؛ تنها فرهنگ پارس باید سرزنده باشد″. کوچکترین هنگامی را نمی‌گذارند تا بخواهند بیندیشند که آگاهانه و سوا گونه، از فرهنگ ها بهره برداری کنند و آنان را پی ببرند و بجای چنین کاری، تلاش می‌کنند تا کسی که آگاهی را در دسترس آنان می‌گذارد را سرکوب کنند؛ چون تنبلی همیشگی را بجای دگرگونی، برتری می‌دهند. نمی‌خواهند بدانند که به چه زبانی گفتگو می‌کنند و چرا گفتگو می‌کنند و چگونه گفتگو می‌کنند و برای همین است که همیشه آهمند و ناله کننده هستند.
بهره برداری: استفاده. تلاش: سعی. آگاهی: دانش/ خرد. آهمند/آهومند: مشکل دار/ نقص دار.
#آرمین_آشکوب بخش نخست #کشور_در_تباهی پارهٔ سه

همه چیز را زیر پرسش ببر. همه کس، همه چیز و همهٔ باور هایی که نمی‌دانی ریشهٔ آن‌ها از کجا آمده و هم‌چنان بآنها باور داری.
پرسش: سؤال. باور: اعتقاد. ریشه: بن/ بیخ.
#آرمین_آشکوب #نامه_ای_به_من2

Question everything. Everyone, everything and every beliefs that you do not know where their roots came from and you still believe in them. #a_letter_to_me2

no day has wasted. هیچ روزی تباه شده نیست. #آرمین_آشکوب #دلنوشته_های_کوتاه3 #short_heart_wrote3

سپاسگزاری ها را می‌توان در همان لبخند های ژرف و خنده ها یافت؛ لبخندی پس از هر بار بو کردن چیزی خوش‌بو؛ پس از دیدن چیزی زیبا؛ پس از سگالیدن بیادی دلنشین؛ پس از دریافت کردن دریافتی پر از شیفتگی؛ پس از دست زدن بچیزی ارزشمند؛ پس از برداشتن گام هایی در تنهایی؛ پس از دست یافتن بچیزی پس از تلاش های بی پایان؛ پس از آفریدن چیزی سوا؛ پس از گرفتن کسی درآگوش؛ پس از پی بردن و یافتن آگاهی دربارۀ چیزهایی؛ پس از گرم شدن پس از سرمای زننده؛ پس از خنک شدن پس از گرمای کشنده؛ پس از هر بار آرام شدن و پس از هر بار نگاریدن و نگاریده شدن.
سپاسگزاری: شاکری/ قدردانی. ژرف: عمیق/ گود. زیبا: زیبنده/ خوش نما/ نیکو. سگالیدن: تفکر/ خیال کردن/ اندیشیدن. یاد: خاطرة. دریافت کردن: بدست آوردن. دریافت: حس. شیفتگی: عشق. ارزشمند: مهم. گام: قدم. بی پایان: بی انتهاء/ بی نهایة. آفریدن: ساختن/ ایجاد کردن/ خلق کردن. آگوش: آغوش/ بغل. پی بردن: فهمیدن/ ادراک. آگاهی: دانش. نگاریدن: نقش بستن/ کشیده شدن.
#آرمین_آشکوب #دلنوشته_های_کوتاه3

You can find gratefulness in those deep smiles and laughs; smile after smelling something fragrant; after seeing something beautiful; after thinking about some pleasant memory; after receiving a feeling full of love; after touching some worthy thing; after taking steps in loneliness; after gaining something after a lot of endless tries; after creating something different; after hugging someone; after understanding and finding some knowledge about some things; after getting warm after nasty coldness; after getting cold after deadly heat; after every time getting calm and after every time drawing and getting drawn. #short_heart_wrote3

هیچ هنگام هیچ‌کس را در نزدیکی خود نیافته ام و ندیده ام که بهتر از من سپاسگزار باشد و فرنود سپاسگزار بودن را بداند؛ آن‌هم با اینکه گاه کسانی من را با دیدگاه خود، آدمی ناسپاس می‌دانند و بیان می‌کنند و گمان می‌کنند که من مانند آنان ام.
هنگام: وقت/ زمان/ گاه. سپاسگزار: قدردان/ ممنون/ شاکر. فرنود: معنی/ برهان. گمان: خیال/ فکر/ اندیشه. مانند: مثل/ شبیه/ همانند.
#آرمین_آشکوب بخش: من #بیدار_می‌مانم_و_می‌نویسم2

I never found or see someone near me that be grateful better than me and know the meaning of being grateful; even with this that they see people like me with their own view as some ungrateful persons and explaining our personalities like how themselves are and think that i am like them. #i_stay_awake_and_write_2

زندگی خود را در دست شده بندان فریب‌کار نگذار که سالمه را بگونه ای که بسود گروندگی آنان بوده نگاریده اند تا تو را با فتالیدگی فرهنگ ها اندروا کنند. در هنگام کنونی زندگی کن و راست را بیاب و رها شو و آینده را بساز.
در دست: در کنترل. شده بند: تاریخ نویس/ وقایع نویس/ مورخ. فریب‌کار: دروغ‌گو/ ریاء‌کار. سالمَهْ: تاریخ. گِرَوَنْده: معتقد. نگاریدن: نقش بستن. فَتالیدگی: پراکندگی/ شیوع. فرهنگ: رسم/ آداب. اَنْدَرْوا: سردرگم. هنگام: وقت/ زمان. راست: حقیقة/ واقعة. یابیدن: پیدا کردن/ یافتن. ساختن: آفریدن.
#آرمین_آشکوب بخش: تو #بیدار_می‌مانم_و_می‌نویسم2

Do not let your life control in the hand of some liar historians who wrote the history like the benefit of their beliefs so they can make you confuse with dispersal of cultures. Live in present and find the truth and set yourself free and make the future. #i_stay_awake_and_write_2

به دور دست، نگاه بینداز؛ ولی در آن گم نشو؛ کمی کوتاه نگاه بینداز و زود بیندیش و زود انجام بده. درگیر نشو که ″پس ازینکه این گام را برداشتم، گام دیگر را چگونه بردارم؟″؛ تنها یک گام را بردار و گام دیگر را بردار و ادامه بده؛ با زود سگالیدن و زود انجام دادن، به همان دور دست که می‌خواهی، خواهی رسید؛ اگر بخواهی دربارهٔ گام ها، بسیار بیندیشی، گام های بسیار دیگری نیز ساخته می‌شود و تا هنگامی که بخواهی بآن دور دست هایی که خواستار بوده ای، دست پیدا کنی، مرده ای. اگر اندیشه هایی آزاد داری و کارها را به بهترین شیوه انجام می‌دهی، همیشه از در ها رد خواهی شد.
گام: قدم. چگونه: چه جور/ چه طور. زود: شتاب دار/ تند/ سریع. سِگالیدن: فکر کردن/ گمان کردن/ اندیشیدن. مرده: بی جان/ نیست شده/ در گذشته. آزاد: بی قید/ بی بند. شیوه: روش/ راه/ طرز/ طریقه/ گونه. رد شدن: گذر کردن.
#آرمین_آشکوب #نامه_ای_به_من2

Look at far; but do not get lost in it; watch it for a little and think fast and do fast. Do not engage with this that "after i took this step, how should it take another?"; only take one step and take another and go on; with thinking fast and doing fast, you will reach to that far point that you want it; if you wanna think a lot about the steps, many other steps will appear and until you want to reach the far that you were wanted it, you died. If you have free thinking and you are doing things in the best way, you will always through the doors. #a_letter_to_me2

دیگران روی پلید من را ندیده اند و من نیز آرزو می‌کنم که نبینند و خود نیز نبینم. من نیز باندازهٔ دیگران، از روی دیگر خود، بیزار ام. چرا کسی که از بسیاری کسان بدتر است را دوست بدارم؟ بدست همانان پرورش یافته و همانان را می‌درد؛ او من نیست و من نمی‌خواهم کسی را بدرم و با کسی با پرخاش برخورد کنم و دل کسی را بشکنم؛ ولی اگر روی دیگر خود را برگزینم، همه چیز را با خرسندی انجام خواهم داد.
رو: رخ/ چهره/ بخش. بیزار: متنفر. پرورش: رشد. دریدن: پاره کردن/ تکه کردن/ بخش کردن. پرخاش: خشم/ غضب. دل: قلب. برگزیدن: انتخاب کردن. خرسندی: خوش‌حالی/ خشنودی.
#آرمین_آشکوب #دیو_در_درون_من2

Others never seen my evil side and i wish that they do not see it and i do not see it. I hate my other side as much as others. Why should i love someone who is even worse than many people? It was grown in their hands and he will rip them; he is not me and i do not want to rip anybody or behave aggressively with anyone and break anyone's heart; but if i choose my other side, i will do everything gladly. #the_monster_inside_me2

می‌توانم بسیاری از کار ها را بکنم؛ ولی نمی‌خواهم بکنم؛ برای همین، مردم من را ناتوان می‌پندارند. همه چیز را می‌توانم پی ببرم و پذیرش کنم؛ ولی همه چیز را بیان نمی‌کنم. خرسند کننده و دلنشین است که من را ناتوان و بی خرد بپندارند؛ هرچه ناتوان تر و بی خرد تر و بی آزار تر باشم، بیشتر می‌توانم آنان را در هنگام هایی شگفت زده کنم؛ گرچه شگفت زدگی چند کودن چه سودی به من خواهد رساند؟ این ناآگاهی آنان از توانمندی ها و خردمندی و آگاهی های من است که به من سود می‌رساند و هنگام های من را پر از آرامش و خرسندی می‌کند. #آرمین_آشکوب بخش: من و آنان. #بیدار_می‌مانم_و_می‌نویسم2

I can do many things; but i do not want to do; for that, people think of me as an incapable. I can understand and accept everything; but i do not tell everything. It is very pleasant that they know me as an idiot and incapable. the more idiot and incapable, the more i can suprise them in some times; although what good it would do to me to suprise some idiots? This is their unawareness of my capabilities and my wisdoms that make my times full of happiness and peace. #i_stay_awake_and_write_2

اگر بتوانی آگاهانه همه چیز را پی ببری؛ گاه چیزهایی را انجام خواهی داد و چیزهایی را بیان خواهی کرد که نیاز است انجام شوند و گفته شوند؛ هرچند اگر تو از درون نیاز نداشته باشی بیان کنی یا انجام دهی؛ ولی نیاز است تا انجام شوند و بیان شوند. نیاز است تا شاید پس از بیان شدن و انجام شدن، دگرگونی هایی ساخته شود که زندگی را آسوده تر می‌کند؛ چه برای تو، چه برای همه. گرچه این سخن، دربارهٔ کسانی است که کم سخن می‌گویند و کم انجام می‌دهند و در کارهای دیگران سرک نمی‌کشند؛ گرنه هر کودنی که روز و شب را دارد سرک می‌کشد و سخنوری می‌کند و کارهای کودنانه ای را انجام می‌دهد، نمی‌تواند دگرگونی ای را بسازد با این‌که هیچ‌کس او را باور نمی‌کند و به کارها و سخنان او، باور ندارد.
دگرگون/ دیگرگون: تغییر.
#آرمین_آشکوب بخش: همه. #بیدار_می‌مانم_و_می‌نویسم2