معمای عشق
Открыть в Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
Больше746
Подписчики
Нет данных24 часа
+37 дней
+1930 день
Архив постов
746
🎼❤️🎼
🎼Je l'aime à mourir
🗣#shakira
----------------------
دوستش دارم تا مرگ
شما می توانید همه چیز را نابود کنید
هر چه را می خواهید
او تنها کافی ست
که آغوشش را بگشاید
تا همه چیز را باز بسازد
دوستش دارم تا مرگ ...
🍏🍎🍃
746
●
«یادت هست روی تپهها چه چشماندازی ما را در میان گرفته بود؟ در آنجا نه مرگ بود و نه زندگی. جاذبهیی عظیمتر و نیرومندتر از این هر دو ما را میکشید. ابدیت از ما دور نبود. آن لحظه که پرندهیی در شیب تپه صدایش را سرداد، لحظهیی بزرگ بود. آنجا من به معنی «ناب» پی بردم. چشمانداز ما علف ناب بود؛ مِهِ ناب؛ موسیقی ناب...»
[هنوز در سفرم، یادداشتهای منتشرنشدهٔ سهراب سپهری]
🍏🍎🍃
746
○
کسی چه میداند من چقدر تلاش کردهام که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود؟ زیرا در میان ویرانی و رنج وظیفهی انسان این است که قلبش را به زشتی نسپارد.
📕 #برادران_کارامازوف
✍ #داستایفسکی
🍏🍎🍃
746
🎧 #غزلیات_حافظ_322
📖 هر روز یک غزل از حافظ
------------------
خیالِ نقشِ تو در کارگاهِ دیده کشیدم
به صورتِ تو نگاری ندیدم و نشنیدم
اگرچه در طلبت هم عِنانِ باد شِمالم
به گَردِ سروِ خرامانِ قامتت نرسیدم
امید در شبِ زلفت به روزِ عمر نبستم
طمع به دورِ دهانت ز کامِ دل بِبُریدم
به شوق چشمهٔ نوشت چه قطرهها که فشاندم
ز لَعلِ بادهفروشت چه عشوهها که خریدم
ز غمزه بر دلِ ریشم چه تیرها که گشادی
ز غصه بر سرِ کویت چه بارها که کشیدم
ز کویِ یار بیار ای نسیمِ صبح غباری
که بویِ خونِ دلِ ریش از آن تراب شنیدم
گناهِ چشمِ سیاهِ تو بود و گردنِ دلخواه
که من چو آهویِ وحشی ز آدمی بِرَمیدم
چو غنچه بر سرم از کویِ او گذشت نسیمی
که پرده بر دلِ خونین به بویِ او بِدَریدَم
به خاکِ پایِ تو سوگند و نورِ دیدهٔ حافظ
که بی رخِ تو فروغ از چراغ دیده ندیدم
🍏🍎🍃
746
○
ما امروز وارث مُردهریگ پدرانمان هستیم و از خرمنِ غفلتِ آن خوابزدگان خوشه میچینیم.
گناهی که از دل و دست نسلی سرچشمه میگیرد چون جویباری در نسل بعد روان میشود و علفهای هرزهی بلایا را میرویانَد. البتّه این عدالت نیست که نسلی عصارهی زهرآگینِ عمل نسلی دیگر را بنوشد، عدالت نیست امّا واقعیّت است.
📕 افسانههای تبای
✍🏼سوفوکلس
746
🎼❤️🎼
🗣#حسین_توکلی
نیمه ی جانِ منی یار یار
---------------------------
ای پیک پی خجسته
که داری نشان دوست
با ما مگو بجز سخن
دل نشان دوست
حال از دهان دوست
شنیدن چه خوش بود
یا از دهان آن که شنید
از دهان دوست ...
#سعدی
🍏🍎🍃
746
○
خورشید که بتابد
شمعدانی های پشت پنجره
به قدم های سبز
کوچه لبخند خواهند زد
گنجشک ها
با بال های آبی ِ پرواز
در قنوت باورِ عشق؛
خدای را... تسبیح می گویند
خورشید که بتابد؛
سنجاقک ها
در ضیافتِ نور
فصل های
رفته را... ورق می زنند
و چشم های خیس من؛
در آفتاب سبز نگاه تو ...
به شکرانه یِ
طلوع صبحی دیگر
به عشق ؛
سلامی دوباره خواهند داد...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
با آرزوی تابش نور و روشنایی
🍏🍎🍃
746
امید، تنها چیز قدرتمندی است که میتواند دلهای انسان را در تاریکی حفظ کند.
📕#برادران_کارامازوف
#داستایفسکی
746
○
روزی خورشید خواهد آمد
روزی برای من
خورشیدی خواهد درخشید
آنگاه
گل های زیبایی که خواهم داشت
بیشمار خواهند بود
آنگاه بار دیگر
رنگ دریا را بازخواهم دید
آنگاه با زمین
احوالپرسی خواهم کرد
روزی خورشید خواهد دمید
و این غم سر خواهد آمد
و روز خواهد شکفت
و من پشت گرم از خورشید
در راه زندگی
خواهم شتافت
✍#بیژن_جلالی
درودی به مهر صبحتان به خیر
🍏🍎🍃
