معمای عشق
Открыть в Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
Больше776
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
+730 дней
Архив постов
776
❌✅
❗️جعلیات
ساکنم بر در میخانه
که میخانه از اوست
میخورم باده که این باده و
پیمانه از اوست
گَر به مسجد کشدم زاهد و در دَیر کشیش
چه تفاوت کند این خانه و آن خانه از اوست
خویش و بیگانه اگر زحمت و رحمت دهدم
رحمت خویش از او ، زحمت بیگانه از اوست
روزگاریاست که در گوشۀ ویرانۀ دل
کردهام جای که این گوشۀ ویرانه از اوست
گر چه پروانه دلی سوخت ز شمعی چه عجب
شمع از او ، محفل از او ، هستی پروانه از اوست
نیَم آدم گر از آن دانۀ گندم نخورم
من از او، جنّت از او، خوردن از او، دانه از اوست
سنگ زد عاقل اگر بر دل دیوانۀ ما
سنگ از او، عاقل از او، این دل دیوانه از اوست
گر چه جانانه در این شهر بسی هست ولی
اوست جانانۀ من، کین همه جانانه از اوست
کشتن نفس نه از همّت مردانۀ توست
بس کن عقل که این همّت مردانه از اوست
گر چه دانم همه افسانه بود قصّۀ عشق
شرح افسانه کنم کاین همه افسانه از اوست
کی شود ذات عدم
لایق گفتار «فؤاد»
ما از اوییم و خود این
دفترِ فرزانه ز اوست.
❌❌ مولانا❌❌❌
✍#فؤاد کرمانی✅✅
🍏🍎🍃
776
کسی چه میداند من چقدر تلاش کرده ام که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود؟ زیرا در میان ویرانی و رنج وظیفه ی انسان این است که قلبش را به زشتی نسپارد.
📕 #برادران_کارامازوف
✍ #فئودور_داستایوفسکی
🍏🍎🍃
776
○
هیچ رابطه ای قادر به از بین بردن تنهایی نیست.
هر یک از ما در هستی تنهاییم
ولی می توانیم
در تنهایی یکدیگر شریک شویم
همانطور که عشق درد تنهایی را
جبران می کند...
👤اروین د یالوم
🍏🍎🍃
776
🎼❤️🎼
🎼#دوستت_دارم
🗣#سالار_عقیلی
---------------------
سرگردان می کند رویای تو مرا
می پرسم از خودم
با این همه چرا
من دوستت دارم من دوستت دارم
من دوستت دارم ....
🍏🍎🍃
776
درود بر دوستان عزیز
برای حفظ کیان زبان و ادب فارسی و پاسداشت و احترام به ارزش کار نویسندگان و شاعران برآنیم که قوانین دقیق تر و محکم تری بکارببریم .
برای جلوگیری از نشر جعلیات به مساعدت همگانی نیازمندیم
لطفا از بارگذاری پست ها و مطالب جعلی که #صاحب_اثر مشخصی ندارند یا مطمئن نیستیم صاحب اثر چه کسی است خودداری کنیم.⛔️
🍏🍎🍃
776
در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است
خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
به شعر حافظ شیراز میرقصند و مینازند
سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندیی
#حافظ
776
جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت نیست
ز مهر او چه میپرسی در او همت چه میبندی
همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی
دریغ آن سایه همت که بر نااهل افکندی
#حافظ
