معمای عشق
Открыть в Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
Больше784
Подписчики
-224 часа
-57 дней
+730 дней
Архив постов
784
●
از عشق نمی نویسم...
فقط از تو می نویسم
و عـــشــق خود
از کلامـم زاده می شود…
✍#نزار_قبانی
🍏🍎🍃
784
🎼❤️🎼
مرا از پشتِ
درهای بسته ی بی ماه
به قلب آبی ِ کهکشان ها... ببر
آن جایی که عشق؛
باران را صدا می زند
و زمین از تشنگی نمی گرید
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
784
📕✨📕
📕#بارون_درخت_نشین
👤 نویسنده : #ایتالو_کالوینو
▪️بخش 23 قسمت دوم
🎤 آرمان_ سلطانزاده
🍏🍎🍃
784
○
یک جمله معروف از کتاب «فکر کن و ثروتمند شو» نوشته ناپلئون هیل به این صورت است:
«اگر از کسانی که انتظار حمایتشان را داشتید، حمایت نشدید، تعجب نکنید. بسیاری از مردم حتی در شرایطی که به سودشان است، حاضر به حمایت از شما نیستند.»
🍏🍎🍃
784
غزل شماره/ ۳۵۰ حافظ
به عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کُنم
بهارِ توبهشکن میرسد چه چاره کُنم؟
سخن درست بگویم نمیتوانم دید
که مِی خورند حریفان و من نِظاره کنم
چو غنچه با لبِ خندان به یادِ مجلسِ شاه
پیاله گیرم و از شوق، جامه پاره کنم
به دورِ لاله دماغِ مرا عِلاج کنید
گر از میانهٔ بزمِ طَرَب کناره کنم
ز رویِ دوست مرا چون گلِ مراد شِکُفت
حوالهٔ سَرِ دشمن به سنگِ خاره کنم
گدایِ میکدهام، لیک وقتِ مستی بین
که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم
مرا که نیست رَه و رسمِ لقمهپرهیزی
چرا ملامتِ رندِ شرابخواره کنم
به تختِ گُل بنشانم بُتی چو سلطانی
ز سنبل و سَمَنش، سازِ طوق و یاره کنم
ز باده خوردن پنهان مَلول شد حافظ
به بانگِ بَربَط و نِی، رازَش آشکاره کنم
🍏🍎🍃
784
●
چلچله ها؛ در باد می میرند
وقتی برگ های خزان زده ی زرد
تن پوش خیسِ خاک می شوند
و گاه... چه زود... صدایِ
قدم های بهت آلوده ی کوچه؛
از حافظه ی گنگِ قاب های
خالی ِ پنجره ... پاک می شود...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
784
🎼❤️🎼
«تو کجایی»
خواننده: حمیرا
آهنگ: علی تجویدی
تنظیم: کاظم رزازان
ترانهسرا: لیلا کسری
این ترانه، نسخهی تکمیل شده از ترانهی «از دلم مرو» با صدای پروین و با کلامی متفاوت است .
🍏🍎🍃
784
○
بنال بلبل
اگر با مَنَت سرِ یاریست
که ما دوعاشق زاریم و
کارِ ما زاریست
در آن زمین که
نسیمی وزد ز طُرِّهٔ دوست
چه جایِ
دم زدنِ نافههای تاتاریست
بیار باده که
رنگین کنیم جامهٔ زرق
که مستِ جامِ
غروریم و نام هشیاریست
خیالِ زلفِ تو
پختن نه کارِ هر خامیست
که زیرِ
سلسله رفتن طریقِ عیّاریست
لطیفهایست نهانی
که عشق از او خیزد
که نام آن
نه لبِ لعل و خطِ زنگاریست
جمالِ شخص، نه چشم است و
زلف و عارض و خال
هزار نکته
در این کار و بارِ دلداریست
قلندرانِ حقیقت
به نیم جو نخرند
قبایِ اطلس
آن کس که از هنر عاریست
بر آستان تو
مشکل توان رسید آری
عروج بر فلکِ
سروری به دشواریست
سحر کرشمهٔ چشمت
به خواب میدیدم
زهی مراتب خوابی
که بِه ز بیداریست
دلش به ناله میازار و
ختم کن حافظ
که رستگاریِ جاوید
در کم آزاریست
حضرت#حافظ
🍏🍎🍃
