ru
Feedback
پاک نگار؛ خواندن، نوشتن، ویرایش، زبان فارسی❇️

پاک نگار؛ خواندن، نوشتن، ویرایش، زبان فارسی❇️

Открыть в Telegram

⏹️ نعمت الله پناهی، دانش آموخته دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد ⏺️ مدرس دانشگاه ⏺️ ویراستار متون ادبی، علمی، دانشگاهی(پایان نامه، رساله) 🔽تماس با مدیر کانال: 09193419024 @npanahi59 panahi_947@yahoo.com http://panahi91.blogfa.com

Больше
352
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
+130 дней
Архив постов
▪️مراسم تدفین فروغ‌ فرّخزاد (۸ دی ۱۳۱۳ – ۲۴ بهمن ۱۳۴۵) 📸 عکاس: یحیی دهقان پور @pak_negar

▪️مثل کما مابین مرگ و زندگی، آری حس بدی دارم شبیه خواب و بیداری ▪️حس بدی دارم دلم پرواز می‌خواهد یک آبیِ دل‌کنده از این چار‌دیواری ▪️من، کار... مترو… کار... مترو… کار.... مترو… من دلگیرم از این روزهای تلخ و تکراری ▪️دل بستم و دل کنده‌ام بی‌مزد، با این کار نام جدیدی می‌گذارم روی بیگاری ▪️تکلیف جبر و اختیار از عمر معلوم است با جبر دنیا آمدی، از مرگ ناچاری ▪️یادش به‌خیر آن روزها بی‌آرزو بودم بی‌آرزو یعنی زمانی‌که تو سرشاری ▪️از عشق، از آینه، از لبخند، بی‌خورشید امروز من دل‌سنگم و آینه زنگاری ▪️با این همه جز عشق راهی را نخواهد رفت فرهاد، اگرچه پیش پایش کوه بگذاری #سید_وحید_سمنانی @pak_negar

▪️سکوت حرف آخره ... 📽 عبدالجبار کاکایی @pak_negar

▪️هر آن فردی که دارد زر به عالـم، زور هــم دارد هر آن فردی که دارد زور و زر، مـزدور هم دارد ▪️مخور هرگـز فریـب زرق و برق ِزر که می‌گویند اگر ویــرانه دارد گنــج، مار و مور هم دارد ▪️مزن نیش ار نداری بهره‌ای از نوش، ای منعم! که این قـدرت‌نـمایی تو را، زنبور هم دارد ▪️عصا در دست موسی چون که باشد، می‌شود ثُعبان وگرنه این عـصا را در کف خود، کور هم دارد ▪️نظر مفکن تو با چشم حقارت، بر تهی‌دستان سلیمان با همه حشمت، نظر بر مور هم دارد ▪️اگر بهرام گــور از گور آرد سر برون، گوید که هر صـیاد، صـیادی به نام گور هم دارد ▪️مکن ترک وطن، ژولیده بهر خفتن بغداد که آن حال و هوا را صبح نیشابور هم دارد ژولیده نیشابوری @pak_negar

▪️دست را بر اژدها آن کس زند که عصا را دستش اژدرها کند ▪️سرّ غیب آن را سزد آموختن که ز گفتن لب تواند دوختن ▪️درخور دریا نشد جز مرغ آب فهم کن والله اعلم بالصواب او به دریا رفت و مرغ‌آبی نبود گشت غرقه دست گیرش ای ودود #مثنوی_مولوی 🔅دفتر سوم @pak_negar

🔺به هر دل بستنم عمری پشیمانی بدهکارم نباید دل به هرکس بست، اما دوستت دارم 🔺پر از شور و شعف با سر به سویت می دوم چون رود تو دریا باش تا خود را به آغوش تو بسپارم 🔺دل آزار است یا دلخواه! ماییم و همین یک دل ببر! یا بازگردان! من به هر صورت زیانکارم 🔺ملامت می کنندم دوستان در عشق و حق دارند تو بیزار از منی! اما مگر من دست بردارم 🔺تو خواب روزهای روشن خود را ببین، ای دوست شبت خوش گرچه امشب نیز من تا صبح بیدارم! #فاضل_نظری 📚 از کتاب #اکنون @pak_negar

▪️سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی ... @pak_negar

▪️عاقبت طوطی من لال درآمد از کار چلّه چلچله‌ام کال درآمد از کار ▪️وعده‌ می‌داد شب هجر به پایان برسد وعده‌ی یک شبه‌اش سال درآمد از کار ▪️خواب دیدم صنمی آب به رویم پاشید وسط معرکه، غسّال درآمد از کار ▪️صاحب کشف و کرامات شنیدم مشتش عاقبت وا شد و رمّال درآمد از کار ▪️دل وامانده چو شاهین قضا را پایید کفتری بی‌پر و بی‌بال درآمد از کار ▪️خواستم نظم کنم عاقبتت را ای شیخ خود به خود قافیه‌اش ضال درآمد از کار ارفع کرمانی 🎙 بهروز رضوی @pak_negar

▪️به ویرانۀ من بنشین ... 🎶 شباهنگ محمدرضا شجریان همایون شجریان مژگان شجریان @pak_negar

▪️تو سفر کردی و من منتظرت می‌مانم کارِ من نیست فراموشیِ تو، می‌دانم ▪️به تماشای من از دور قناعت کردند یک کلیسا وسط شهر مسلمانانم ▪️من به یک جنگل خشکیده شباهت دارم کوه هم باشم اگر، گردنۀ حیرانم ▪️تکیه‌گاه کس و ناکس شده‌ام، دیوارم آدمی نیست که دورم نزده، میدانم ▪️تو خیابان به خیابانِ جهان را گشتی من تهِ کوچۀ‌ آغوشِ تو سرگردانم ▪️تو به اسپرسو و سیگار و هِگِل مشغولی من اگر حوصله‌ای بود غزل می‌خوانم ▪️تو همان عاقلِ یک‌دندۀ آینده‌نگر من همان عاشق دل خسته، همان عمرانم ▪️منطقی نیست که دیوانه شوی، برگردی منطقی نیست، ولی منتظرت می‌مانم عمران_بهروج @pak_negar

▪️مرتضی کیوان در پی پناه دادن به سه تن از نظامیان فراری حزب توده در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، دستگیر و به جرم خیانت، در ۲۷ مهر ۱۳۳۳ تیرباران شد. @schahrouzk 🎙 احمد شاملو @pak_negar

خاکِ باران‌خورده آغشته ا‌ست با بویِ تنت باد، بوی آشنا می‌آورد از مَدفنت زنده‌ای در هر گیاهِ سبز [تازه]، کز خاکت دَمَد گر چه می‌دانم که ذره‌ذره می‌پوسد تنت عصرِ تلخی بود، عصرِ آخرین دیدارمان آخرین باری که دستم حلقه شد بر گردنت مهربان بودی و آن ایمانِ دریایی هنوز موج می‌زد، در «خدا پشت و پناهت» گفتنت «آخرین دیدار» گفتم؟ عذر می‌خواهم، عزیز! آخرین باری که دیدم، غرق خون دیدم منت با دهانِ نیم‌باز، انگار می‌خواندی هنوز خیره در آفاقِ خونین، چشمِ بازِ روشنت صبح بود اما هوا دلگیر و بغض‌آلود بود آسمان گویی سیه پوشیده بود، از مردنت گل به سوکت جامۀ جان تا به دامان می‌درید باد در مرگ تو می‌زارید و می‌زد شیونت بی‌خزان است آن بهارِ سرخ تو در خاطرم آن که از خون هَشت گل رویاند بر پیراهنت [آن که از خون هِشت، گل رویاند بر پیراهنت] با تمام سروهایت دیده‌ام در بوستان با تمام ارغوان‌ها دیده‌ام در گلشنت نیستی، -بالابلند! اما چه خوش پیچیده است در همه جنگل، طنینِ نعرۀ شور افکنت زنده‌ای و سیل خونت می‌کَنَد بیخ ستم ای تو فرهادی دگر، با تیشۀ بنیان کَنت ▪️حسین منزوی ▨ نام شعر: آخرین دیدار 🎙حسین منزوی ▨ موسیقی: کارن همایونفر ▨ پالایش و تنظیم: شهروز @Schahrouzk ▪️این شعر، غزلی است که حسین منزوی، برای برادر کوچک‌ترش سروده است. برادرش حسن منزوی، به دلیل فعالیت سیاسی، در سوم آذرماه ۱۳۶۰ تیرباران شد و به ضرب چهار گلوله، از این جهان پر کشید. در این شعر، منزوی با توجه به رد شدن گلوله از پیکر برادر و خونین شدن هر دو سوی پیراهن او، آن چهار زخم را، هشت گُل دانسته است. @pak_negar

Khak e Baran Khorde - 2_18_24, 6.53 PM.mp39.73 MB

▪️تو نیامدی ... 🔘نوازندۀ دودوک «آندارنیک مسروپیان» @pak_negar

🍁 به عزای عاجلت ای بی‌نجابت باغ بعد از آنکه رفته باشی جاودان بر باد هرچه هرجا ابر خشم از اشک نفرت‌باد آبستن همچو ابر حسرت خاموش‌بار من 🍁ای درختان عقیم ریشه‌تان در خاک‌های هرزگی مستور یک جوانهٔ ارجمند از هیچ جاتان رُست نتواند ای گروهی برگ‌ چرکین تار چرکین پود یادگار خشک‌سالی‌های گردآلود هیچ بارانی شما را شُست نتواند ... #مهدی_اخوان_ثالث @pak_negar

🔥نقش‌ها می‌ماند و ما نیستیم ... 🔥موزه دانشگاه فردوسی مشهد @pak_negar
🔥نقش‌ها می‌ماند و ما نیستیم ... 🔥موزه دانشگاه فردوسی مشهد @pak_negar

▪️مکُن تا توانی دل خلق ریش وگر می‌کُنی می‌کَنی بیخ خویش #بوستان_سعدی 🔘باب اول @pak_negar

▪️ غریب 🎙 #هوشنگ_ابتهاج، #اخوان_ثالث، #شهریار، #رضا_براهنی #سیمین_بهبهانی ♬ پالایش و تنظیم: شهروز schahrouzk@ @pak_negar

▪️غریب 🎙 #هوشنگ_ابتهاج، #اخوان_ثالث، #شهریار، #رضا_براهنی ♬ پالایش و تنظیم: شهروز schahrouzk@ @pak_negar

📚تمرین نوشتن ✍️ دوریس دوریه 🖍 ترجمه مهشید میر معزی ▪️«این کتاب دعوتی شخصی از تک‌ تک ماست برای این‌که دست به قلم ببریم و درب
📚تمرین نوشتن ✍️ دوریس دوریه 🖍 ترجمه مهشید میر معزی ▪️«این کتاب دعوتی شخصی از تک‌ تک ماست برای این‌که دست به قلم ببریم و دربارۀ زندگی‌ مان فکر کنیم. ▪️دوریس دوریه در کتاب دعوت به #نوشتن از قدرت نوشتن دربارۀ خود گفت و مخاطبان بسیاری را سر شوق آورد .حالا ما را تشویق می‌ کند که با این دفتریادداشت برای نوشتن، که پُر از الهام و توصیه است، در داستان زندگی خود غوطه‌ ور شویم و با آغوش باز به استقبال تناقض‌ های زندگی برویم.» ▪️«با نوشتن، وضوح و روشنی زندگی‌ مان را به دست آوریم. این است چیزی که دوریس دوریه در مدرسۀ الهام‌ بخش نوشتن خود ارائه می‌ دهد. دنیس شِک، تاگس اشپیگل «روزنامه‌ نگاران در مقالات خود سر این موضوع اختلاف دارند که آیا دوریه بهتر می‌ نویسد یا فیلم می‌ سازد. جواب ساده است: دوریس دوریه می‌ تواند هر دو کار را انجام دهد.» #نوشتن #کتاب_خوانی @pak_negar