Dardchin
Открыть в Telegram
IG:dardchin /dardčin/ - ص. فـا. (دَ. دْ) کسی که از فرط مهر و محبت آرزو کند که دردِ محبوبش بــِجان وی افتــد و بلاگـــردان او شود. 🖤 https://t.me/HarfBeManBOT?start=MTI0OTU5OTgzOQ لینک ناشناس☝️
Больше516
Подписчики
Нет данных24 часа
-37 дней
-530 день
Архив постов
516
با اشک و رد زخم روی قلبم اینستارو میبندم و شک میکنم که وقتی غمتموم شد هنوزم شادی کردن رو یادم باشه.
516
«ترس از عشق ، ترس از زندگی است
و انهایی که از زندگی میترسند ، پیش از مرگ مُرده اند.»
👤برتراند راسل
516
اشکالی نداره قهرمان کوچولو
تو، توی جنگ هایی که هیچکس ندید خیلی شجاع بودی.
من بودم.
من دیدم.
516
سقف قطار رو نگاه میکنم و هاشمو توی قلبم میبینم ک با لبخند میگفت:
« رویاهای تو سرت مسیر رو برات روشن میکنن پروانه ی من .
فقط شجاعت قدم برداشتن رو به پاهات بده.»
چشمامو میبندم و با لبخند میخوابم که هاشم هیچوقت دروغ نمیگه.
516
در بحرانهای جمعی، تفاوت تجربههای فردی رو نادیده نگیریم.
تجربه، فقط حاصل رویداد بیرونی نیست؛ حاصل تاریخچه فردی و ظرفیت روانی هر آدمه.
گفتن از تجربهی خودمون قرار نیست صدای دیگران رو خاموش کنه و شنیدن تجربهی دیگران قرار نیست تجربهی ما رو بیاعتبار کنه. واقعیت جمعی، وقتی دقیقتر دیده میشه که تجربههای فردی شنیده بشن.
516
هر اسمی رو که میشنوم و هر عکسی رو که میبینم، فقط دعا میکنم که ایکاش انتهای این مسیر چیزی منتظر ما و نسل غمگین ما باشه.
چیزی که ارزش میلیونها گلوله و هزاران کشته رو داشته باشه...
516
عکس خواهر و برادر های رفته ام رو نگاه میکنم و میفهمم نیاز نیست اونکه میمیره از خونت باشه تا احساس کنی بخشی از وجودت رو از دست دادی...
516
قلبم جوابشو میدونه...
چون دنیا برای غم ما صبر نمیکنه.
هیچوقت نکرده!
ب قول مامان: زمان از ما عبور میکنه ولی ما از زمان نه.
516
از صبح این سوال داره دیوارای ذهنم رو خطخطی میکنه که چرا دنیا نمی ایسته وقتی بابای سپهر، بین هزاران جنازه پسرشو با گریه صدا میزنه؟
