293
Подписчики
Нет данных24 часа
+77 дней
+630 день
Архив постов
294
من تنهای بدون تو بودم
به دلم یاد داده بودم بمونه تو خونش
گفتم هرکی اومد بگو بره بگو نه
ببین چه چشمایی داری که به چشم اومد
انگار تا اون موقع جات خالی بود
انگار دنیام همونجا که تو وایسادی بود
انگار ایندفه دل ما هم بازی بودو
یکی پیدا شد خاکی شه تو خاک بازیمون
نمیدونم چی نگهت داشت
چی تو من دست خالی دیدی که دلت خواست
